ترفندهای دشمن برای اغفال و مزدور ساختن افراد ساده لوح نا آگاه چیست؟ دشمن شناسی 1- مفهوم شناسی دشمن از دیدگاه امام و رهبری (خودی، غیر خودی، دشمن) 2- ابعاد دشمنی 3- اهداف دشمنی 4- روشهای دشمنی مفهوم شناسی 1- خودی و غیر خودی : تعریف : خودی به معنای آشنا و دوست به حامیان و وفاداران به یک دین ، رهبر ، جریان و یا حزب گفته می شود که در مقابل غیر خودی ها یا بیگانه ها قرار دارند که همان غریبه ها یا نااهلان و نامحرمان نسبت به آن دین ، رهبر ، جریان و یا حزب قرار گیرند . خودی ها به لحاظ اعتقادی ، گرایش و رفتاری مشابه هستند و غیر خودی ها مخالف باورها ، اصول ارزشی ، احساسات و رفتارهای آنها می باشند . خودی در نظام اسلامی : به فرد ، گروه ، جریان و حزبی گفته می شود که از ویژگی های زیر برخوردار باشد : • اعتقاد و التزام به اسلام و ارزشهای آن • اعتقاد و التزام به خط امام خمینی و مقام معظم رهبری • اعتقاد و التزام به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران • اعتقاد و التزام به ولایت مطلقه فقیه ( مفهوم و مصداق ) • حمایت از نظام جمهوری اسلامی و ارکان آن • جداسازی مرزهای اعتقادی ، گرایشی و رفتاری با دشمنان داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ایران و عدم وابستگی به دشمن • احترام واقعی به رای و نظر مردم و مردم سالاری دینی غیر خودی در نظام اسلامی: فرد ، گروه ، جریان یا حزبی است که فاقد ویژگی های فوق باشد . 2 – دشمن : در لغت به معنای « بد نفس » « زشت طبع » «پست» و در اصطلاح به فرد ، گروه ، کشور و یا هر آنچیزی گفته می شود که نسبت به کسی ، گروه یا کشوری بد خواه ، کینه جو و یا در جنگ و ستیز باشد . ( فرهنگ دهخدا و فارسی امروز) حضرت آیت الله خامنه ای ( مد ظله العالی ) درباره دشمن می فرمایند : هر کسی که با حاکمیت نظام مستقل مردمی دینی مخالف است ، دشمن است . طمع ورزان ، سود جویان ، زراندوزان ، زور گویان ، وابستگان ، مایلین به فساد و کسانی که از حاکمیت فرهنگ دینی زیان شخصی می بینند ، دشمنند . البته در راس اینها دشمنان خارجی هستند که بیش از همه ضرر دیده اند ، آمریکا بیش از همه از تشکیل حکومت اسلامی خسارت دید و هنوز هم دارد می بیند ، آنها جلوتر از همه اند ، صهیونیستها هم همین طور ، کمپانی های بزرگ جهانی همین طور ، کیسه دوخته های برای ثروت ملی همین طور ، همه اینها دشمنند . ( بیانات در دیدار مردم قم ، 1379/10/19) *دشمن را خوب بشناسید ، مبادا از شناسایی دشمن غفلت کنید ، غریبه هایی که خود را در لباس خودی در همه جا داخل می کنند ، اینها را بشناسید ، دست های پنهان را ببینید ، هیچ کس به خاطر غفلت ستایش نمی شود ، هیچ کس به خاطر چشم ها را بر هم گذاشتن مدح نمی شود . بیانات در دیدار دانشجویان و مردم ، 1378/4/1 * دشمن را بشناسید ، ادامه صفوف دشمن را در داخل کشور بشناسید ، روش های دشمن را بشناسید ، تبدیل شده و ترجمه شده آن روش ها در داخل کشور را هم بشناسید ، در داخل دانشگاه ، در داخل دبیرستان ، در متن جامعه ، در فعالیت کشور ، در مطبوعات و تبلیغات ، ادامه حضور استکبار را بشناسید . بیانات به مناسبت روز مبارزه با استکبار جهانی ، 1375/8/9 حضرت امام خمینی (ره) :  باید دشمنتان را بشناسید ، اگر نشناسید نمی توانید دفعش کنید . (صحیفه نور ، ج 12 ، ص 196)  ما باید در کارهایی که دشمن های ما می کنند دقت کنیم و تحلیل کنیم ، ببینیم که آنها به چه چیز زیاد اهمیت می دهند و انگشت روی چه حیثیتی از حیثیت های مسلمین می گذارند و بفهیمیم که آن چه که آنها بر آن اصرار دارند ، همانی است که برای مسلمین و برای بشر بد است ما از گفتار و کردار آن ها باید کشف کنیم که این ها چه می خواهند و ما باید چه بکنیم هر راهی را که انتخاب کردند ما باید راه مقابلش را انتخاب کنیم ( همان ج 15 ص 277 ) ابعاد دشمن دشمن انسانی /دشمن درونی /هوای نفس دشمن درونی : عبارت است از دشمنی که در درون نفس هر یک از انسان ها وجود دارد و آنها را به فساد و تباهی سوق می دهد . مقام معظم رهبری در اشاره به دشمنان پیامبر (ص) از جمله قبایل نیمه وحشی اطراف مدینه ، اشراف متکبر مکه ، منافقان ، یهودیان ، پنجمین دشمن را دشمن درونی می نامد و در این باره می فرماید : دشمن پنجم عبارت بود از دشمنی که در درون هر یک از افراد مسلمان و مومن وجود داشت ، خطرناکتر از همه دشمن ها هم همین است ، تمایلات نفسانی ، خود خواهیها ، میل به انحراف ، میل به گمراهی و لغزشهایی که زمینه آن را خود انسان فراهم می کند . بیانات در خطبه های نماز جمعه 1380/2/28 پیامبراکرم (ص) با این دشمن هم سخت مبارزه کرد . منتها مبارزه با این دشمن به وسیله شمشیر نیست ، به وسیله تربیت و تزکیه و تعلیم وهشدار دادن است . لذا وقتی که مردم با آن همه زحمت از جنگ برگشتند ، پیامبر فرمود : شما از جهاد کوچکتر برگشتید ، حالا مشغول جهاد بزرگتر شوید . عجب ! یا رسول الله ! جهاد بزرگتر چیست ؟ ما این جهاد با این عظمت و با این زحمت را انجام دادیم ، مگر بزرگتر از این هم جهادی وجود دارد ؟ فرمود : بله ، جهاد با نفس خودتان -بیانات در خطبه های نماز جمعه 1380/2/28 دشمن بیرونی : شیطان موجودی حیله گر و از دشمنان برجسته انسان است که برای رهایی از وسوسه و حیله او و همکاران ابلیس باید به خدا پناه برد (اَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجِیم ) قرآن کریم شیطان را دشمن آشکار انسان معرفی می کند و ما را از پیروی او نهی می کند . وَ لَا تَتَّبّعوا خُطُواتِ الشَّیطانِ ، اِنَّهُ لَکُم عَدُوٌّ مُبینٌ ( بقره : 168) و از گامهای شیطان پیروی نکنید ، حقیقتا او دشمن آشکار شماست . چون شیطان دشمن انسان است . خداوند در قرآن کریم به ما فرمان میدهد تا شیطان را دشمن بداریم: اِنَّ الشَّیطَانَ لَکُم عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوّا ( فاطر : 6 ) همانا شیطان دشمن شماست ، پس او را دشمن بدارید . شیطان ، انسان را به گمراهی ، کارهای زشت ، فحشاء و مانند آن دعوت می کند ، کارهای زشت را در نظر انسان زیبا جلوه می دهد ، وعده فقر می دهد و در عین حال عاملی است برای سنجش ایمان انسان ها ، اینکه راست می گویند یا پیرو شیطانند . نتیجه پیروی از شیطان ، جهنم و عذاب آخرت است . دشمن دین ، جامعه و نظام سیاسی /داخلی داخلی : افراد و یا جریان هایی در داخل کشور هستند که به مقابله با اسلام ، ارزش های اسلامی ، نظام اسلامی و ارکان آن بویژه ولایت فقیه برخاسته اند . امام خمینی (ره) : توجه داشته باشید که شیاطین در بین همه طبقات منتشر شده اند که برای ارباب های خود راهی باز کنند ، اینها می خواهند همان بساز را رواج دهند ، شما توجه داشته باشید که آنها را در بین خودتان راه ندهید ، دفع کنید آنان را . اینها دست نشاندگان آمریکا هستند و اینها هستند که می خواهند باز ما را به آن اختناق و به آن وابستگی برگردانند . ( صحیفه نور ج 6 ، ص 18 ) مقام معظم رهبری : دشمن های اصلی چه کسانی هستند ؟ آن کسانی که با اصل نظام اسلامی مخالفند ... عده ای برای مقابله با این نظام کمر بسته اند . چه از راه نظریه پردازی ، چه از راه تبلیغات سیاسی و موذیگری های گوناگون . و دارند در نظام خدشه وارد می کنند . بیانات در دیدار نمایندگان مجلس خبرگان رهبری ، 1380/6/17 دشمن دین ، جامعه و نظام سیاسی /خارجی خارجی : افراد ، گروه ها ، جریان ها و دولت های خارجی که به مقابله و ستیز با اسلام ،تشیع ، و نظام دینی و مردمی در ایران برخاسته اند مانند آمریکا ، صهیونیسم ، و دولتهای وابسته به آنها . آمریکا استکبار و صهیونیزم امام خمینی (ره) بارها در باره آمریکا مطالبی فرموده اند که به چند نمونه آن اشاره می کنیم : 1:آمریکا دشمن شماره یک مردم محروم و مستضعف جهان است صحیفه نور ج 13 . ص 83 2: امروز جهان اسلام به دست آمریکا گرفتار است . همان ج 9 . ص 224 3:همه ملت ما ، دشمن شماره اول خودش را امروز آمریکا می داند . همان ج 21 ص 172 مقام معظم رهبری : دشمن اصلی برای جمهوری اسلامی کیست ؟ امروز دشمن اصلی ما در دنیا صهیونیست و استکبار است . اصل قضیه در دشمنی با اسلام و نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران ، صهیونست و استکبار است . بیانات در حرم مطهر امام رضا(ع) : 1375/1/5 اهداف دشمن : 1- مبارزه با اسلام ناب محمدی (ص) از طریق تضعیف و تخریب باورهای دینی و ارزشهای اصیل اسلامی و ترویج اسلام آمریکایی 2 – مبارزه با مردم سالاری دینی ؛ مردم سالاری حقیقی که با حاکمیت دین اسلام تحقق می یابد. 3- تضعیف و تخریب ارکان نظام اسلامی *ولایت فقیه * قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران * مجلس خبرگان * شورای نگهبان * سپاه پاسداران * بسیج مستضعفین 4- تضعیف و تخریب روحانیت اصیل 5- تفکیک دین از سیاست 6- اختلاف افکنی و ایجاد شکاف بین دولت و ملت 7- براندازی نظام جمهوری اسلامی و یا تغییر ساختار و رفتار آن ( با القای ناکارآمدی نظام دینی و انواع توطئه ها ، تحریم ها ، و مبارزه دیپلماتیک و رسانه ای و ... ) 8- سلطه مجدد استکبار جهانی بر ایران روشهای دشمنی : 1- روشهای سخت (حمله نظامی و اشغال کشور ، ایجاد جنگ داخلی و حمایت از گروههای مسلح مخالف نظام اسلامی َ،ترور شخصیت های دلسوز نظام ، ایجاد جنگ مذهبی و جنگ قومی در کشور) 2 – روش های نیمه سخت (سیاسی . امنیتی . اقتصادی ) مبارزه سیاسی ، کارشکنی های دیپلماتیک ، تحریم های سیاسی ، تحریم های اقتصادی ، نفوذ در ارگانهای سیاسی و امنیتی و اقتصادی ، ایجاد شورش داخلی ، حمایت از مخالفان نظام ، ایجاد هرج و مرچ داخلی 3- روشهای نرم ( فرهنگی . تبلیغی . رسانه ای ) با جنگ روانی ، شایعه سازی و نشر اکاذیب ،تهمت و افترا نسبت به مسئولان نظام ، ترویج فساد و فحشاء و بی بند و باری ، نفوذ در مراکز علمی و دانشگاهی( در اساتید و دانشجویان ) ، تحقیر فرهنگ و ارزشهای اسلامی ، فریب ، شخصیت سازی کاذب ، جریان سازی وابسته ، سلب اعتماد مردم نسبت به مسئولان نظام ، ایجاد یاس و ناامیدی در مردم نسبت به آینده خود و نظام اسلامی و .... ابزارهای دشمنی : 1- ابزارهای سیاسی : مبارزه دیپلماتیک ، سوء استفاده از سازمانهای بین المللی ، تخریب روابط با همسایگان ، تنظیم و تصویب قطعنامه ها و بیانیه های حقوق بشر ، تهمت تروریزم و مانند آن . بهره گیری از احزاب و گروههای داخلی 2- ابزارهای اقتصادی : تحریم اقتصادی کشور ، جلوگیری از ورود کالاهای استراتژیک به کشور ، ایجاد اختلال در نظام اقتصادی و بازار ، تشویق به اعتصاب و تحصن در مراکز اقتصادی ، کارگری ، خدماتی ، و کشاورزی و مانند آن 3 – ابزارهای نظامی : تهدیدات نظامی ، تحریک همسایگان علیه ایران ، جلوگیری از انعقاد پیمان های نظامی ، امنیتی بین ایران و کشور های اسلامی و منطقه ای و ... ترور ، ارعاب نظامی ، مانورهای نظامی با کشورهای مخالف و ضد ایران و .. 4- ابزارهای فرهنگی و رسانه ای مانند بهره گیری از اینترنت ، وبلاگ ها ، روزنامه ها ، شبکه های رادیویی، شبکه های تلویزیونی ماهواره ای مانند BBC.VOA تلفن های ماهواره ای ، پیامک ها ، بلوتوث ، فیلم و سریالهای تخریب گر فرهنگی و ضد ارزشی ، جنگ سایبری ، موسیقی مبتذل ، شایعه پراکنی و جنگ روانی ، بهره گیری از اساتید غرب گرا و روشنفکران منفعل ، استفاده از متحجرین ، جلوگیری از خود اتکایی علمی و فناوری ، کارشکنی در جنبش تولید علم و نرم افزاری ، ایجاد جنگ مذهبی ، استقاده از تشکل ها و موسسات فرهنگی دولتی و غیر دولتی NGO ها ، بزرگنمایی ضعف ها و کوچک کردن نقاط قوت و دستاوردهای نظام اسلامی . درس سوم فتنه شناسی 1- معنا کاوی و ریشه یابی فتنه 2- راههای برون رفت و مقابله با فتنه گران معنای فتنه فتنه به معنای یک سری پدیده های اجتماعی سیاسی است که جامعه را دچار موج تلاطم نموده و درعین حال ، حالت حق به جانب و فریب کارانه داشته باشد . به عبارت دیگر ، فتنه ترفندی سیاسی- اجتماعی است که از آمیزش حق و باطل و پنهان نمودن باطل در پوسته حق با هدف اغفال و فریفتن مردم و برای رسیدن به مقاصدی شوم طرح ریزی می شود . ریشه های فتنه حضرت علی (علیه السلام ) ریشه های فتنه را اینگونه بیان می کند : اِنَّمَا بَدَءُ وُقُوع الفِتَنِ اَهواءٌ تَتَّبَع و اَحکَامٌ تُبتَدَع یُخالِفُ فِیهَا کِتابُ الله وَیتَوَّلَی عَلَیهَا رِجالٌ رجالاً عَلی غَیرِ دینِ الله . نهج البلاغه ، خطبه 50 . محمد دشتی همانا آغاز پدید آمدن فتنه ها ، هوا پرستی و بدعت گذاری در احکام آسمانی است نوآوری هایی که قرآن با آن مخالف است و گروهی ( با دوانحراف یاد شده ) بر گروه دیگر سلطه یابند که بر خلاف دین خداست . در کلام امام ، دو عامل مهم به عنوان ریشه فتنه ها معرفی شده است : 1- خواهش های نفسانی ( حب مقام ، ثروت اندوزی ، قدرت طلبی ، ...) که به هنگام طوفانی شدن حادثه می آفرینند وهر آن چه در مسیر خویش یافته در هم می کوبند و نابود می کنند . 2- نوآوری های غلط ، که در حوزه فرهنگ و اندیشه عرضه می شود که هماهنگی با قرآن و شریعت ندارند این نوآوری ها مانند مار خوش خط و خال هستند اما حاصل زهر جهالت و سقوط می باشند از جمله این اندیشه های نوین می توان به سکولاریسم ، اومانیسم ، پلورالیسم و ... اشاره نمود . زمینه ها و بستر های فتنه آتش فتنه در جامعه روشن نمی گردد مگر آن که از قبل زمینه های آن فراهم شده باشد . عمده ترین زمینه ها عبارتند از : 1- نا آگاهی مردم : هرگاه آگاهی ملتی غروب کند ، ظلمت آن جامعه را فرا می گیرد و فتنه گران میدان دار می شوند و از جهالت مردم حداکثر بهره برداری را کرده و آنها را به انحراف و گمراهی می کشانند به خصوص زمانی که جامعه ای جوان و بی تجربه باشد 2- غفلت از دشمن : غفلت از توطئه های دشمن می تواند زمینه مناسبی برای ظهور فتنه گران باشد به خصوص زمانی که ملتی وجود دشمن را توهم بداند و از نقشه های او غافل باشد و خطری از ناحیه آنها احساس نکند . قرآن کریم ، غفلت از دشمن را بزرگترین خطر دانسته به گونه ای که بیش از صد آیه در موضوع دشمن شناسی نازل نموده است که آیه های 208بقره ، 101نساء ، 82مائده ، 4 منافقون ، 60 انفال ، نمونه های آن می باشد . 3- جاذبه های مادی : کشش های دنیوی و جاذبه های مادی مانند ثروت ، شهرت ، قدرت ، شهوت ، از جمله زمینه های ظهور فتنه هستند . حضرت علی (علیه السلام ) به وجود فتنه ها به خاطر وابستگی به جاذبه های مادی این گونه می فرماید : کجایند بزرگانی که با بازی گری های خود فریبشان دادی ؟ کجایند امت هایی که با زر و زیورت آنها را به فتنه دچار کردی ؟ آری آنان اکنون گروگان گورها و فروریخته در زیر لحد هایند . بحار الانوار ، ج 33 ، ص 44 4- سطحی نگری : نگاه سطحی به حوادث و عدم ژرف نگری از زمینه های بروز فتنه است . دشمنان آگاه از این ضعف به نفع خود استفاده کرده ، حق را لباس باطل و باطل را لباس حق می پوشانند . سپس امواج فتنه را به راه می اندازند . نمونه عینی این سطحی نگری مردم زمان حضرت علی (ع) بودند که فتنه گرانی مثل معاویه و عمروعاص حد اکثر استفاده را از آنها نمودند . 5 – دور شدن از خط ولایت فاصله گرفتن از خط ولایت ، ثمره ای جز ظهور فتنه گران در پی نخواهد داشت . خروج از جاده روشن حق ، سقوط در دره مکافات و افتادن در ظلمات است . تاریخ اسلام شاهد این واقعیت است که وقتی مردم خود را از ولایت اهل بیت محروم کردند در باتلاق حکومت های طاغوتی بنی امیه و بنی عباس افتادند . امروز نیز راه نجات جامعه قرار گرفتن در زیر چتر ولایت فقیه است تا بار دیگر آن حوادث تلخ تکرار نشود . فصلنامه مطالعات روز ، ش 32، تابستان 88 ص 142 راههای مقابله با فتنه گران : فتنه همانند غده سرطانی است که چنانچه با آن مبارزه جدی صورت نگیرد ضربان جبران ناپذیری به نظام اسلامی وارد می کند که اساس اسلام را تهدید می کند . از این رو باید با نی طوفان فضیلت کش مقابله نمود . راههای مقابله با فتنه گران عبارت است از : 1- تذکرات روشنگرانه : از آنجا که ممکن است عده ای به خاطر تبلیغات سوء دشمنان یا فریب منحرفان و عدم آگاهی در وادی فتنه گری قدم گذاشته باشند اولین قدم ، تذکرات روشنگرانه است تا غفلت کنندگان از راهی که رفته اند بازگردند . امام علی (ع) در آستانه جنگ جمل از این شیوه استفاده نمود . مقام معظم رهبری نیز ، پس از انتخابات ، در سخنرانی ها و دیدارها خود این شیوه را پیاده نمودند. 2- افشاگری : از شیوه های مبارزه با فتنه ، افشاگری و تبیین عملکرد گذشته و حال آنهاست تا مردم بهتر به ماهیت آنها پی ببرند و از افتادن در دامشان مصون بمانند. حضرت علی (ع) بارها در مقابل فتنه گران می ایستاد و به افشای چهره زشت آنان می پرداخت . برای مثال آن حضرت در برابر یکی از شعرای معروف خوارج به نام برج بن مسهر طایی که با صدای بلند شهار «لا حکم الا لله » سر می داد ، فرمود: ساکت باش ، خداوند رویت را زشت گرداند ای دندان پیش افتاده ، به خدا سوگند آن گاه که حق آشکار شد تو ناتوان بودی و آواز تو آهسته بود و آنگاه که باطل بانگ برآورد چونان شاخ بز سر بر آوردی . نهج البلاغه ، خطبه 183 مقام معظم رهبری نیز در طول سال 88 بارها دست به افشاگری علیه جریان فتنه زدند و با تبیین راه و خط امام و مبارزه آن حضرت با استکبار به آنها تفهیم نمودند که کجای این عملکردهای شما ، با راه و خط امام که شما ها از آن دم می زنید مطابقت دارد . 3 – برخورد قاطع وانقلابی : گاهی سیل فتنه آن چنان نظام اسلامی را تهدید می کند که راهی جز برخورد قاطع با فتنه گران باقی نمی گذارد . در این موقعیت دیگر نصیحت و اندرز یا ملامت و سرزنش جایگاهی ندارد لذا باید با قاطعیت جلوی نقشه های آنها در عرصه های سیاسی – فرهنگی ، اقتصادی و نظامی را گرفت و با ایجاد سدی عظیم ، سیل طغیان آنها را مهار نمود و جمعشان را متفرق و نقشه هایشان را نقش بر آب نمود. خراب کردن مسجد ضرار و یا تخریب خانه یکی از فتنه گران توسط پیامبر اکرم (ص) از جمله این برخورد های قاطع و انقلابی است . بصیرت پاسداری 2 . ص 112 4 – مقابله نظامی : چنانچه ، هیچ یک از راههای مبارزه با فتنه گران به نتیجه نرسد و آنها نیز تصمیم قاطع برای شورش و براندازی نظام اسلامی داشته یا دست به اسلحه برده یا در شرف پیکار مسلحانه باشند ؛ نظام اسلامی باید به پیکار مسلحانه با آنها پرداخته و شمشیر عدالت را بر آنها فرو آورد . البته این کار فوق العاده سخت است چرا که فتنه گران سابقه مثبتی دارند و لباس خودی نیز به تن کرده اند . لذا برای مبارزه با آنها بصیرتی عالی همراه با بینش قوی و همراهی مردم را می طلبد که در زیر سایه ولایت و گوش به فرمان او چشم فتنه کور گردد . این ولایت از پیامبر (ص) به امامان معصوم (ع) و سپس به ولی فقیه منتقل گردیده و به فرموده امام خمینی (ره) اختیارات حکومتی ولی فقیه با اختیارات حکومتی رسول الله (ص) و امامان معصوم (ع) به یک میزان است . ولایت فقیه ، امام خمینی ، ص 63 نتیجه گیری با نگاهی گذرا به زمینه های فتنه و نشانه های فتنه گران در قرآن و نهج البلاغه متوجه می گردیم که نظام اسلامی ما در شرایط فتنه است . چرا که همه ویژگی هایی که درباره فتنه و فتنه گران در قرآن و نهج البلاغه آمده است در جریان فتنه موجود نیز وجود دارد . بنابراین برای برون رفت از این وضعیت نیز باید همان راه و روشی را که قرآن و معصومین ذکر نموده اند عملی گردد و این راه فقط در سایه تبعیت کامل از ولایت فقیه است که استمرار راه انبیاء است . ضرورت دشمن شناسي بي شك دشمن شناسي از محوري ترين مباحث در موضوع دفع تهديدها و دفاع از يك ملت بشمار مي آيد. چه بسا امتهايي كه در طول تاريخ در اثر غفلت از دشمنان و فقدان آگاهي و بصيرت لازم سياسي و اجتماعي در شناخت توطئه هاي بيگانگان و اتخاذ مواضع به موقع و صحيح توسط نخبگان و خواص آن جامعه به سرنوشتي هلاكت بار منجر گرديده اند. امير مؤمنان علي(ع) در كلام خود دراين باره مي فرمايند: «من نام عن عدوه انبهته المكايد.( غررالحكم ج5 ص344)» (كسي كه در برابر دشمنش به خواب رود (از او غافل بماند) حيله هاي (غافلگيرانه دشمن) او را از خواب بيدار مي كند) در همين رابطه بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي حضرت امام خميني(ره) مي فرمايند: «نبايد غافل باشيم، ما بايد بيدار باشيم و توطئه هاي آنها را قبل از اينكه با هم جمع بشوند، خنثي كنيم. (صحيفه نور ج7 ص48)» همچنين رهبر معظم انقلاب در سخنراني اولين روز سال 86 در مشهد مقدس در اين باره مي فرمايند: «يك ملت بايد دشمن را بشناسد، نقشه دشمن را بداند و خود را در مقابل آن تجهيز كند. » وسپس به تبیین اقسام دشمنان وتشريح ابعاد مختلف دشمنی ها علیه ملت ایران می پردازند. اقسام دشمنان در يك تقسيم بندي كلي دشمنان ملت بزرگ و انقلابي ايران را در شرايط كنوني مي توان به دو بخش دشمنان دروني و بيروني تقسيم نمود «ما دو دشمن داريم؛ يك دشمن، دشمن دروني است، يك دشمن، دشمن بيروني است. دشمن دروني خطرناك تر است. » تشريح ابعاد مختلف دشمن دروني ازجمله عوامل عقب ماندگي ملت ها كه زمينه تسلط بيگانگان را بر منابع مادي و معنوي يك كشور فراهم مي سازد، پديده شوم تنبلي اجتماعي و عدم خودباوري و اعتماد به نفس در يك ملت مي باشد كه رهبر معظم انقلاب با نگاه نافذ خود از آن بعنوان دشمن دروني ملت بزرگ ايران ياد نموده و مي فرمايند: «اگر ملتي اين بيماري ها را داشته باشد، اين ملت پيشرفتش ممكن نيست، اگر ملتي مردمش تنبل باشند، نااميد باشند، اعتماد به نفس نداشته باشند، با همديگر پيوند نداشته باشند، به همديگر بدبين باشند، از آينده نااميد باشند، چنين ملتي پيش نخواهد رفت، اينهامثل موريانه اي كه در درون پايه بنا بيفتد، بنا را ويران مي كند.» ابعاد مختلف دشمن بيروني و برنامه هاي آن رهبر معظم انقلاب دشمن بيروني ملت ايران را نظام سلطه بين المللي دانسته و جنگ رواني، جنگ اقتصادي و همچنين مقابله با پيشرفت و اقتدار علمي كشور را ازجمله محورهاي مهم برنامه هاي دشمن بيروني ارزيابي نمودند «دشمن بيروني عبارتست از نظام سلطه بين المللي، يعني همان چيزي كه به آن استكبار جهاني مي گوييم... امروز مظهر اين دشمن عبارتست از شبكه صهيونيسم جهاني و دولت كنوني ايالات متحده آمريكا. » «امروز دشمنان بيروني ما هم براي ملت ايران نقشه دارند. ما سياست هاي پنج ساله خودمان را تعريف مي كنيم، افق چشم انداز بيست ساله را تعريف مي كنيم، براي اينكه راه را مشخص كنيم، دشمن ما هم همين طور، او هم براي ما برنامه دارد، او هم سياستي دارد، بايد سياست او را بشناسيم. من برنامه هاي استكبار جهاني عليه ملت ايران را در سه جمله خلاصه مي كنم: «اول جنگ رواني، دوم جنگ اقتصادي و سوم، مقابله با پيشرفت و اقتدار علمي. » (اول فروردين 1386- مشهد مقدس) ابعاد مختلف جنگ رواني دشمن يكي از مهمترين ابعاد جنگ دشمنان بيروني، بهره گيري از جنگ رواني مي باشد كه در آن تلاش بر اين است كه با طراحي قبلي و حتي المقدور بدون بكارگيري از ابزار نظامي به نتايج موفقيت آميز يك جنگ تمام عيار در عرصه ديپلماسي، سياسي فرهنگي اجتماعي دست يافت. آنچه مي توان از آن به عنوان مهمترين محورهاي عمليات رواني دشمن در كلام رهبر معظم انقلاب نام برد عبارتند از: 1- مرعوب كردن مسئولين، شخصيتهاي سياسي و نخبگان كشور 2- تضعيف اراده عمومي مردم. 3- تغيير درك صحيح مردم از واقعيت هاي موجود جامعه. 4- سلب اعتماد ملت از مسئولين كشور. 5- ترويج شايعه تحريم و فشار اقتصادي بر كشور. 6- ترويج شايعه بكارگيري ابزار خشونت بر عليه ملت ايران. 7- عوض كردن جاي متهم و مدعي با ابزار تبليغاتي و رسانه اي. 8- ترساندن ملت هاي منطقه از ملت ايران و انقلاب اسلامي. 9- دامن زدن به اختلافات مذهبي، قومي، جناحي، سياسي و رقابت هاي صنفي يكي از ابزارهاي مهم دشمن در جنگ رواني ايجاد اختلاف و تشتت آراء در بين يك ملت با بهره گيري از گروهها، شخصيت ها و جريانات سياسي وابسته به خود مي باشد كه رهبر معظم انقلاب در كلام خود اين دسته از عناصر سياسي را نصيحت دوستانه نموده و فرمودند: «من به همين مناسبت به عناصر سياسي داخلي هم دوستانه نصيحت مي كنم، مراقب باشند، طوري حرف نزنند، طوري موضعگيري نكنند كه به مقاصد دشمن در اين جنگ رواني كمك شود. » به همين مناسبت مقام معظم رهبري در موضوع فناوري هسته اي نيز به عده اي كه در داخل كشور همان حرف هاي دشمن را تكرار مي كنند نصيحت كرده و فرمودند: «عده اي مي نشينند همان حرف دشمن را تكرار مي كنند كه: آقا! چه لزومي دارد؟... همانهايي كه ملي شدن نفت را كه به وسيله دكتر مصدق و مرحوم آيت الله كاشاني انجام گرفت، امروز تمجيد مي كنند- كه آن كار، نسبت به اين كار كوچك بود؛ اين از او بزرگتر است- همانها امروز نسبت به انرژي هسته اي همان حرفي را مي زنند كه مخالفين مصدق و كاشاني آن روز مي گفتند. » در اين زمينه مواضع برخي جريانات سياسي داخلي كه در واقع با موضع گيري خود بخشي از عمليات رواني دشمن را در داخل كشور كليد مي زنند قابل تأمل است كه چگونه پس از صدور قطعنامه 1737 شوراي امنيت بر عليه فعاليت هاي صلح آميز هسته اي ايران برخي احزاب و جريانات سياسي با اتخاذ مواضع منفعلانه در جهت اهداف جنگ تبليغاتي و رواني دشمن گام برمي دارند كه بعنوان نمونه مي توان به بيانيه سازمان مجاهدين انقلاب اشاره نمود كه در بخشي از آن آمده است: «دولت نهم با افراطي گري و بي منطقي خود در حوزه سياست خارجي و پرونده هسته اي، مصالح و منافع يك كشور را در معرض تاراج قرار داده است. » اين درحالي است كه در همين ايام روزنامه واشنگتن پست با سرزنش اعضاي دائم شوراي امنيت مي نويسد: «اين شورا به جنگ اراده يك ملت رفته است و برگ برنده جمهوري اسلامي ايران در چالش هسته اي با غرب، به ميدان آمدن خواست و اراده ملي است، اراده اي كه چون متكي بر پشتوانه يك ملت است به هيچ وجه شكستني نيست. » از جمله نكات مهم ديگري كه رهبر معظم انقلاب از آن بعنوان خواست دشمنان نام بردند تلاش آنان براي سلب اعتماد مردم از مسئولين و دولت مي باشد و در اين زمينه فرمودند: «اعتماد به مسئولين كشور، اعتماد به دولت، همان چيزي است كه دشمنان مي خواهند نباشد دشمنان مي خواهند مردم به دولت- كه مسئوليت اداره امور كشور را دارد- بي اعتماد باشند، سعي كنيد اين نقشه دشمن را خنثي كنيد. من از دولت حمايت مي كنم از همه دولتهاي بر سركار و منتخب مردم حمايت كردم، بعد از اين هم همين خواهد بود؛ از اين دولت هم به طور خاص حمايت مي كنم، اين حمايت، بي دليل و بي حساب و كتاب نيست، اولاً جايگاه دولت در نظام جمهوري اسلامي و در نظام سياسي كشور ما جايگاه بسيار مهمي است، ثانياً بيشترين مسئوليتها را دولت بر دوش دارد، بعد هم اين جهت گيري هاي ديني و اين ارزشگرايي انقلابي و اسلامي خيلي ارزش دارد سخت كوشي، تلاش فراوان، ارتباط با مردم، سفرهاي استاني، جهت گيري عدالت ورزي مردمي، اينها خيلي قيمت دارد و من قدر اين كارها را مي دانم، من به خاطر اين چيزها از دولت حمايت مي كنم. (اول فروردين 1386- مشهد مقدس)» تعريف تهدیدنرم و قدرت نرم در تعريف تهديد نرم مي‌توان گفت: اقداماتي است برنامه‌ريزي شده براي جلب نظر و افكار گروه هدف تا با مشاهده توليدات و ايده‌هاي جديد عرضه شده به مرور زمان از آنچه كه باور و اعتقاد داشتند دست بردارند و رفتار ناشي از آن باورها و اعتقادات را فرو گذارند و در سير و تحولي طبيعي توليدات و ايده‌هاي جديد را جايگزين آنها نمايند و رفتاري متأثر از اين جايگزينها بروز دهند. نرم‌افزارگرایی بر پایه قدرت نرم در چارچوب امنیت ملی است. این قدرت به عنوان منبع خاص اعمال قدرت امریکا بر مبانی فرهنگی - ارزشی و اقتصادی مبتنی است. تهدید نرم را می‌توان تحولاتی دانست که موجب دگرگونی در هویت فرهنگی و الگوهای رفتاری مورد قبول یک نظام سیاسی می‌شود. تهدید نرم نوعی سلطه کامل در ابعاد سه‌گانه حکومت، اقتصاد و فرهنگ است که از طریق استحاله الگوهای رفتاری ملی در این حوزه‌ها و جایگزینی الگوهای نظام سلطه‌ای تهدید محقق می‌شود. با این نگرش، تمامی اقداماتی که موجب شود تا اهداف و ارزش‌های حیاتی یک نظام سیاسی (زیرساخت‌های فکری، باورها و الگوهای رفتاری در حوزه اقتصاد، فرهنگ و سیاست) به خطر افتد، یا موجب ایجاد تغییر و دگرگونی اساسی در عوامل تعیین‌کننده هویت ملی یک کشور شود، تهدید نرم به شمار آید. تغییرات حاصل از تهدید نرم، ماهوی، آرام، ذهنی، تدریجی و نرم‌افزارانه است. این تهدید همراه با آرامش و خالی از روش‌های فیزیکی و با استفاده از ابزارهای تبلیغات، رسانه، احزاب، تشکل‌های صنفی و قشری و شیوه القاء و اقناع انجام می‌پذیرد. تهدید نرم به روحیه، به عنوان یکی از عوامل قدرت ملی خدشه‌ وارد می‌کند، عزم و اراده ملت را از بین می‌برد، مقاومت و دفاع از آرمان و سیاست‌های نظام را تضعیف می‌کند. فروپاشی روانی یک ملت می‌تواند مقدمه‌ای برای فروپاشی سیاسی – امنیتی و ساختارهای آن باشد. جوزف نای در سال 1990 ميلادي در مجله «سياست خارجي» شماره 80 ، قدرت نرم را «توانايي شكل دهي ترجيحات ديگران» تعريف كرد. تعريفي كه قبل از وي پروفسور حميد مولانا در سال 1986 در كتاب «اطلاعات و ارتباطات جهاني؛ مرزهاي نو در روابط بين الملل» به آن اشاره كرده بود. با اين وجود مهمترين كتاب در حوزه جنگ نرم را جوزف ناي در سال 2004، تحت عنوان «قدرت نرم؛ ابزاري براي موفقيت در سياست جهاني» منتشر نمود. جوزف نای می‌گوید: قدرت نرم، توجه ویژه به اشغال فضای ذهنی کشور دیگر، از طریق ایجاد جاذبه است و نیز زمانی یک کشور به قدرت نرم دست می‌یابد که بتواند (اطلاعات و دانایی) را به منظور پایان دادن به موضوعات مورد اختلاف به کار گیرد و اختلافات را به گونه‌ای ترسیم کند که از آنها امتیاز بگیرد. نای قدرت نرم را شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب بدون تهدید یا پاداش ملموس می‌داند. این شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب چهره دوم قدرت است. بر این پایه یک کشور می‌تواند به مقاصد موردنظر خود در سیاست جهانی نایل آید، چون کشورهای دیگر، ارزش‌های آن را می‌پذیرند، از آن تبعیت می‌کنند، تحت تأثیر پیشرفت و آزاداندیشی آن قرار می‌گیرند و در نتیجه خواهان پیروی از آن می‌شوند. در این مفهوم آنچه مهم تلقی می‌شود، تنظیم دستورالعملی است که دیگران را جذب کند. بنابراین قدرت نرم، توانایی کسب آنچه که می‌خواهید از طریق جذب کردن نه از طریق اجبار و یا پاداش می‌باشد. (جوزف نای، 2004). سطوح قدرت نرم 1- سطح راهبردی قدرت نرم این سطح از قدرت نرم که متأثر از فرهنگ استراتژیک کشور است، به سطح رهبران و نخبگان یک کشور بازمی‌گردد. و بالاترین سطح رویارویی قدرت نرم تلقی می‌شود. هدف اصلی در این سطح افزایش قدرت هنجارسازی خود و تضعیف قدرت هنجارسازی حریف در محیط بین‌المللی است. به هر میزانی که بازیگران بتوانند در این سطح قدرت ایجاد کنند و یا بر قدرت هنجارسازی دیگران تأثیر بگذارند، امکان پیروزی بیشتری خواهند داشت. هدف از این تهدید در این سطح تهدید نرم یا اجرای عملیات روانی استراتژیک، تأثیرگذاری بر برآورد‌ها و شناخت نخبگان و رهبران حریف (تأثیر بر شناخت) و همچنین ارعاب و تأثیر بر عزم و اراده (تأثیر بر روحیه و قدرت ایستادگی) آنان می‌باشد. 2- سطح میانی قدرت نرم این سطح از قدرت نرم بر عنصر مردمی قدرت ملی کشور تأکید دارد. قدرت نرم در این سطح، از فرهنگ ملی متأثر است. این سطح از اهداف و سطح استراتژیک پشتیبانی می‌کند و به تصمیمات نخبگان و رهبران مشروعیت بخشیده و بر عزم و اراده آنها تأثیر می‌گذارد. هدف سطح میانی تهدید نرم، سلب اراده و انگیزه از مردم و بی‌تفاوت نمودن جمعیت‌های همراه و تبدیل آنها به جمعیت‌های معارض، مخالف و بی‌تفاوت و شکل دادن به نافرمانی‌های مدنی با ایجاد شکاف بین دو سطح راهبردی و میانی است. تهدید نرم، در این سطح می‌تواند بر میزان حمایت مردم از سیاست‌های نظام و نخبگان مؤثر باشد همچنین حمایت عاطفی – روانی نیروهای مسلح تحت تأثیر این سطح است، در صورتی که کشوری از قدرت نرم لازم در این سطح برخوردار باشد، به طور طبیعی آن کشور فاقد بحران‌های پنج‌گانه سیاسی، مشروعیت، نفوذ، مشارکت، توزیع و هویت خواهد بود و بازدارندگی مردمی در برابر تهدید نرم شکل خواهد گرفت؛ در مقابل، وجود بحران‌های پنج‌گانه فوق و همچنین نبود قدرت هنجاری و الگوهای رفتاری برتر و کارامد و با قابلیت نهادینه نمودن در حوزه فرهنگ ملی می‌تواند یک کشور را آسیب‌پذیر کند. 3- سطح تاکتیکی قدرت نرم پایین‌ترین سطح رویارویی قدرت نرم در سطح نیروهای مسلح کشور شکل می‌گیرد. این سطح از قدرت نرم از فرهنگ دفاعی کشور متأثر است. در این سطح از قدرت نرم، تقابل اراده و روحیه جنگی رزمندگان دو یا چند کشور در میدان نبرد شکل می‌گیرد. هدف اصلی از تهدید نرم در این سطح، سلب اراده و روحیه مقاومت در جبهه حریف است. ابعاد تهدید نرم در حوزه فرهنگ فرهنگ بیانگر شخصیت و هویت ملی کشور و دستاورد معرفتی و فنی انسان و همه جوامع است. فرهنگ کشور دارای سه سطح کلی است. مفروضات اساسی و زیرساخت‌های فکری هر کشور (باورها) سطح اول فرهنگ تلقی می‌شود. همچنین فرهنگ ملی کشور، دارای مجموعه‌ای از بایدها و نبایدها و ارزش‌ها است که سطح دوم آن را تشکیل می‌دهد و در نهایت الگوهای رفتاری و اقدام یک کشور، لایه سوم فرهنگ ملی تلقی می‌گردد. با این توصیف می‌توان گفت ابعاد تهدید نرم در حوزه فرهنگ عبارت است: الف- تهدید باورهای (مفروضات اساسی) کشور در سه سطح نخبگان، مردم، نیروهای مسلح؛ ب- تهدید ارزش‌های اساسی کشور در سه سطح نخبگان، مردم، نیروهای مسلح؛ ج- تهدید الگوهای رفتاری کشور در سه سطح نخبگان، مردم، نیروهای مسلح. تعريف جنگ نرم مفهوم جنگ نرم Soft Warfare كه در مقابل جنگ سخت Hard Warfare مورد استفاده واقع مي شود داراي تعريفي واحد كه مورد پذيرش همگان باشد نيست و تا حدي تلقي و برداشت افراد، جريان ها و دولت هاي گوناگون از جنگ نرم متفاوت است. جان كالينز، تئوريسين دانشگاه ملي جنگ آمريكا، جنگ نرم را عبارت از «استفاده طراحي شده از تبليغات و ابزارهاي مربوط به آن را براي نفوذ در مختصات فكري دشمن با توسل به شيوه هايي كه موجب پيشرفت مقاصد امنيت ملي مجري مي شود» . مي داند. ارتش ايالات متحده در آيين رزمي خود آن را بدين صورت تعريف نموده است: «جنگ نرم، استفاده دقيق و طراحي شده از تبليغات و ديگر اعمالي است كه منظور اصلي آن تاثيرگذاري بر عقايد، احساسات، تمايلات و رفتار دشمن، گروه بي طرف و يا گروههاي دوست است به نحوي كه براي برآوردن مقاصد و اهداف ملي پشتيبان باشد». بنابراين جنگ نرم را مي توان چنین تعریف کرد: هر گونه اقدام نرم افزارانه اعم از : رواني ، تبليغاتي ، رسانه اي ، سايبري ، ديجيتالي ، اطلاعاتي ، فرهنگي ، سياسي ، اجتماعي و علمي است كه جامعه يا گروه هدف را نشانه مي‌گيرد و بدون درگيري نظامي با بهره گيري از روشهاي اقناع سازي و يا مديريت احساسات و بهره گيري از روشهاي جذب ، رقيب را به انفعال يا شكست وا مي‌دارد. جنگ رواني، جنگ سفيد، جنگ رسانه اي، عمليات رواني، براندازي نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملي، انقلاب رنگي و... از اشكال جنگ نرم است. جنگ نرم ازنگاه مقام معظم رهبری در جنگ روانى و آنچه كه امروز به او جنگ نرم گفته مي شود در دنيا، دشمن به سراغ سنگرهاى معنوى مى‌‌آيد كه آنها را منهدم كند؛ به سراغ ايمانها، معرفتها، عزمها، پايه‌‌ها و اركان اساسى يك نظام و يك كشور؛ دشمن به سراغ اينها مى‌‌آيد كه اينها را منهدم بكند و نقاط قوت را در تبليغات خود به نقاط ضعف تبديل كند؛ فرصتهاى يك نظام را به تهديد تبديل كند. اين كارهائى است كه دارند مي كنند؛ در اين كار تجربه هم دارند، تلاش هم زياد دارند مي كنند، ابزار فراوانى هم در اختيارشان هست. بايد ابعاد دشمن و ابعاد دشمنى را بدانيم تا بتوانيم بر او فائق بيائيم. البته ما مدد الهى داريم، كمك غيبى داريم بدون شك؛ اين را انسان دارد مشاهده ميكند؛ لكن ما مادامى كه هوشيارانه، آگاهانه در ميدان نباشيم، تدبير لازم را به كار نبريم، كمك الهى به سراغ ما نخواهد آمد. بيانات مقام معظم رهبری در ديدار اعضای مجلس خبرگان رهبری 2/7/1388 همينى كه حالا معمول شده كه در بيانها و در تلويزيون و توى تبليغات و توى دادگاه و توى زبان همه، مي گويند: جنگ نرم؛ راست است، اين يك واقعيت است؛ يعنى الان جنگ است. البته اين حرف را من امروز نم يزنم، من از بعد از جنگ - از سال 67 - هميشه اين را گفته‌‌‌‌‌‌‌ام؛ بارها و بارها. علت اين است كه من صحنه را مى‌‌‌‌‌‌‌بينم؛ چه بكنم اگر كسى نمى‌‌‌‌‌‌‌بيند؟! چه كار كند انسان؟! من دارم مى‌‌‌‌‌‌‌بينم صحنه را، مى‌‌‌‌‌‌‌بينم تجهيز را، مى‌‌‌‌‌‌‌بينم صف‌‌‌‌‌‌‌آرائى‌‌‌‌‌‌‌ها را، مى‌‌‌‌‌‌‌بينم دهانهاى با حقد و غضب گشوده شده و دندانهاى با غيظ به هم فشرده شده عليه انقلاب و عليه امام و عليه همه‌‌‌‌‌‌‌ى اين آرمانها و عليه همه‌‌‌‌‌‌‌ى آن كسانى كه به اين حركت دل بسته‌‌‌‌‌‌‌اند را؛ اينها را انسان دارد مى‌‌‌‌‌‌‌بيند، خب چه كار كند؟ اين تمام نشده. چون تمام نشده، همه وظيفه داريم. وظيفه‌‌‌‌‌‌‌ى مجموعه‌‌‌‌‌‌‌ى فرهنگى و ادبى و هنرى هم وظيفه‌‌‌‌‌‌‌ى مشخصى است: بلاغ، تبيين؛ بگوئيد، خوب بگوئيد. من هميشه تكيه بر اين مي كنم: بايستى قالب را خوب انتخاب كنيد و هنر را بايستى تمام عيار توى ميدان بياوريد؛ نبايد كم گذاشت، تا اثر خودش را بكند. بيانات در ديدار جمعى از شعرا 14/6/1388 ماهيت جنگ نرم دربرابر نظام اسلامي؛ مقام معظم رهبری در باره هدف اصلی جنگ نرم دربرابر نظام اسلامي می فرمایند: « يكي از مسئولان طراز اول كشور رژيم صهيونيستي غاصب اسرائيل ، توصيه‌اي به آمريكايي‌ها كرد . اين توصيه كاملاً در مطبوعات خارجي و اينترنت منعكس شد و امر پنهاني و مخفيانه اي نيست . توصيه وي به آمريكايي‌ها اين بود كه بيهوده وقت خود را با عراق و كره شمالي و كشورهايي از اين قبيل تلف نكنيد . مسئله اصلي شما ايران است . اگر خاورميانه را مي‌خواهيد وقتتان را مصروف عراق نكنيد ، سراغ ايران برويد ، كانون و سرچشمه آنجاست ، اما ايران مثل عراق و كره شمالي و افغانستان نيست كه بتوان با حمله نظامي آن را تسخير كرد. نظام و حكومت اسلامي به مردم متكي است ، مردم، آن را حفظ كرده اند . بايد كاري كنيد كه مردم آن را رها كنند . راهش اين است كه مردم را با ترويج فرهنگ و ادبيات غربي و فرهنگ و تربيت آمريكايي ، به واگرايي نسبت به دين و فرهنگ و سنت و تاريخشان سوق داد . وقتي مردم اين تعلقات را رها كردند ، بعد از گذشت چند سال ، بدون اين كه سرمايه اي صرف كنيد ، با يك حمله و تحرك احياناً نظامي مختصر ، مي‌توانيد اين مانع بزرگ ، يعني نظام اسلامي را از سر راه برداريد.» بیانات در دیدار جوانان سیستان وبلوچستان6/12/1381 دلایل به کارگیری قدرت نرم علیه جمهوری اسلامی ایران قدرت نرم، به آن دسته از قابلیت‌ها و توانایی‌های کشور اطلاق می‌شود که با به کارگیری ابزاری چون فرهنگ، آمال و یا ارزش‌های اخلاقی به صورت غیرمستقیم بر منافع یا رفتارهای دیگر کشورها اثر می‌گذارد استفاده از راهکارهای قدرت نرم در جنگ نرم از اهمیت زیادی برخوردار است. هدف قدرت نرم، افکارعمومی خارج و سپس داخل کشور است. وسایل ارتباط جمعی در جهان امروز، جهان‌های ذهنی و غیرواقعی را به دنیا مخابره می‌کنند. آنها دیگر به انتقال واقعیت فکر نمی‌کنند، بلکه واقعیت‌ها را می‌سازند. هدف رسانه‌ها از قدرت نرم در ابتدا مدیریت افکارعمومی نیست، بلکه رسانه‌ای در این دنیا موفق است که بتواند با افکارعمومی حرکت کند و خود را سازگار با آنها نشان دهد. در عصر رسانه‌های نوین جهانی، به یاری فناوری‌های نوین ارتباطات و اطلاعات کسب قدرت نرم به مراتب راحت‌تر از به دست آوردن و نگهداری قدرت سخت است. دولت‌ها اگر بتوانند مفاهیم جدید امنیتی را برای خود، بازتعریف کنند، در آن صورت مجبور نیستند لشکرهای عظیم نظامی خود را تقویت کنند. (کوآت.بی،ای.ماتیو) راهکارهای رسیدن و در اختیار داشتن قدرت نرم محورهای ذیل را دربر می‌گیرد: 1. داشتن کانال‌های چندگانه ارتباطی داخلی و خارجی؛ 2. نزدیک کردن سنت‌ها و ایده‌های فرهنگی اجتماعی و سیاسی بر معیارها ونرم‌های جهانی؛ 3. حرکتی آرام، پراکنده و پیوسته در جهت تسخیر افکارعمومی به وسیله رسانه‌های همراه و همگام با مردم (نه رسانه‌ای که قصد مدیریت افکار را داشته باشد)؛ 4. ایجاد گفتمان‌های خبری – رسانه‌ای در خارج و داخل به زبان‌های مختلف. بر همین مبنا دونالد رامسفلد(وزیردفاع دولت جرج بوش) طی سخنانی در شورای روابط خارجی امریکا ضمن دفاع از استراتژی مقابله با تروریسم و ادامه جنگ در عراق بر نقش اثرگذار و خصمانه محیط رسانه‌ای گروه‌های رقیب برای مقابله با تروریسم تأکید کرد. نکته مهم و برجسته سخنان رامسفلد، هشدار وی در مورد ناتوانی دولت امریکا در روند مواجهه با واقعیت عصر رسانه‌ای است که موجب ضرر و زیان و از دست رفتن جان هزاران امریکایی در سراسر جهان شده است. وی اشاره می‌کند که برخی از صحنه‌های نبرد ممکن است در کوهستان‌های افغانستان یا خیابان‌های عراق اتفاق نیفتد، بلکه در اتاق‌های خبر در نیویورک، لندن و قاهره یا هر جای دیگر شکل بگیرد. نمونه هایی از اظهارات دشمنان انقلاب اسلامی: تمام مشکلات ما ریشه در هویت ایرانیان دارد که بخش قابل توجهی از آن وابسته به باورهای مذهبی آنهاست . پس بنابراین تلاش برای از بین بردن و حتی کمرنگ نمودن مظاهر اعتقادی اسلامی مانند رعایت حجاب و... اولویت نخست عملیاتی ما است که در این مسیربه استفاده از تمامی ابزارهایی که در اختیار داریم بویژه رسانه ها به شدت پایبندیم . يوزف اچ. يروشلمي Yosef H. Yerushalmi ،مديرمركز مطالعات اسرائيل و يهود ، دانشگاه كلمبيا با استفاده از هر ابزار و یا بهتر بگویم تمام ابزارها باید فضای دین گرایی واخلاق در جامعه جوانان ایران که اساسی ترین راهبرد برون رفت جمهوری اسلامی از چالشهای متعددی نظیر جنگ و تحریم و ... می باشد را پاک نمود و اخلاق دینی را از این جامعه دور کرد که در غیر این حالت هر برنامه ای با شکست روبرو خواهد شد. راس برن (Ross Brann) محقق مرکز مطالعات پیشرفته یهودی دانشگاه پنسیلوانیا و رییس گروه مطالعات خاورمیانه دانشگاه کرنل بزرگترین سرقت تاریخ بشریت در قرون گذشته صورت گرفت و آن انتقال علم از مشرق زمین به غرب بود. واینک ما باید به بهترین شکل از باز گشت این ثروت به جز مواردی که در راستای منافعمان باشد به شرق و به طور خاص کشورهای اسلامی جلو گیری نماییم. آموس پرلموتر استاد علوم سیاسی دانشگاه آمریکن و سردبیر نشریۀ مطالعات استراتژیک به نقل از واشنگتن تایمز (پانزدهم ژانویه 1996) ترویج فرهنگ سطحی نگری ،خرافه پردازی با تبلیغات معکوس در باب گسترش نفوذ جریان فکری متفکرین جوانگرا و نواندیش اسلامی راهبرد مهم و مورد تأکید است. دکتر درو زعاوی:(Dr.Dror Ze evi) رییس گروه مطالعات خاورمیانه دانشگاه بن گورین ( نگو اسراییل، تأسیس 1994م ) ناکارآمد نشان دادن این سند (چشم انداز 20 ساله)مهمترین اولویت عملیاتی مرکز تحقيقات می باشد.چرا که صرفنظر ازمحتوای آن نیز آغاز حرکاتی است که با منافع ما در تضاد کامل است. آريه استاو Arieh Stav، مدير مركز تحقيقات سياسي آريل اسراییل Ariel Center for Policy R (ACPR) و سردبير نشريه NATIV جنگ نرم و دكترين «كميته خطرجاري آمريكا » كميته خطر جاري كه اعضاي آن را برجسته ترين عناصر سياسي و نظامي آمريكا تشكيل مي دهند، عنوان كميته اي است كه در دهه 1970 و در اوج جنگ سرد، توسط گروهي از سناتورهاي آمريكايي، مسئولان ارشد وزارت خارجه، اساتيد برجسته علوم سياسي، مؤسسه مطالعاتي «امريكن اينتر پرايز» و گروهي از مديران باسابقه سيا و پنتاگون تأسيس شد. هدف از تأسيس اين كميته، خروج از بن بستي بود كه در دوران جنگ سرد ميان دو ابرقدرت آن زمان يعني ايالات متحده آمريكا و اتحاد جماهير شوروي در توازن هسته اي به وجود آمده بود. اعضاي اين كميته با منتفي دانستن «جنگ سخت» بين دو ابرقدرت، تنها راه به زانو درآوردن رقيب را در «جنگ نرم» و «فروپاشي از درون» طراحي و به مرحله اجرا درآوردند. جنگ نرم به وسیله کمیته خطر جاری در سال‌های پایانی دهه 1980 طراحی شد. در آن مقطع و در پی اصلاحات گورباچف مبنی بر ایجاد فضای باز سیاسی و تغییر در قوانین اقتصادی (پروسترویکا) این کمیته با منتفی دانستن جنگ سخت و رودررو با اتحاد جماهیر شوروی تنها راه به زانو درآوردن بلوک شرق را جنگ نرم و فروپاشی از درون معرفی کرد. سیاستگذاران پنتاگون و سیا با سه راهبرد دکترین مهار، نبرد رسانه‌ای و سامان‌دهی نافرمانی مدنی اتحاد شوروی را به فروپاشی و شکست واداشتند. براساس اين طرح «جنگ نرم» با اتخاذ راه كارهاي «دكترين مهار»، «نبرد رسانه اي» و «ساماندهي نافرماني مدني» همراه گرديد كه اين استراتژي زودتر از آنچه كه تصور مي شد، به ثمر نشست. پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و پايان جنگ سرد، فعاليت اين كميته براي يك دهه به حال تعليق درآمد و پس از وقايع 11 سپتامبر بارديگر عناصري چون مارك پالمر، كنت پولاكف، مارتين اينديك، ريچارد پرل، داگلاس فيث، كاندوليزا رايس و مارگ گرچت در اين كميته گردهم آمدند تا به تجزيه و تحليل فرصت ها و تهديدهاي فراروي دولت ايالات متحده آمريكا بپردازند. «كميته خطرجاري آمريكا » وایران راه‌اندازی پروژه جنگ نرم علیه ایران در مقطع کنونی را باید ناشی از گسترش حس تنفر از امریکا در جهان دانست که به نظر سران کاخ سفید ایران مرکز اصلی ایجاد این تنفر و گسترش آن است. در امریکا برای مقابله با این موج، نیروی واکنش سریع تشکیل شد تا اولاً در قالب پروژه دموکراتیزه کردن کشورها به خنثی‌سازی نفوذ معنوی ایران در کشورهای اسلامی و منطقه خاورمیانه بپردازد و ثانیاً با القای خطرناک بودن ایران برای امنیت همسایگان، اذهان عمومی از اقدامات و نقشه‌های ایالات متحده منحرف شود. در همين راستا «كميته خطر جاري» در مهرماه 1384 با توجه به شكست دهها استراتژي در مقابل انقلاب اسلامي ايران در طول سال هاي گذشته، در جديدترين تصميم خود، «جنگ سخت» را در رويارويي با جمهوري اسلامي ايران بي فايده دانست چراكه از همان ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي و استقرار نظام مقدس جمهوري اسلامي، وارد جنگ مسلحانه عليه نظام شدند و طي سه دهه اخير در يك همسويي كامل، با استفاده از شيوه هاي غيردمكراتيك، مانند تجزيه ايران با ايجاد غائله هاي جدايي طلبي در مناطق قوميتي، مثل كردستان، سيستان و بلوچستان و خوزستان، طراحي كودتاهايي مانند كودتاي نقاب، مداخله نظامي مستقيم مانند حادثه طبس و راه اندازي جريان تروريسم داخلي مانند گروهك منافقين با هدف حذف فيزيكي رهبران انقلاب از صحنه، و همچنين تحميل جنگ 8ساله بر ج.ا.ا به دنبال براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران برخاستند و عدم شكست ايران در جنگ، امري كه، پيش بيني نشده بود، معادله را به نفع ايران تغيير داد و به رغم خسارت هاي تحميل شده بر ايران، باعث سربلندي نظام نوپاي ج.ا.ا و ايجاد فضايي جديد در مناسبات داخلي و خارجي و باعث اقتدار جمهوري اسلامي ايران در سطح منطقه و نظام بين الملل گرديد. برهمين اساس طي سال هاي اخير، الگوي تعارض جويانه آنان دچار تغيير و تحول گرديد و «پروژه جنگ نرم» دردستوركارشان قرار گرفت و خواستار توجه بيشتر دولت ايالات متحده به پروژه نرم افزاري «براندازي از درون» شدند و در گفتگويي با خبرنگار روزنامه آمريكايي نيويورك تايمز اعلام نمودند: «ايران به لحاظ وسعت سرزميني، كميت جمعيت، كيفيت نيروي انساني، امكانات نظامي، منابع طبيعي سرشار و موقعيت جغرافيايي ممتاز در منطقه خاورميانه و هارتلند نظام بين الملل به قدرتي كم بديل تبديل گرديده كه ديگر نمي توان با يورش نظامي آن را سرنگون كرد.» از اين رو در گزارش كميته خطر جاري، براندازي نظام جمهوري اسلامي ایران با تمركز فعاليت ها بر روي سه محور دكترين مهار، نبرد رسانه اي و ساماندهي نافرماني مدني، مورد تاكيد و توصيه قرار گرفت. اين گزارش كه با عنوان «ايران و آمريكا، رهيافت جديد» تنظيم شده است، داراي پانزده محور كلي به ترتيب زير است: 1- اين كشور علاوه بر برنامه هسته اي اش، با حمايت گروه هايي چون حزب الله، حماس و جهاد اسلامي و گروه هايي در عراق، مانع تحقق منافع آمريكا در منطقه مي شود. از سويي ديگر ثروت روبه رشد نفت ايران، توانايي و ظرفيت آن را در داخل كشور و منطقه افزايش مي دهد. فرصتي كه در اين ميان وجود دارد، استفاده از ضعف سياست هاي اقتصادي و اختلافات دروني ايران است. 2- ايران بايد در صدر برنامه سياست خارجي آمريكا در چهار سال آينده برود. واشنگتن اكنون به رويكرد جديدي نياز دارد، بايد همه نيروها براي اين استراتژي بسيج شوند. بايد درس هاي گذشته مورد بازبيني قرار گيرد، درس هايي كه از فروپاشي بلوك شرق به يادگار مانده است و همچنين درس هايي كه در تغيير حكومت ها در كشورهايي مثل شيلي يا اندونزي گرفته شد. 3- دامن زدن به نافرماني مدني در تشكل هاي دانشجويي و نهادهاي غيردولتي و صنفي از ابزارهاي مهم فشار بر ايران است. 4- بايد براي بازگشايي سفارت ايالات متحده در تهران ابراز تمايل كنيم. همزمان بايد يكي از بلند پايه ترين مقامات خود را به عنوان فرد شماره يك، در اين سياست جديد در مقابل ايران انتخاب و معرفي كنيم. اين فرد مي تواند يكي از كنسول هاي وزارت خارجه باشد و بايد به طور مرتب حمايت خود را از حقوق بشر و دموكراسي در ايران مورد تاكيد قرار داد. از اين طريق مي توانيم ارتباط خود را با مردم ايران تقويت كنيم. 5- بايد شبكه هاي متعدد راديو تلويزيوني را براي ايرانيان تدارك ديد و پيام هاي خود را با پيشرفته ترين تكنولوژي هاي روز، به دست مردم ايران برسانيم. 6- اگر قرار است گفتگو و تعامل با ايران صورت گيرد، بايد با مقامات با نفوذ ايراني و آنها كه قدرت واقعي و كافي براي تصميم گيري ها دارند، انجام شود. همچون مقامات مورد وثوق و تاييد رهبري ايران. بايد دانست در اين باره ديگران در ايران چنين قدرتي ندارند. 7- درباره فعاليت هسته اي ايران، بايد با احتياط و دورانديشي و چند جانبه عمل كرد. بايد فشارها را بر ايران بيشتر كرد و در صورت استنكاف ايران، پرونده اين كشور را به شوراي امنيت فرستاد. اگرچه اولويت اول، اعمال فشار ديپلماسي از طريق متحدان به گونه اي است كه ايران داوطلبانه از فعاليت ها و برنامه هسته اي خود چشم پوشي كند. 8- حمايت از اپوزيسيون هم مي تواند از عوامل موثر بر تغيير رژيم ايران باشد. سفر فعالان جوان خارجي از كشورهاي متحد ايالات متحده به ايران، راه ديگري در اين رويكرد است. اين افراد مي توانند به عنوان جهانگرد وارد ايران شوند و در صورت نياز به جنبش هاي مدني و نافرماني ها بپيوندند. 9. بايد فعاليت NGOهاي آمريكايي را در ايران تسهيل كنيم و به صدور ويزا همت گماريم. دعوت فعالان جوان ايراني به خارج، براي شركت در سمينارهاي كوچك هم، اقدام مهمي است. اين كار در صربستان، فيليپين، اندونزي و شيلي و كشورهاي ديگر جواب داده است. اين افراد بايد از سوي مقامات آمريكايي انتخاب شوند، نه نهادهاي ايراني. .10 سفارتخانه هاي كشورهاي ديگر هم مي توانند در تهران براي ما موثر باشند. حضور در جلسات محاكمه، درخواست مشترك براي آزادي زندانيان سياسي، كمك مالي به خانواده هاي زندانيان و گروه هاي مخالف حكومت و حتي نظارت يا مشاركت در اعتراض ها، از جمله اين راه هاي تاثيرگذار است. كنگره بايد تصويب قانوني به نام «آزادي ايران» را بررسي كند تا از طريق آن حمايت كافي از آن را به عمل آورد. .11 تضعيف ستون هاي حمايتي حكومت ايران كه همانا سرويس هاي امنيتي و نظامي اين كشور مي باشند، بايد در دستور كار قرار گيرند. .12 سرويس هاي امنيتي و قضايي آمريكا و متحدانش بايد در همكاري با سازمان هاي حقوق بشر به جمع آوري مدارك و شواهدي در متهم كردن مسئولين ايراني به موارد شبيه ميكونوس اقدام كنند. .13 گفتگو با دولت ايران هم بايد در دستور كار باشد. ما بايد تعامل خود را براي ديدار با مقامات ايراني و بحث و گفتگو درباره موضوعات مورد علاقه و نگراني دو طرف نشان دهيم. .14 بايد رهبران روحاني ايران را كه در رأس قدرت هستند، وادار كرد از قدرت سياسي به صورت مسالمت آميز كناره بگيرند. .15 بايد قدرت بسيج و سپاه را از ميان برد و در وزارت اطلاعات تغييرات اساسي و يا بطور كلي آن را حذف كرد. ارتباط جريانات و فتنه هاي سال 1388 با دستورالعمل كميته خطر جاري آمریکا با توجه به پانزده محور گزارش كميته خطر جاري و با تأمل در جريانات و اتفاقات پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری و برملا شدن بسياري از فتنه هاي دشمنان و مخالفين نظام چنين مي توان استنتاج نمود: الگوي فتنه پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری كه توسط كارگزاران آمريكايي ديكته شده است و بعنوان يك دستورالعمل در سياست خارجي آمريكا شكل گرفته بخشي از پازل راهبردي آمريكا براي تغيير ساختار جمهوري اسلامي ايران است كه از سوي اين كميته ترسيم و از سالها پيش شروع به فعاليت نموده و با استفاده از حمايت هاي مادي و معنوي آمريكا و فعال شدن اپوزيسيون در حال شكل گيري است. براساس اين الگو و نظر كارشناسان مسائل سياسي، با توجه به تجارب تدوين كنندگان اين گزارش و تاثير تصميمات اين كميته بر سياست هاي دولت آمريكا، وقوع حركت هايي كه در ماه هاي اخير و با مديريت اپوزيسيون و حمايت هاي مالي از آنان و با استفاده از جنگ رسانه اي و بهره گيري از تكنيك ها و تاكتيك هاي عمليات رواني براي جابه جايي افكار عمومي به دنبال ايجاد آشوب و اختلال در فضاي سياسي و با حمايت از گروه هاي تابلودار ضدانقلاب و گروه هاي تروريستي وابسته به غرب در دامن زدن به اغتشاشات اعتراضات و ناآرامي ها فعال بوده اند از مهمترين فعاليت هاي انجام گرفته در راستاي اجرايي شدن پانزده محور گزارش كميته خطر جاري است كه با اقدامات گوناگوني از قبيل هجمه در گفتمان انقلاب، امام و رهبري (القای ناكارآمدي)، تهديدنمايي، بحران نمايي و سياه نمايي از وضعيت كشور (ايجاد نارضايتي)، هدايت و مديريت اپوزيسيون نظام در ايجاد بحران و دامن زدن به اغتشاشات و حمايت از به صحنه آمدن تمام مخالفين و معاندين نظام شكل گرفته است. در تأييد اين مطلب نيز مي توان به گفته «كنت تيرمن» مدير اجرايي «بنياد دموكراسي ايران» كه سرويس فارسي زبان شبكه «صداي آمريكا» است، اشاره كرد كه: «ميليون ها دلار طي دهه اخير براي ايجاد انقلاب رنگي شبيه به اوكراين، با آموزش فعالان سياسي، هزينه شده است». از اين رو اين موضوع قابل فهم است كه سياستمداران و دولت مردان آمريكا در جديدترين بررسي ها و مطالعات خود، رويكرد جنگ نرم را در مواجهه با نظام جمهوري اسلامي مورد توجه قرار داده اند و در شرايط فعلي تهديد سخت را در اولويت دوم خود قرار داده و با رويكرد جنگ نرم به عنوان بهترين مدل و شيوه مؤثر در رسيدن به اهداف خود، با ايجاد عمليات رواني، جنگ رسانه اي، ناتوي فرهنگي، انقلاب مخملي و پروژه ايران هراسي پرداخته اند. روشهاي مقابله با جنگ نرم : الف )روشهاي انساني ، احسان و اكرام براي جذب : 1- ظاهر شدن نيروهاي خودي در صحنه دانشگاه در چهره مدافع حقوق اساتيد و دانشجويان در مسايل صنفي و به دست گرفتن پرچم مطالبات عادلانه و جلوگيري از پرچمدار شدن نيروهاي غير خودي در مطالبات صنفي و اجتماعي. 2-تقويت روابط عاطفي و محبت آميز ، احسان و اكرام و حسن خلق با اساتيد و دانشجويان دانشگاه. 3- بهره گيري از كليه روشهاي ارتباطات اجتماعي متناسب با شرايط زمان ، مكان ومخاطب شامل ارتباط چهره به چهره ، ارتباط مشاركت پذير ، ارتباط مجازي و الكترونيكي ، مستقيم و غير مستقيم ، رسمي و غير رسمي ، افقي و عمودي و غيره. 4- ايجاد اميد و نشاط و نگاه خوشبينانه به آينده در بين دانشجويان ومردم براي مقابله با جنگ نرم. 5- معنوي كردن فضاي دانشگاه و اجراي برنامه هاي جذاب معنوي براي دانشجويان. 6- راه انداختن دانشجويان جوان در فضاي هيجان ، نشاط و حركت كه طبيعت آنهاست وآن وقت فكرصحيح منطبق بر اصول علمي،مفاهيم صحيح وپرهيز ازكارهاي صوري وشكلي به آنها دادن. 7- شبكه سازي اجتماعي درون دانشگاه با مسئوليت دادن به هر يك از نيروهاي خودي براي جذب 5 تا 10 نفر. 8- توسعه فضاي علمي ، فرهنگي و اجتماعي دانشگاه با برگزاري جشنواره ها ، المپيادهاي علمي ، فرهنگي ، ورزشي و هنري، اجراي اردوهاي سازندگي ، زيارتي و سياحتي و فعال سازي تشكلهاي مددكاري و خدمت به محرومان در بين دانشجويان. ب )روشهاي اقناع سازي و روشنگري : 1- برپايي كرسيهاي آزاد انديشي توسط اساتيد ودانشجويان خودي دردانشگاه وگسترش فضاي عقلاني تحليل و بررسي اوضاع كشور به شكل هدفمند و هدايت شده – به علاوه نقد علوم انساني غير اسلامي دانشگاه ها بعنوان زير بناي اعتقادي و ارزشي جنگ نرم دشمن و ضرورت و نحوه اصلاح آن. 2- برخوردهاي منطقي متكي بر فكر، تدبير و تأمل و پرهيز از افراط و تفريط با عوامل پياده نظام جنگ نرم. 3- روشنگري و اطلاع رساني به موقع ، عالمانه و هنرمندانه در تبيين مسايل وحوادث ، مقابله با شايعات و اقناع سازي نسبت به آنها با بهره گيري از روشهاي مختلف به ويژه مناظره. 4- بهره گيري از توابين حوادث اخير جهت اقناع سازي و روشنگري به شكل هدفمندو كنترل شده. 5- رسانه ها بايد براي جريان سازي مثبت به نفع خودي و مقابله با جريان سازي دشمن آماده شوند و نقش هدايت ، كنترل و نظارتي خود ومديريت افكار عمومي را بر عهده بگيرند. ج )روشهاي مديريت فتنه ها ( حوادث) : ١- جلوگيري از كند شدن يا توقف حركت علمي ، سازندگي و پيشرفت كشور به ويژه در دانشگاهها. 2- جلوگيري از ايجاد فضاهاي هيجاني و احساسي توسط دشمن در سطح دانشجويان در عين حال ايجاد وضعيتي براي بروز عواطف و هيجانات و ابراز عقايد بدون ترس و اضطراب به منظور ايجاد تعادل رواني – اجتماعي در بين دانشجويان. 3- از آنجا كه درجنگ نرم هدف تصرف قلب(كانون احساس و عاطفه )و مغز(كانون تفكر وانديشه) توده ها است، لذا كليه روشها بايد معطوف به جلوگيري از تصرف قلب و مغز توده ها توسط دشمن و تأثير گذاري بر قلب و مغز آنها توسط نيروهاي خودي مي باشد. 4- فضاي دانشگاه را نبايد گذاشت به هيچ وجه امنيتي شود و در حوادثي كه روي مي دهد بايد به طورجدي از تشديد خشونت جلوگيري كرد.مقابله باجنگ نرم بايد با ابزار و روشهاي نرم انجام شود. 5- چون در جنگ نرم تشخيص خودي از غير خودي بسيار دشوار است لذا بايد افرادي براي حضور در خط مقدم اين جبهه قرار بگيرند كه كارشناس و خبره باشند و مراحل روانشناسي جنگ نرم را به خوبي بدانند. 6- در جنگ نرم اغلب نيروهاي پياده نظام دشمن در صحنه نبرد از نوع خودي هستند كه بنا به دلايلي فريب خورده و بعضاً ناآگاهانه به اردوگاه دشمن پيوسته اند. ٧- ايجاد آمادگي و همراهي نخبگان و فعالان سياسي – فرهنگي – علمي و هنري ودستگاههاي ذيربط علمي – فرهنگي و حتي قضايي و امنيتي (اطلاعاتي ) در جنگ نرم ضروري است. 8- دشمن در جنگ نرم بر بسترهاي اجتماعي – كه همان آسيب هاست – تهديد خود را عملي مي نمايد. لذا رصد اين آسيب ها ، مرتفع نمودن آنها و پرهيز از بهانه دادن به دست دشمن يا عوامل آن ضروري است. 9- با توجه به خلأ قوانين جزايي در خصوص برخورد با براندازان و كودتاگران نرم – اصلاح قوانين در پشتيباني از نيروهاي خودي و مقابله با عوامل دشمن در جنگ نرم با رويكرد قضايي ضروري است. د )روشهاي تحكيمي ، بنيادي و زيرساختي: 1- اقدام همه جانبه و همگاني براي نهضت توليد علم و جنبش نرم افزاري به منظور وقوع يك رنسانس و نوزايش علمي براي بازگشت به منابع اصيل خود ، بازخواني آنها و زدودن زنگار چند ساله از آنها. 2- طراحي فرمولهاي نوين از ميان منابع غني اسلامي كه قادر به حل مشكلات و پاسخگويي نيازهاي جامعه امروز باشد با همكاري و تعامل بين حوزه و دانشگاه. 3- تقويت بنيه اخلاقي و علمي اساتيد در جهت ارتقاء قدرت نرم و امنيت كشور و اصلاح نظام گزينش استاد. 4- فراهم كردن زمينههاي آشنايي و شناخت كامل آرمانهاي انقلاب اسلامي توسط اساتيد و ايجاد زمينه هاي مسئوليت پذيري اساتيد در انتقال تئوريك آنها به دانشجويان. 5- توانمندسازي اساتيد و دانشجويان براي مقابله با تهديدات نرم افزاري عليه انقلاب اسلامي از طريق راه اندازي رشته هاي تحصيلي خاص و برگزاري دوره ها و كارگاههاي آموزشي و پژوهشي آزاد. 6ـ مطالعه و تحقيق اساتيد و دانشجويان در مورد غرب ، علوم غربي و مباني آن و نمايش تناقضات و تضادهاي دروني آنها. 7- شناخت مستمر و به روز دشمني هاي با اسلام و آماده سازي اذهان عمومي براي مقابله با جنگ نرم. 8- انتصاب مديريتهاي دانشگاهها از ميان كساني كه آگاهي و شناخت عميقي نسبت به مواضع غرب در پديده جنگ نرم دارند. 9- فراهم كردن زمينههاي لازم براي روشنگري و اطلاع رساني اساتيد در سطح بين المللي . 10- توجه به رسانه ها ، آماده سازي و تقويت زير ساختهاي فرهنگي آنها براي كارسازي در مقابله با جنگ نرم. 11- ارتقاء سطح آگاهي و بينش عميق اصحاب رسانه از نظر علمي و تئوريك. 12- ورود به فضاي مجازي از طريق ايجاد سايت ، وبلاگ ، شبكه سازي و غيره براي پاسخگويي به هجمه دشمن. روش هاي مقابله با جنگ نرم دشمن براساس رهنمودهای مقام معظم رهبري ١ – توجيه جوانان و دانشجویان و دادن قدرت تحليل به آنان. 2- ایجاد توان كار و نشاط با اميد بخشيدن و فضاي محيط درس و دانشگاه را فضاي اميد كردن. 3- ميدان دادن به دانشجو براي اظهار نظر و تشكيل كرسي هاي آزاد انديشي . 4- محيط دانشگاه را محيط معنويت كردن. 5- رساندن كشور به نقطه اي از لحاظ علمي ، اقتصادي و امنيتي كه امكان آسيب پذيري‌اش نزديك به صفر باشد. 6- مواظبت و جلوگيري از تزلزل در كار علمي دانشگاه. 7- رفتار مدبرانه و فكورانه و بدون تندروي ، افراط و تفريط در قضاياي پيش رو. 8- بازيابي حقيقي هويت اسلامي – ايراني. آرايش صحنه ي مقابله با جنگ نرم : 1- نخبگان فكري بايد به ميدان جنگ نرم بيايند. 2- اساتيد دانشگاه فرمانده جبهه ي جنگ نرم هستند كه بايد مسايل كلان را ببينند ، دشمن را درست شناسايي كنند ، هدفهاي دشمن را كشف كنند، احياناً به قرارگاههاي دشمن سر بكشند، بر آن اساس طراحي كنند و بر اساس طرح حركت كنند. 3- دانشجويان، افسران جوان جبهه ي جنگ نرم هستند كه فكر دارند، عمل دارند ، در صحنه حضور دارند ، اوضاع را مي بينند وباید در چهار چوب عمل كنند و در اتاقهاي فكرشان راه كار پيدا كنند. وظيفه نخبگان فرهنگي و هنري در مقابله با جنگ نرم : ١ – تلاش و مجاهدت براي فهم درست حوادث فتنه گون. 2- تبليغ و تبيين حقايق براي مردم. 3- گره گشايي در عالم فرهنگ براي باز كردن حقيقت و باز كردن گره هاي ذهني. 4- پرهيز از شيوه هاي سياسي ، شيوه هاي سياستگران و سياستمداران در تبليغ كار فرهنگي . انحراف فكري و جسمي جوانان،مهمترين ترفند و دسيسه دشمن در جنگ نرم است گروه ناجـــــــا-رئيس پليس مبارزه با مواد مخدر نيروي انتظامي بر برخورد قاطع با قاچاقچيان مواد مخدر تأکيد کرد و اظهار داشت: انحراف فكري،روحي و جسمي جوانان مهمترين ترفند و دسيسه دشمن از طريق مواد مخدر در جنگ نرم است. به گزارش پايگاه خبري پليس،سردار علي مؤيدي در جمع دانشجويان دانشگاه امام علي(ع)با بيان توفيقات علمي و ورزشي وتوانمندي هاي جوانان ايران اسلامي در صحنه هاي گوناگون،افزود: امروز دشمنان انقلاب تمام امکانات و تجهيزات خود را براي از پاي درآوردن نيروي خلاق و نوپا بسيج کرده و تلاش مي کند با ابزار مواد مخدر از خلق صحنه هاي افتخار آميز توسط جوانان ما جلوگيري کند. وي ازمواد مخدربه عنوان يكي از سه تهديد مهم جوامع بشري نام برد و گفت:امروز تهديد مواد مخدر براي همه جوامع بشري يك تهديد حتمي و جدي است. رييس پليس مبارزه با مواد مخدر کشورمان بهترين شيوه مقابله با مواد مخدر را در داشتن راهبرد و تصميم گيري هاي درست دانست و اظهار داشت:بهترين تصميم گيري ها برخاسته از اشرافيت به مسايل پيراموني ونبود آگاهي از مسايل پيرامون موجب بالا رفتن آسيب پذيري است. وي مبارزه با مواد مخدر را از كار ويژه هاي تمامي حاكميت ها و آناني كه پاسخگوي خواسته هاي مردم هستند دانست و خاطرنشان کرد:آناني كه در اداره و حاكميت جوامع پاسخگو هستند در مقابله با اين تهديد، انرژي هاي ويژه اي اختصاص داده اند. سردار مؤيدي در ادامه گفت: حكومت هايي موفق هستند كه براي مقابله با اين تهديد جدي و حتمي داراي استراتژي و راهبرد باشند و در اين زمينه بابرنامه ريزي هدفمند تصميم گيري هاي به هنگام و صحيح داشته باشند. وي گفت: خوشبختانه راهكار و راهبرد مقابله با مواد مخدر و اعتياد در نظام جمهوري اسلامي ايران توسط معمار كبير انقلاب حضرت امام خميني (ره)در سه دهه پيش پيشبيني و امروز با تدابير مقام معظم رهبري افتخار مي كنيم كه براي اين مساله مهم برنامه و نقشه راه داريم. سردار "مويدي"در ادامه  سخنان خود به بررسي اجمالي ژئو پولتيك مواد مخدرو تحولات يك دهه اخير در منطقه پرداخت و با اشاره به حضور نيروهاي غربي در كشور افغانستان گفت: در حال حاضر بيش از 300 لابراتوار توليد هرويين در كشور افغانستان و با حمايت نيروي هاي غربي به توليد هرويين مشغول هستند كه صرفا براي آلوده كردن جوانان ميهمن اسلامي ما برنامه ريزي دارند. رييس پليس مبارزه با مواد مخدرناجاگفت: كشور افغانستان توليد كننده بيش از 95 درصد مواد مخدر دنياست كه اين ميزان توليد با حضور نيرو هاي ناتو در اين كشور صورت مي گيرد. سردار " مويدي" انحراف فكري و جسمي جوانان راترفند و دسيسه دشمن در جنگ نرم دانست و افزود:پس از 8 سال جنگ تحميلي و انواع توطئه ها، امروز دشمن با نقشه هاي حساب شده برروي انحراف فكري ،روحي و جسمي جوانان ما سرمايه گذاري كرده است. رييس پليس مبارزه با مواد مخدر ناجا افزود: ايران مفتخر است كه پرچمدار مبارزه با مواد مخدر در دنياست و پليس ما در اين زمينه داراي مدل و صاحب تجربه ودانش است و حقانيت ما در بحث مبارزه با مواد مخدر و دفاع از بشريت در دنيا پذيرفته شده است. سردار مؤيد توجه به اقدامات پيشگيرانه و تربيتي را مورد تأکيد قرار داد و گفت: مهارمواد مخدر با اين حجم بسيار بالا كاري ساده و آسان نيست و مي بايست با تمهيدات و امكانات خاص به آن پرداخت. وي درادامه به چگونگي و روند انسداد مرز هاي شرقي و تاثيرات آن بر كاهش و تغييرشيوه ترانزيت مواد مخدر به كشور پرداخت وگفت: در كنار اين هزينه هاي هنگفت مادي، تقديم بيش از سه هزار و 700 شهيد و 11هزار جانباز سند حقانيت ما در اين مبارزه است. سردار مويدي با اشاره به تمهيدات پليس در امر کنترل و انسداد مرزها ،خاطرنشان کرد:با اقدامات صورت گرفته در مرزهاي شرقي کشور ورودمواد مخدر به شدت كاهش يافته و قاچاقچيان مواد مخدر به سمت يافتن راه هاي تازه و شيوه هاي نو براي ورود مواد به كشور ما هستند. رئيس پليس مبارزه با مواد مخدر نيروي انتظامي اضافه کرد:اقدامات کنترلي و سرمايه گذاري در مرزها باعث شده 85 درصد مواد مخدر قبل از ورود به کشور در نقطه صفر مرزي کشف شود. وي در بخش ديگري از سخنان خود به تهديد جدي مواد مخدر صنعتي و روانگردان ها و تاثيرات مخرب فردي و اجتماعي آن پرداخت و گفت: متاسفانه مواد مخدر صنعتي به مراتب خطرناك تر و تهديد آن ويران كننده تر است. رييس پليس مبارزه با مواد مخدر ناجا با بيان چند نمونه از تاثيرات فردي اعتياد به مواد مخدر صنعتي گفت: متاسفانه اعتياد به مواد مخدر صنعتي و روانگردان ها عواقب بسيار نگران كننده وتاثير مستقيم بر بروز جرايم اجتماعي ،اخلاقي و... دارد. خاطرنشان مي شود سردار مؤيدي در ادامه اين نشست به سؤالات دانشجويان در خصوص مواد مخدر و آسيب هاي آن پاسخ داد. همچنين نمايشگاه آشنايي با مضرات مواد مخدر و پيشگيري از اعتياد كه به همت معاونت اجتماعي پليس مبارزه با مواد مخدر نيز در اين دانشگاه برپا شده بود توسط " سردار" مويدي " افتتاح شد و تا پايان هفته آماده بازديد دانشجويان مي باشد. الف) تعریف جنگ فرهنگ علوم سیاسی جنگ را مبارزة مسلحانه بین کشورها یا مردم یک کشور برای رسیدن به اهداف سیاسی و اقتصادی تعریف می‌کند (آقابخشی،1373، ص 246). فرهنگ علوم اجتماعی، جنگ را آزمودن نیرو با استفاده از اسلحه، بین ملت‌ها (جنگ با نیروی خارجی) یا گروه‌های رقیب در داخل کشور (جنگ داخلی) تعریف نموده است (بیرو، 1371، ص 449). گاستون بوتول جامعه‌شناس معاصر فرانسوی، جنگ را این‌گونه تعریف می‌کند: مبارزه‌ای مسلحانه و خونین بین گروه‌های سازمان‌یافته می‌داند. جنگ، کشاکش و برخورد مسلحانه میان دو یا چند سو، و در سیاست، کشاکش و برخورد مسلحانه میان دو یا چند دولت (جنگ خارجی) یا در درون قلمرو یک دولت میان قدرت حاکم و قدرت‌های مدعی (جنگ داخلی) است (آشوری، 1384، ص11). با این تعاریف اختصاری، برداشت اولیه از جنگ، نبرد مسلحانه است؛ اما با بررسی دیدگاه‌های برخی از صاحب‌نظران مسائل نظامی، مشخص می‌شود که از جنگ، معنایی وسیع‌تر از برخورد مسلحانه نیز اراده شده است. سن تزو یکی از نظریه‌پردازان چینی قرن چهارم پیش از میلاد، اصول جنگ را عبارت از تحمیل ارادة خود به دشمن، وادار کردن او به پراکنده شدن و کسب دائم اطلاعات از دشمن قلمداد کرده و در واقع جنگ را برخورد و اراده می‌داند. مائوتسه تونگ پایة هر نوع جنگ را اغفال فرض می‌نماید و برتری روانی توده‌ها و بسیج تمامی توان آن را مسئلة اصلی جنگ می‌داند (متفکر، 1381، ص‌17). ب) تعریف جنگ رسانه‌ای بنیادی‌ترین تعریف از جنگ رسانه‌ای استفاده از رسانه‌ها برای تضعیف کشور هدف و بهره‌گیری از توان و ظرفیت رسانه‌ها (اعم از مطبوعات، خبرگزاری‌ها، رادیو، تلویزیون، اینترنت و اصول تبلیغات) به منظور دفاع از منافع ملی است. جنگ رسانه‌ای یکی از برجسته‌ترین جنبه‌های جنگ نرم و جنگ‌های جدید بین‌المللی است. اگرچه جنگ رسانه‌ای عمدتاً به هنگام جنگ‌های نظامی کاربرد بیشتری پیدا می‌کند، اما این به آن مفهوم نیست که در سایر مواقع جنگ رسانه‌ای در جریان نبوده و یا مورد استفاده قرار نمی‌گیرد. جنگ رسانه‌ای تنها جنگی است که حتی در شرایط صلح نیز بین کشورها به صورت غیررسمی ادامه می‌یابد و هر کشوری از حداکثر توان خود برای پیشبرد اهداف سیاسی خویش با استفاده از رسانه‌ها، بهره‌گیری می‌کند. جنگ رسانه‌ای به ظاهر میان رادیو و تلویزیون‌ها، مفسران مطبوعاتی، خبرنگاران خبرگزاری‌ها، شبکه‌های خبری و سایت‌های اینترنتی جریان دارد. سربازان جنگ رسانه‌ای، متخصصان تبلیغات استراتژیست‌هاي تبلیغات بین‌المللی و کارگزاران رسانه‌ها هستند (ضيايي‌پرور،1387). طراحان جنگ رسانه‌ای نه لزوماً ژنرال‌های پادگان‌نشين، بلکه ممکن است پروفسورهای کالج‌ها و دپارتمان‌های رسانه‌ای در دانشگاه‌های معتبر هر کشوری باشد. جنگ رسانه‌ای، جنگ بدون خونریزی، جنگ آرام و جنگ بهداشتی و تمیز تلقی می‌شود. مردمی که تحت بمباران جنگ رسانه‌ای قرار دارند، حتی ممکن است خود از وجود جنگ سنگینی که بر فضای تنفسی آنها جریان دارد، بی‌اطلاع باشند. هدف جنگ رسانه‌ای، اگرچه در نهایت تغییر کارکرد و عملکرد دولت‌ها است، اما به طرز ملموسی به جای هدف قرار دادن مستقیم دولت‌ها، ملت‌ها را هدف بمباران خود قرار می‌دهد. جنگ نرم مهفوم جنگ نرم که در مقابل جنگ سخت مورد استفاده واقع می‌شود دارای تعریفی واحد که مورد پذیرش همگان باشد نیست و تا حدی تلقی برداشت افراد، جریان‌ها و دولت‌های گوناگون از جنگ نرم متفاوت است. جان کالینز، نظریه‌پرداز دانشگاه ملی جنگ امریکا، جنگ نرم را عبارت از: استفادة طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن، برای نفوذ در مختصات فکری دشمن با توسل به شیوه‌هایی که موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی مجری می‌شود می‌داند (1370، ص487). معروف‌ترين تعريف را به ژوزف ناي، پژوهشگر برجستة امريكايي در حوزة قدرت نرم نسبت مي‌دهند وي در سال1990 ميلادي در مجلة "سياست خارجي"شمارة 80 قدرت نرم را توانایی شکل‌دهیترجیحات دیگران تعریف کرد. بنابراین جنگ نرم را می‌توان هرگونه اقدام نرم، روانی و تبلیغات رسانه‌ای که جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگیری و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شکست وا می‌دارد، تعریف کرد. جنگ روانی، جنگ سفید، جنگ رسانه‌‌ای، عملیات روانی، براندازی نرم، انقلاب مخملی، انقلاب رنگی و... از اشکال جنگ نرم است. پیشینة تاریخی به نظر می‌رسد جنگ نرم و مفاهیم همسان از قبیل عملیات روانی، جنگ روانی، قدرت نرم و... قدمتی به اندازة حیات بشری دارد. نوع نگاه، زاویه دید، ارتباط چهره به چهره و غیرکلامی ساده‌ترین و البته قدیمی‌ترین روش‌های عملیات روانی و جنگ نرم است. برخی قدیمی‌ترین روایت پیرامون جنگ نرم را به نبرد گیدئون با ماد نسبت می‌دهند که در آن، سپاهیان گیدئون با افزایش چندین برابری مشعل‌های لشکریان، باعث فریب و ترس مادها شدند و در نتیجه بدون هیچ درگیری به پیروزی رسیدند. با وجود این، جنگ نرم با مختصات تئوریک و پراتیک جدید خود پس از شروع جنگ سرد و در اوج آن یعنی در دهة1970 با مشارکت اساتید برجسته علوم سیاسی و علوم ارتباطات از جمله ژوزف نای، هارولد لاسول، جان کالینز، اعضای برجستة آژانس اطلاعات مرکزی امریکا (سیا) و فرماندهان ارشد پنتاگون، با تأسیس مرکزی تحت عنوان "کمیته خطر جاری"طراحی، تدوین و عملیاتی شد که مهم‌ترین هدف آن بمباران علیه بلوک شرق  به ویژه شوروی بود که به ظاهر پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی این کمیته به "کمیته صلح جاری"تغییر یافت و همچنان فعال است و کانون تهاجمات رواني آن جهان اسلام به ويژه جمهوري اسلامي و هواداران منطقه‌ای آن از جمله حزب‌الله، حماس و کشورهای دوست ایران می‌باشد. اهداف جنگ نرم جنگ نرم نیز همانند جنگ سخت اهداف مختلفی دارد و قاعدتاً هدف نهایی هر دو تغییر کامل نظام سیاسی یك کشور است که البته با اهدافی محدودتر هم اجرا می‌شود. در حقیقت جنگ نرم و جنگ سخت یک هدف را دنبال می‌کنند و این وجه مشترک آنها است. در هر صورت هدف اصلی این جنگ، اعمال فشار برای ایجاد تغییر در اصول و رفتار یک نظام و یا به طور خاص تغییر خود نظام است. اهداف جنگ نرم نیز می‌تواند به اهدافی که بانی راه‌اندازی جنگ نرم آن را دنبال می‌کند، نیز وابسته باشد. این اهداف را می‌توان به چند شیوه تقسیم‌بندی کرد. در یک شيوه می‌توان آن را به اهداف بلند‌مدت و اهداف میان‌مدت تقسیم‌بندی کرد. هدف بلندمدت دشمنان ما برای راه‌اندازی جنگ نرم براندازی نظام است و قصد دارند با راه‌اندازی این جنگ با نظام، جمهوری اسلامی را به کلی نابود کنند و یا به حدی پیش روند که تنها یک اسم از این نظام بیشتر باقی نماند. در اهداف بلندمدت دشمن به صورت موزاییکی عمل کرده است یعنی سعی نموده موارد مختلف را در طول زمان در کنار هم قرار دهد در نهایت منجر به تضعیف و ناکارآمدی و خالی کردن و در نهایت حذف نظام جمهوری اسلامی ایران شود. مهم‌ترین هدف جنگ نرم دشمنان، تغییر باور و فکر افراد جامعه است. دشمنان قصد دارند اسلامیت، ملیت و ارزش‌های دفاع مقدس را در نسل جوان از بین ببرند و این ارزش‌ها را تبدیل به نفرت کنند. به عبارت دیگر می‌توان گفت هدف جنگ نرم معمولاً تحقق دوگونه تأثیر است؛ تأثیری درازمدت که تبلیغاتی استراتژیکی به شمار می‌رود؛ و تأثیری کوتاه‌مدت که تبلیغاتی تاکتیکی است که سعی در تأثیر مستقیم دارد. تبلیغات در شرایط تأثیر کوتاه‌مدت برای ایجاد ارتباط با گروه معينی از مردم می‌کوشد. به طور معمول، مبلغ در تحقق هدف خود، باید نخست، هدف خود را به گروهی خاص، در زمان و مکانی معین محدود سازد. دوم، بداند که آن گروه چگونه تشکل یافته است. همچنین نوع رویکرد حاکم میان افراد آن گروه در برابر حملة تبلیغاتی او و میزان قدرت آن گرایش را شناسایی ‌کند. سوم، باید اطلاعات قبلی کافی از تاریخ و جامعه‌شناسی برای فهم نحوة ایجاد آن گرایش‌ها داشته باشد (رشتی،1383). با بررسی‌های دقیق‌تر می‌توان استراتژی رسانه‌ای امریکا را در جنگ نرم علیه ایران در سه بُعد زمانی، الف) کوتاه‌مدت، ب) میان‌مدت، ج) درازمدت؛ تقسیم‌بندی نمود. الف) اهداف کوتاه‌مدت 1. کسب درآمد؛ 2. تأثیرگذاری بر تحولات ایران؛ و 3. ایجاد گروه فشار علیه ایران. ب) اهداف میان‌مدت 1. سازگاری فرهنگی ایرانیان مهاجر با جامعة مقصد؛ 2. مطرح کردن سلطنت؛ 3. جدا کردن مردم از حکومت؛ و 4. تغییر نظام؛ ج) اهداف درازمدت 1. سکولار کردن جامعه؛ 2. عقب نگه داشتن ایران از علم؛ و 3. تسلیم کردن ایران در برابر جهانی‌سازی. مخاطبین جنگ نرم همه افراد جامعه می‌توانند بخش‌های مشخصی باشند که مورد نظر راه‌اندازان جنگ نرم قرار گرفته‌اند و این موضوع وابسته به هدفی است که بانی جنگ نرم آن را دنبال می‌کند. اقشار مورد نظر بانیان جنگ نرم بستگی به هدف آنها دارد که میان‌مدت است یا عمومی و با توجه به هدف، اقشار را تحت نظر قرار می‌دهند. اما در حالت کلی می‌توان گفت که گروه‌های هدف در جنگ نرم، رهبران، نخبگان و توده‌های مردم هستند. نخبگان نیروهای میانی را تشکیل می‌دهند و می‌توانند به عنوان تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان یک حکومت مطرح باشند. نخبگان جامعة مدنی مانند رهبران احزاب و... هم با آشفتگی ذهنی خود، می‌توانند ترس را به ذهن مردم انتقال دهند، وحشت ایجاد کنند و روحیة ملت را در هم شکنند. در بعضی موارد برای رسیدن به اهداف مورد نظر خود گروه‌ها و اشخاص خاص و تأثیرگذار را مورد هدف قرار می‌دهند و از آن گروه یا فرد برای رسیدن به اهداف خود استفاده می‌کنند. مانند استفاده از قومیت‌های مختلف یا خواص و نخبگان فرهنگی و علمی. با توجه به اینکه در جنگ نرم از ابزارهای رسانه‌ای، فرهنگی و علمی، استفاده می‌شود پوشش آن برای طبقات مختلف بیشتر و متفاوت‌تر است. جنگ رسانه‌ای می‌تواند توده‌های مردم و نخبگان علمی را تحت تأثیر قرار دهد. عنصر اصلی در تبلیغات و جنگ نرم، تودة مردم و مخاطبین هستند. موفقیت یا شکست در جنگ بستگی به شرایط توده‌ها دارد. مصداق عینی آن را می‌توان در جنگ 33 روزه لبنان، و جنگ عراق مشاهده نمود. اکثر کارشناسان و تحلیل‌گران معتقدند در عراق جنگ نظامی به معنای واقعی خود رخ نداده است و امریکایی‌ها توانستند از طریق جنگ نرم و عملیات روانی با به کارگیری رسانه‌ها افکار عمومی مردم عراق را متقاعد کنند که ارتش امریکا برای نجات آنان آمده است. اعلامیه‌های پرتاب شده از هواپیماها و  برنامه‌های رادیویی مردم عراق را قانع کرد که در برابر ارتش امریکا مقاومت نکنند و حتی در بعضی شرایط به یاری آنها هم بشتابند. برخلاف این قضیه می‌توان رهبری سید حسن نصرالله در جنگ 33 روزه لبنان را تحسین نمود و ستود که توانست جنگ نرم دشمن را خنثی کند و افکار عمومی مردم لبنان را متقاعد سازد که برای پیروزی باید سختی‌ها و بمباران‌ها را تحمل کرد و نباید تسلیم دشمن شد. این عقیده وجود دارد که اگر بتوان افکار عمومی را نسبت به موضوع یا پدیده‌ای قانع کرد یا به آن سمت و سوی خاص بخشید، دولت‌ها نیز تحت فشار افکار عمومی به آن سو کشیده خواهند شد. تاکتیک‌های جنگ نرم مهم‌ترین تاکتیک‌های جنگ نرم عبارتند از: 1. برچسب زدن. بر اساس این تاکتیک، رسانه‌ها، واژه‌های مختلف را به نمادهای مثبت و منفی تبدیل کرده و آنها را به آحاد یا نهادهای مختلف نسبت می‌دهند. به عنوان مثال، رسانه‌های کشورهای غربی با منفی‌سازی مفهوم بنیادگرایی و اطلاق آن به کشورهای اسلامی، سعی دارند چهره‌ای منفی از این کشورها در اذهان مخاطبین خود القا و ایجاد کنند. غربی‌ها به مقاومت مشروع مردم فلسطین و لبنان، برچسب تروریسم می‌زنند و حمايت ایران از این مبارزین را حمایت تروریسم می‌نامند. 2. تلطیف و تنویر. از تلطیف و تنویر (مرتبط ساختن چیزی با کلمه‌ای پرفضیلت، استفاده می‌شود تا چیزی را بدون بررسی شواهد بپذیریم و تصدیق کنیم) (سورین، 1384، ص 158). رسانه‌های ارتباط‌ جمعی از سويی مفهوم "حقوق بشر و آزادی"را پرفضیلت جلوه کرده، و از سوی ديگر غرب را مهد آزادی و مدافع حقوق بشر قلمداد می‌کنند. در حالی که بیشترین نقض حقوق بشر و آزادی در این کشورها صورت می‌گیرد. 3. تصدیق. یعنی شخصی که مورد احترام یا منظور است بگوید، فکر، برنامه، محصول یا شخص معینی خوب یا بد است. تصدیق فنی رایج در تبلیغ، مبارزات سیاسی و انتخاباتی است (سورین، 1384). حمایت اشخاص معروف (سیاست‌مداران، هنرمندان، ورزشکاران و گروه‌های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی) از فردی یا جریانی تصدیق نامیده می‌شود. 4. شایعه. در فضایی تولید می‌شود که امکان دسترسی به اخبار و اطلاعات موفق امکان‌پذیر نباشد به عبارتی شایعه در جایی ایجاد می‌شود که خبر نباشد و یا خبر از منابع موثق منتشر نشود. هر شایعه می‌تواند در‌برگیرندة بخش قابل توجهی از واقعیت باشد (تاکتیک تسطیح در شایعه‌سازی) ولی ضریب نفوذ آن بستگی به درجة ابهام و اهمیت آن دارد. در واقع هر چقدر شایعه پیرامون مسائل مبهم و مهم باشد همان مقدار ضریب نفوذ آن افزایش می‌یابد. 5. دروغ بزرگ. این تاکتیک قدیمی که هنوز هم مورد استفاده فراوان است، عمدتاً برای مرعوب کردن و فریب ذهن حریف مورد استفاده قرار می‌گیرد. بدین معنی که پیامی را که به هیچ وجه واقعیت ندارد، بیان می‌کنند و مدام بر طبل تکرار می‌کوبند تا ذهن مخاطب آن را جذب کند. گوبلز می‌گوید: «دروغ هرچه بزرگ‌تر باشد، باور آن برای مردم راحت‌تر است» (هاشمی، 1382، ص 25). 6. ارائة پیشگویی‌های فاجعه‌آمیز. در این تاکتیک با استفاده از آمارهای ساختگی و سایر شیوه‌های عملیات روانی از جمله کلی‌گویی، پاره حقیقت‌گویی و...) به ارائه پیشگویی‌های مصیبت‌بار می‌پردازند که بتوانند حساسیت مخاطب را نسبت به آن افزایش داده و بر اساس میل و هدف خود افکار وی را هدایت کنند. از این تاکتیک در تبلیغات انتخاباتی استفاده می‌شود که نمونه‌های بسیاری از آن را می‌توان در انتخابات اخیر ریاست جمهوری برشمرد. ارائة اخبار و آمارهای آلوده به دروغ از وضعیت سیاسی، اقتصادی کشور و فاجعه‌آمیز بودن آیندة کشور در صورت تداوم چنین وضعی ذیل این تاکتیک تعریف می‌شود. 7. مبالغه. یکی از روش‌هایی است که با اغراق کردن و بزرگ‌نمایی یک موضوع، سعی در اثبات یک واقعیت دارد. کارشناسان جنگ روانی، از این فن در مواقع بروز رویدادهای خاص استفاده می‌کنند. غربی‌ها از طریق سینما و فیلم‌های هالیوود سعی در بزرگ‌نمایی قدرت امریکا، دستاوردهای تکنيکی و اغراق در ناکامی‌های کشورهای جهان سوم از جمله ایران دارند و سعی می‌کنند روحیة مسلمانان در تقابل با تمدن غربی را تضعیف کنند. 8. توسل به ترس و ایجاد رعب. متخصصان جنگ نرم، ضمن تهدید و ترساندن مخاطبان از روش‌های مختلف به آنان چنین القا می‌کنند که خطرات و صدمه‌های احتمالی و حتی فراوانی بر سر راه آنها وجود دارد و از این طریق، آینده‌ای مبهم و توأم با مشکلات و مصائب برای افراد ترسیم می‌کنند (شیرازی، 1376، ص60). پیش از حمله ایالات متحده به عراق در مارس 2003 رسانه‌های امریکایی تلاش تبلیغاتی گسترده‌ای انجام دادند که عراق به تولید جنگ‌افزارهای هسته‌ای می‌پردازد و حامی تروریسم است و با این شیوه سعی کردند تا افکار عمومی از رژیم سیاسی عراق و صدام حسین‌ـ که انسانیت‌زدایی شده بود ـ احساس ترس کند و برای حمله امریکا توجیه‌سازی شود. 9. تکرار. از لحاظ روان‌شناسی در تشکیل (عادت) بسیار مفید است به ویژه اگر با دقت توأم باشد. بدون تکرار، تثبیت و تقویت دقیق‌تر "عادت"میسر نخواهد شد. روش تکرار از قواعد خاصی پیروی می‌کند؛ زیرا فاصله‌های تکرار نباید چنان دراز باشد که سبب محو شدن آثار پیشین شود و نه چندان کوتاه که ملال‌انگیز و خسته‌کننده باشد. 1. ترور شخصیت. در جنگ نرم برخلاف جنگ سخت، ترور فيزيكي جای خود را به ترور شخصیت داده است. استفاده از نظام رسانه‌ای و انواع تاکتیک‌ها از جمله بزرگ‌نمایی، انسانیت‌زدایی، اهریمن‌سازی، و غیره از جمله روش‌های انجام ترور شخصیت است. دشمنان انقلاب با استفاده از این تاکتیک و بهره‌گیری از ابزار طنز، کاریکاتور، شعر، کلیپ‌های کوتاه به ترور شخصیت افراد محبوب می‌پردازند. نتیجه‌گیری از آن جایی که کشورهای سلطه‌جو نمی‌توانند به طور مستقیم فرهنگ‌های غربی را به ما القا کنند، به جای تحمیل ارزش‌های مطلوب خود، می‌کوشند از طریق رسانه‌ها و اقدامات فرهنگی، نظام هنجاری گروه هدف (ایران) را به سمت مطلوب خود تغییر دهند. ایجاد تغییرات در این حوزه، زمینه را برای تغییر ارزش‌ها و هنجارها در جوامع هدف (ایران) مطابق با نظام مطلوب جریان سلطه فراهم می‌سازد. امروزه تبلیغات رسانه‌ای که از ابزارهای مهم جنگ نرم می‌باشد به عنوان سلاحی جهت تأثیر بر نگرش مخاطب (خواه جامعة خودی، با جامعة دشمن ـ بالقوه و بالفعل) شناخته می‌شود و بی‌تردید در چگونگی مدیریت طرح‌ریزی، طی دوران پیش از درگیری، هنگام درگیری و یا پس از درگیری نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کند. در واقع استکبار جهانی با توسل به انواع تمهیدات تبلیغاتی در گسترة جنگ نرم می‌کوشد ضمن اقناع افکار عمومی جهانی، افکار عمومی داخلی را به نفع خود تحت تأثیر قرار دهد، ضروری است تا با شناخت ترفندهای رسانه‌ای و بررسی ابعاد آن از هرگونه مداخلة اثرگذار به صورت بازدارنده و پیشگیرانه ممانعت به عمل آید و راهکارهای خنثی‌سازی این تأثیرات در حوزه‌های اجرایی دریافت شود. در قرن بیست‌و‌یکم ملت‌هایی قادر خواهند بود ارزش‌های خود را در جهان گسترش دهند و حرفی برای گفتن داشته باشند که به رسانه‌ها اهمیت دهند و به ارتباطات و مفهوم جنگ نرم همچون مفهومی اساسی در استراتژی کلی و نه به عنوان مفهومی تاکتیکی و محدود اهمیت دهند. برای خنثی‌سازی جنگ نرم هم باید افکار عمومی و هم نخبگان تأثیرگذار بر شکل‌گیری افکار عمومی مدنظر قرار داده شوند.