X
تبلیغات
در رهگذر زمان

قالب وبلاگ


در رهگذر زمان
علمي آموزشي در زمينه ي جغرافيا و برنامه ریزی شهری ،تاريخي , اجتماعي و...  
پيوندهای روزانه

 

آب وهواي گذشته ايران




مقدمه

 

شناخت ويژگيهاي محيط جغرافيايي كه نه تنها صحنه زندگي ماست ، بلكه مبناي ما نيز مي باشد به ويژه حصوصيات اقليمي آن كه سهم بيشتري در تغييرات محيط جغرافيايي دارد.محيط جغرافيايي يگانه ثروت يك ملت است وبراي صيانت وبهبود آن بايد در درجه اول با آن نيروهايي كه طي قرون واعصار به آن شكل داده وامروزه در تغيير خصوصيات آن موثرند آشنا شد وتا حدود امكان آنها را به حساب آورد.هرچند ((گذشته ها گذشته )) است ، ولي لااقل در مورد تغييرات محيط جغرافيايي گذشته ها نگذشته بلكه آثار آن ونيز آن عواملي كه آثار مزبور را بوجود مي آورد هميشه با ماست .

بدين طريق از هرجهتي كه نگاه كنيم مي بينيم كه ايران شناسي به   جامع ترين واصيل ترين معناي آن بايد به شناسايي همه جانبه محيط جغرافيايي اين سرزمين از قديمي ترين زمان ها تا بحال استوار باشد ، وآب وهواي گذشته كليد مهمي در اين زمينه است.

    از قديمترين زمان تا به حال براي پيش بيني آب وهواي آينده جهت برنامه ريزي صحيح ضروري است. اين نكته در مورد كشور ما كه دراكثر نقاط آن با كمبود آب مواجه مي باشيم داراي اهميت استثنايي وخاصي مي باشد .

بدين دليل ضروري ديدم بطور اجمالي مطالعات ومقاله اي در باره آب وهواي گذشته ايران انجام دهم ،البته با وجود پيچيدگي ومشكلات فراوان ،ممكن است ازديدگاه ونظر اساتيد محترم جغرافيا مقاله فوق داراي نارسائيها ونواقصي باشدكه اميدوارم با راهنمايي اساتيد ومحققين محترم، نواقصي دراين مقاله وجود دارد آن را برطرف نمايم.

 

 

 

محمد رضا   يوسفي روشن

 

 

نوشته شده توسط محمد رضا یوسفی روشن در 21:46 |  لینک ثابت   • آرشیو نظرات

سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386

آب وهوای گذشته ایران

آب وهواي گذشته ايران

ايراني كه ما در آن زندگي مي كنيم ، شاهد دگرگونيهاي بي شماري از نظر تغييرات آب وهوايي وحياتي داشته است ، هرتغييري در پارامترهاي اقليمي موجب بروز حوادثي نو گرديده بود تا آنجا كه جلبك هاي استروماتوليت دوران پركامبرين وتريلوبيت ونرم تنان دوران پالئوزوئيك جاي خود را به كيسه تنان دوره سيلورين وپاري آزافوس حيوان علف خوار دوره پرمين وسرانجام به جانوران غول پيكر دوره ژوراسيك دادند.

عامل اين تغييرات وتحولات جانوران را بايستي در تغييرات اقليمي جستجوكرد وجانوران وگياهاني كه خود را با آب وهواي سرد وباراني سازش داده بودند با تغييراقليمي به گرم وخشك يا منقرض شدند ويا نوع مقاومي ازآنها باقي ماندند. زماني بخشي از يك كشور در زير يخچالها پنهان وزماني ديگر همان كشور از گرما مي سوخت . گاهي يك ناحيه بارانهاي سيل آسا مي باريد اما در دوره بعد خشكي حاكم مي شد ، هركدام از اين تحولات اقليمي آثاري به جاي گذاشتند.

 تغييرات اقليمي در يك كشور يا سرزمين در زمانهاي بسيار طولاني مورد نظر كه درشكل زمين وانواع گياهان وحيوانات بوجود آمده است بايستي دو عامل اصلي در اين زمينه كه عبارتست از حركت هاي      قشر زمين وتغييرات آب وهوايي جستجو كرد.

انسان بايستي محيط زندگي خودرا از نظر زمين شناسي وآب وهوامورد بررسي قرار دهد چراكه شرايط آب وهوا در هريك از ازمنه          زمين شناسي چه حيوانات وگياهاني كه رشد ونموكرده اند ويا از بين رفته اند مورد توجه قرار داد واز طريق فسيل شناسي مي توان تغييرات اقليمي وآب وهواي گذشته را مورد بررسي قرار داد. كه دراينجا          به دورانهاي مختلف زمين شناسي وتغييرات آب وهوايي هريك از دورانها مي پردازم.

وضع آب وهواي ايران در دوران پركامبرين

در دوران پركامبرين چون از يك طرف فراواني كربناتها ازقبيل دولوميت ها وساختمانهاي جلبكي احتمالاً معرف آب وهواي گرم واز طرف ديگر وجود تيلت ها وحضور آنها در منطقه استوايي فعلي حاكي از يك زمان يخبندان عمومي است . پركامبرين با يك آب وهواي   گرم ومرطوب با اتمسفر غني از بخار آب پايان پذيرفته است بطوريكه بخارات آب در ارتفاعات مكان مناسب ومطلوب جهت گسترش يخچالها بوده اند ضمناً افزايش تدريجي اكسيژن مي توانسته عامل ظهور جانداران صدف دار واسكلت دار باشد.

آب وهواي ايران در دوران پالئوزوئيك((دوران اول ))

طول دوران پالئوزوئيك 345 ميليون سال تخمين زدند كه به دوره هاي پركامبرين ،اردوويسين، سيلورين ، دوونين ، كربونيفر و پرمين تقسيم مي شود . سيلورين كوتاه ترين وكامبرين طولاني ترين دوره هاي دوران پالئوزوئيك محسوب مي شود.

در ا بتداي دوران پالئوزوئيك هيچ گونه گياهي به غير از جلبك هاي آبي رنگ ،هيچ گونه جانوري به غير از بي مهرگان شناخته نشده است موجودات دوران اول تريلوبيت ها مي باشد آب وهواي دوران اول كاملا متغير ومتفاوت بوده است ودرتمام طول دوران اول طرز قرار گرفتن محور زمين با دوره كنوني تفاوت داشته است محل قطبين دراروپا قرار داشته است و هواي اين منطقه سرد و يخبندان شديد حاكم بوده است و سردي هواي اروپا تاثيربه سزايي در آب وهواي ايران داشته است .

وضع آب وهواي ايران در دوران مزوزوئيك ((دوران دوم))

طول دوران دوم را155 ميليون سال تخمين ميزنند ،دراين دوران محور قطبين كه دراروپا قرار داشته تغيير مكان داده وبا حركت ملايم قطبين دراورپا يا امريكاي شمالي بيش از بيش به محل قرار گرفتن قطبين كنوني نزديك شده وازاين نظر آب وهوا براي نيمكره شمالي از       نيمه قاره اي به معتدل وبراي نيمكره جنوبي آب و هوا ازنيمه استوايي به نيمه قاره اي تبديل گرديده است .

مراحل كوهزايي كالدوونين وهرسي نين كه در دوان اول درشمال اروپا به اتمام رسيده بود. با شروع دوران دوم، چين خوردگيهاي آلپ شروع

شده بود و تريلوبيت ها كه مشخص كننده دوران اول بودند از          بين رفتند.

گروههايي كه دردوران دوم ظاهر شدند به عنوان نمونه ازعالم گياهان نهاند انگان كه اولين نمونه آن دردوره ژوراسيك طاهر شدند پستانداران دردوره ترياس وجانوران دردوره ژوراسيك ظاهر شدند ودربين گياهان بازدانگان بويژه كاج ها وسرودر دوران دوم بوجود آمدندوخزندگان به اندازه غير عادي دردوران دوم ديده شدند .

دوران دوم به سه دوره تقسيم ميشود.

1- ترياس       2- ژوراسيك         3 كرتاسه

ترياس ازنظر آب وهواي شباهت بسيار زيادي به دوران اول دارد و    آب هواي فلات ايران دردوره ترياس سرد بوده است . دوره ژوراسيك  آب وهواي ايران گرم و مرطوب بوده وكم كم آب وهوا حالت اعتدال بخود گرفته بود دركرتاسه به علت اينكه درياي تتيس درجنوب غربي مغرب وجنوب شرقي ايران قرار داشت سرزمين ايران مورد هجوم    آب هواي اقيانوسي تتيس قراربگيرد وباعث شد كه يك دگركوني درآب وهواي دوره كرتاسه بوجود بياييد وكم كم آب هوا ازحالت گرم و مرطوب به حالت اعتدال درآمده البته دربسياري ازقسمتهاي شمال شرقي وجنوب وجنوب غربي مغرب ايران گاه گاهي تحت تاثيرسيكلونهاي گرم ومرطوب درياي تتيس قرار مي گرفت كه شامل همه مناطق ايران نمي شد ولي معذالك هوا نسبت به دوره ژوراسيك حالت اعتدال پيدا نمود.درطول كرتاسه تحتاني تقربيا آب وهوا روبه حالت معتدل گذاشت و اين تشخيص ازروي سنگوارهاي گياهي درميان لايه هاي آهكي قرار داشته مشخص شده است كه دلالت براقليم گرم و نيمه خشك را ميدهد درحوالي اردبيل و تبريز آب وهوا به حالت گرم ونيمه خشك ووجود برخي از شيست ها در منطقه جنوبي درياي خزر و برخي تشكيلات آهكي معرف اقليم معتدل ومرطوب رادراين ناحيه ميرساند .هرچه از طرف شمال به سمت جنوب بياييد بتدريج از ريزش هاي جوي كاسته شده وايران مركزي به حالت       گرم وخشك مشاهده ميشود طبق تحقيقات انجام شده در ناحيه اصفهان پيدا يش ماسه سنگها و آهكهاي سفيدي كه دراثر تغييرات فيزيكي وتغييرات دما تغييرناگهاني كرده اند بيان كننده يك نوع اقليم           گرم و خشك را ميرساند و هرچه ازايران مركزي به طرف غرب وشمال غرب در ناحيه كردستان وباختران پيش ميرويم باتغييررنگ رخساره ها وجود يك نوع اقليم ديگرراميتوان به اثبات رساند .(( نقشه شماره1))

وضع آب هواي ايران در دوره كرتاسه زيرين

در اين دوره درياي تتيس ازناحيه جنوب پيشروي داشته است آب هواي گرم ومرطوب بر نيمي از جنوب كشور حاكم بوده است سنگواره و آهكهاي مطبق و سياه رنگ و شيت هاي ذغالي كه معرف آب هواي گرم و مرطوب ديده شده است در نزديكي اصفهان وجود آهكهاي زرد و سياه رنگ و شيت هاي قيري و سياه رنگ نشان دهنده آب هواي گرم ومرطوب است .

درعرض هاي بالاتر درمحدوده استان آذربايجان غربي به طرف استان تهران و سمنان وجود يك سري رسوبات تبخيري نظير گچ و ژيپس ومارن نمكي آب وهواي گرم ونيمه خشك رااثبات ميرساند و درمنطقه شمالي وجود سنگواره هاي سرخي دلالت بر آب هواي معتدل ومرطوب دارد.  (( نقشه شماره 2 ))

وضع آب وهواي ايران در دوره كرتاسه مياني

در اين دوره درياي تتيس همچنان در ايران پيشروي داشته است ووجود رخساره هاي خاص مناطق گرم وتشكيلات تبخيري نظير گچ ونمك در قسمتهاي اصفهان و استان مركزي ايران ازيك نوع آب وهواي گرم ونيمه خشك را مي دهد در منطقه شمال ايران وقاره اروپا وجود سنگواره هايي نظير شيست قيري رنگ نشان از يك آب وهواي      گرم ومرطوب را مي دهد كه وجود اين نوع آب وهوا باعث پيدايش جنگلهاي انبوهي شده است . بين آب وهواي نيمه خشك مركز ايران وآب وهواي گرم ومرطوب شمال ايران اقليم معتدلي وجود دارد كه مركز البرز ودامنه جنوبي آذربايجان وكردستان را دربرمي گيرد.

اما در كردستان غربي وناحيه باختران ولرستان وپشتكوه وناحيه بختياري وكبيركوه سازند هاي آهكي وشيست قيري ووجود آهكهاي          كبود رنگ همگي بيانگر اقليم گرم ونيمه مرطوب در مغرب ايران از ناحيه پيرانشهر وسقز، سردشت تاكبيركوه مي باشد .

در اين دوره در مشرق ايران نيشاپور ، طبس ونايبند به طرف مشرق مجداً اقليم گرم ونيمه مرطوب مشرق ايران را در اين دوره تحت تاثير قرار داد كه از شمال با اقليم مرطوب هم مرز مي باشد .

يكي از دانشمندان بنام گريشباخ ضمن مطالعه آهكها وسنگواره هاي آهكي داشنه است بيان مي كند :

در دوره كرتاسه مياني درياي تتيس پيشروي چندان نداشته وبه دليل فرسايش شديدي كه برروي آهكها وفسيل ها صورت گرفته است وعدم وجود اين سنگواره ها خبر از عدم پيشروي درياي تتيس را      مي دهد اما مطالعاتي در مرز افغانستان وكنار رودخانه هريرود ، آهكهاي كه در اين منطقه وجود داشته به اثبات رسانده است.

از تربت حيدريه تا بلوچستان ماسه سنگ ومارنهاي كبودرنگ و   شيست هاي سبز محتوي سيليكات آلومنيوم ومس معرف اقليم گرم ونيمه مرطوب ملاحظه شده است در اين دوره فعاليت آتشفشاني بسيار فراوان بوده وگاه در همه نقاط كوهستاني كشور ايران آتشفشانها موادمختلف رابيرون مي ريختند كه گرما وبخار آب حاصل از آن تا حدودي اقليم هرمنطقه را تحت الشعاع قرار مي داد.((نقشه شماره 3))

وضع آب وهواي ايران در كرتاسه روئي از اشكوب سنونين S enonien

ساختارهاي به جاي مانده از اين اشكوب بيانگر معتدل بودن هوا را    مي رساند . شمال ايران وكوههاي خراسان والبرز ،دشت كوير ، دشت مسيله ، شمال كردستان وآذربايجان وكناره هاي درياي خزر راشامل مي شود كه هرچه ازجنوب به طرف شمال بروئيد هوا به سردي تمايل پيدا مي كند وجود رخساه هاي آهكي ودرختاني نظير تبريزي ، بيد ، چنار ، نارون كه نشانگر اقليم معتدل است ديده شده اقليم ناحيه گرگان واستان مازندران وگيلان وآستارا ودشت مغان به دليل وجود دياتومه ها در داخل آهكهاي ضخيم علاوه برمعتدل بودن كمي سردتر از ناحيه البرز ودشت كوير ودشت مركزي گرمسار وكوههاي خراسان وآذربايجان كه معتدل وملايم است مي باشد .

در اين دوره قسمت هاي مختلف فلات ايران در حال فرو رفتن به زير درياي تتيس بوده ولي معذالك قسمتي از مركز رشته كوه البرز خارج ازآب بوده است.

در منطقه آذربايجان ، همدان ، تهران ومشهد وجود سنگواره هاي درختان گوناگون در ناحيه دره گز ودشت مغان نشانگر سرد شدن هوا را مي رساند .

در شرق ايران در مرزايران وافغانستان به دليل مجاورت با درياي تتيس آب وهوا گرم ومرطوب حاكم بوده است . فعاليت هاي آتشفشاني زيادي كه در اين دوره وجود داشته من جمله در البرز از همه مناطق بيشتر بوده ووجود برخي از فسيلهاي گياهي نظير گون دركنار كوههاي آتشفشاني در مناطقي مثل كرمان ويزد نشانگر اقليم گرم وخشك را  مي رساند .(( نقشه شماره 4))

وضع آب وهواي ايران درسنونين مياني Senonien

در اين دوره به جز مركز البرز تمامي نقاط ايران به زير آب فرورفته يعني به تدريج درياي تتيس از مغرب پيشروي خود را آغاز كرده بود در اين اشكوب هرچه از شمال به جنوب واز غرب به شرق نزديكتر شويم به تدريج برگرماي هوا افزوده مي شود وميزان رطوبت نيز كاهش مي يابد ، چنانچه تمامي خطوط ساحلي درياي خزروشمال گرگان وشمال آذربايجان شرقي وتمامي آذربايجان غربي ومغرب كردستان وقسمت اعظم غرب زاگرس داراي آب وهواي معتدل ونيمه مرطوب مي باشد.

وجود سنگواره هاي گياهي وشيل خاكستري ومارن زردرنگ درطول مناطقي مثل البرز ، دشت كوير ، تهران وغيره آب وهواي معتدل ملايم را به اثبات مي رساند ووجود رسوبات تبخيري وفسيل گياهي در مناطقي مثل قم ، ساوه ، طبس ، گناباد وكاشان دليلي براقليم گرم و   نيمه خشك است.

اما به طرف داخل ايران چه از سمت شمال وچه از طرف غرب به تدريج رطوبت هوا كاسته شده واقليم معتدل ملايم جلب نظر مي كند .

درسمت شرق وجنوب شرقي براثركاهش رطوبت وافزايش گرما،  هوا كاملاً گرم وخشك شده چنانچه در ناحيه كرمان وشهداد ، رفسنجان وبافق ويزد وديگر نواحي جنوب شرقي ايران به دليل ضخيم تر شدن رسوبات تبخيري گچ ونمك ووجود فسيل گياهاني چون خارشتر وانواع گياهان وانواع گون وجود سازندهاي رس ومارن سرخ رنگ نشانگر اقليم گرم وخشك مي باشد .  ((نقشه شماره 5))

وضع آب وهواي ايران در دوره ترشياري يا دوره سوم

در اين دوره تغييرات آب وهوايي چندان مشاهده نمي شود وتقريباً از نظر شرايط اقليمي به شكل امروزي شبيه بوده است وتنها در برخي از مناطق مثل اروپا وآمريكا تغييرات آب وهوايي مشاهده شده است وآن هم به خاطر تغييرات كامل قطبين ومحور زمين بوده است به طوري كه در اواخر دوره سوم شكل قاره ها وحوضهاي اقيانوسي تقريباً به صورت كنوني درآمده است براثر فعاليت هاي شديد حركات كوهزايي زمين مخصوصاً از دوره ميوسن به بعد ، رسوبات دريايي تتيس به صورت كوههاي عظيمي چين خورده وبالا آمده وكوههاي البرز وزاگرس در دوره سوم زمين شناسي در كشور ايران به وجود آمده وسنگواره مشخص در دوره سوم نوموليت مي باشد.

تشكيلات نفتي كه در حال حاضر در منطقه خوزستان قرار دارد مربوط به دوره سوم زمين شناسي است وتغييرات زمين زائي در اواخر دوره سوم آب وهواي معتدل را به نيمه معتدل تبديل كرده است وحالت گرمي بيشتري پيدا كرده است . طول دوره سوم زمين شناسي 70ميليون سال تخمين زده شده است

وضع آب وهواي ايران در دوره كواترنري يا دوره چهارم

دوره كواترنري در حقيقت كوتاهترين ادوار معرفه الا رضي محسوب مي گردد كه از لحاظ زمان حدود يك ميليون سال تاكنون طول كشيده است.

 دوره كواترنري به دو عهد قديم وحاضر تقسيم مي شود . عهد قديم را پليستوسن مي گويند كه طولاني تر از عصر حاضر است زمين شناسان عصر حاضر را هولوسن نام گذاري كردند.

دوره چهارم نسبت به دورانهاي ديگر زمين شناسي رجحان وبرتري خاصي دارد كه چندين عامل باعث برتري دوره چهارم شده است كه يكي از اين عوامل پيدايش انسان در روي كره زمين وديگري        (عامل دوم ) سرماي شديد جوزمين كه باعث پيدايش يك دوره يخچالي متناوب در سطح زمين شده است . وعامل سوم پيدايش يك دوره خشكي صحرايي متعاقب هردوره يخچالي بوده است بنايراين اتفاقات حادث دوره چهارم بيشتر به تغييرات آب وهوايي عمده در سطح زمين است.

دوران هاي يخبندان در دوره كواترنري

در عصر چهارم، چهار دوران يخبندان در روي كره زمين روي داده كه در هر مرتبه طبقات عظيم يخ در نواحي قطبي وارتفاعات كره زمين انباشته مي شود وآب وهواي كره زمين تاثير به سزايي داشت . در اين دوره مهمترين حوادث طبيعي دوران زندگي بشر در روي زمين شناخته مي شوند ، ونيز به عنوان عاملي در گسترش بشر وساير موجودات زنده در روي زمين وهمچنين به عنوان عاملي در تحول وتكامل فرهنگ مورد توجه مي باشد . در دوره يخچالي براثر نزول برفهاي سنگين ، يخچالهاي عظيمي بوجود آمد كه در نتيجه اراضي وسيعي از قاره ها را در برگرفت . به عنوان مثال كاناداي كنوني كه در زير قشر يخ به ضخامت 800تا900 متر مستور بوده است . همچنين تمام شبه جزيره اسكانديناوي واسكاتلند شمالي ، روسيه شمالي وسيبري را قشر يخ پوشانده بود . حد اين يخچالها برحسب زمان تغيير كرده است . يعني در چند دوره سرما ، يخچالها گسترش پيدا كرده ودر دوره اعتدال وگرماي هوا يخچالها آب شده اند مثلاً در آن زمان در فلات ايران وكويرها وحوضه هاي داخلي به صورت درياچه هاي وسيعي ديده مي شود .

به طوركلي دوران يخبندان به چهار دوره اصلي تقسيم مي شود :

   1- گنتزGuntz  2- ميندلMindel 3- ريس Riss  4- ورمWurm

بايد متذكر شوم كه هريك از اين دوره هاي يخبندان با يك دوره بين يخبندان Interglacial همراه بوده است كه دوره يخبندان هوا به شدت سرد شده وطبقات يخ برروي هم انباشته مي شود واما در دوره بين يخبندان به تدريج هوا گرم شده ويخچالها آب مي شد ، در دوره يخبندان گونز ارتفاع يخ تا1200 متر بوده است .(1)

واما به دليل وجود فرسايش ، مدت اين دوره كاملاً مشخص نيست . دوره ميندل كه مهمترين دوره يخبندان به شمار مي رود ، كه طول يخ تا ارتفاع 1300 متر گسترش داشته است . دوره يخبندان ميندل بسيار سرد اما دوره بين يخبندان آن هوا بسيار گرم بوده است بعد از دوره يخبندان بسيار طولاني ريس ويخبندان كوتاه ورم بعد از گذشت 20 هزار سال بالاخره طبقه عظيم يخ شكسته شده از قطب شمال به طرف جنوب آمده واين در واقع پايان رسمي دوران يخبندان به حساب مي آيد . البته به دلايلي چون خاصيت افزايش يخچالها ويا پيشروي آنها باعث شده كه تعيين سن آنها مشكل به نظر برسد.

1-يخبندان آلپ ها تحقيقات كم نظير وتاريخي آ. پنكA.penck وا.بروكنر E.Bruckner در منطقه آلپ نشان داده است كه در عهد چهارم يخچال ها چهار مرتبه در اروپاي مركزي گسترش پيدا كرده اند محققين نامبرده هرمرتبه از گسترش يخچالهاي مزبور را (كه در حقيقت مبيّن يك دوران يخبندان در همه اروپاست ) بنام  يكي از رودهاي آلپ بنام هاي گنتز ، ميندل ، ريس و ورم ناميده اند . ازمنه بين دورانهاي يخبندان راكه اصطلاحاُ بين يخبندان ناميده مي شوند گنتز-ميندل ، ميندل ريس ، و ريس ورم مي نامند .

 

  دوران هاي باراني در دوره چهارم  ((كواترنري )) 

پيدايش وتراكم طبقات عظيم يخ در مناطق شمالي طبعاً در آب وهواي مناطق جنوبي تر منجمله فلات ايران ومناطق هم عرض آن نيز تاثير زياد داشته است . در نواحي خشك مناطقي كه در عرض هاي جغرافيايي متوسط وپائين واقع     شده اند در همه قاره ها آثار وعلائمي از درياچه هاي باستاني باقي است كه زماني وجود داشته واز بين رفته اند.  هم چنين شواهد ودلايلي وجود دارد كه پاره اي از درياچه ها ي فعلي سابقاً داراي سطح وعمق بيشتري بوده اند وشواهد نشان مي دهند كه در اين مناطق بارندگي بيشتر وميزان تبخير آب كمتر از حال بوده است . در قاره آسيا واروپا نيز سرگذشت مشابهي تشخيص داده شده است . درياي خزر ودرياچه آرال كه در شرق آن واقع شده است سه مرتبه گسترش پيدا كرده است ومرتباً‌ خشكتر شده اند.

 عقيده بر اين است كه برودت هوا كه در مناطق شمالي موجب پيدايش يخچالها مي شده در مناطق جنوبي تر ودر   عرض هاي پائين موجب گسترش درياچه مي شده است در نتيجه برودت هوا ميزان تبخير نيز كاهش پيدا مي كرده است به تدريج كه طبقات يخ تشكيل شد روي آنها فشارهوا ( براثر برودت ) رو به ازدياد نهاد واين مراكز فشار هوا به نوبه خود سيكلون هاي (Cyclone) متحرك جنوبي را به مناطق جنوبي تر رانده وسيكلونها ميزان بارندگي مناطق مزبور را كه در ازمنه غير يخبندان نيمه بياباني بوده اند افزود ودر نتيجه افزايش باران وكاهش تبخير درياچه ها پيدا شد وگسترش يافت . از آنجائي كه پيدايش وگسترش درياچه ها مولود ازدياد بارندگي بوده مراحل گسترش درياچه ها را« دورانهاي باراني» مي نامند . دكتر ر.گرشمن (1) در كتاب خود به نام ايران ، اوضاع واحوال فلات ايران را در دوران باراني ورم وبعد از آن اين طور بيان مي كند :

«تحقيقات جديد زمين شناسي نشان داده است در زماني كه قسمت اعظم سطح اروپا به وسيله يخچالها پوشيده شده بود فلات ايران يك مرحله باراني را طي مي كرده كه ضمن آن حتي دره ها ي مرتفع در زير آب قرار داشته است . قسمت مركزي فلات كه امروزه يك بيابان  شوره زار عظيمي است درآن زمان يك درياجه وسيع ويك درياي داخلي بوده كه رودخانه ها رااز كوههاي مرتفع به آن مي ريخته است . فسيل ماهيها وگوش ماهي Shellsكه نه تنها در بيابان ، بلكه حتي در دره هاي مرتفع پيدا شده اند وضع جغرافياي طبيعي كشور ايران را در گذشته مشخص مي كند .

اما برطبق مطالعات انجام شده برروي فلات مركزي ايران مشخص

كننده اين مطلب است كه در ايران دوره سرد شدت بيشتري نسبت به دوره هاي باراني داشته به طوريكه رژيم بارندگي كم باعث رشد ونمو

1-Iran by Dr.R.Ghirshman

گلهاي باستاني«1» در جائيكه امروز جنگلهاي بلوط نمو مي كنند شده است. واين مسئله نشان دهنده يك محيط استپي است.«2»

دورانهاي باراني رابطه مستقيم با دوره هاي يخچالي دارد بطوري كه با افزايش دوره هاي يخچالي ميزان بارندگي نيز افزايش يافته است وهرچه از كناره رشته كوههاي زاگرس به داخل فلات پيش رويم از ميزان درياچه ها كم شده وبعد ار دوره ورم به تدريج درجه حرارت بالا رفته ويخچالهاي دائمي جايشان را به يخچالهاي فصلي داده و       درياچه هاي شوري همچون اروميه بتدريج خشكتر شده وتشكيلات نمكي را در اطرافش پديد آورده است واما موقعيت درياچه هاي واقع در دورانهاي سرد بارش وبرف در ايران بخصوص در روي              رشته كوهها يك محيط كاملاً برفي رابوجود آورده به طوريكه پس ازافزايش درجه حرارت  اين برفها آب شده ورودخانه ها درياچه هاي پرآبي راپديد آورده است در دوران يخبندان درياچه هايي كوههاي كوير مركزي را اشغال مي كرد درياچه هايي نيز در دره هايميانكوهي وگوديها بوجود آمده كه بقاياي پاره اي از آنها هنوز موجود است

 

1-در جاهايي كه امروزه جنگل هاي بلوط وجود دارد شواهد ناشي از گردة گلهاي باستاني Pollen  حاكي ازمحيط استپي است.

2-كلمه استپ steppe به جلگه ها يا دشت هاي وسيع علف زار ولي فاقد درخت اطلاق مي شود.   

 

دانيل ب . كرينسلي  در رساله خود (1)گسترش درياچه ها را دربحبوحه يخبندان چنين تعريف مي كند :

درياچه اروميه گسترش زيادي پيدا كرده وعمق آن 55 متر بيشتر از امروز بوده است . درطرف جنوب اين منطقه در كوههاي زاگرس شواهد حكايت از يك هواي خنك ونسبتاً خشك مانند هواي استپي بوده است .

در حوضه كوههاي زاگرس درياچه هاي آب شيرين وجود داشته ((درياچه نيريز )) وسطح آنها بين 2تا3 متر بالاتر ازسطح درياچه هاي شوري كه فعلاً‌ ازآنها باقي است بوده است در حوضه دشت لوت بارندگي كمتر از امروز بوده ولي براثر حرارت كمتر هوا وكاهش ميزان تبخير بايد جريان آب بيشترباشد ودرنتيجه سطح آب زير زميني بالاآمد.

دورانهاي باراني كه در عهد چهارم زمين شناسي بوجود آمده است سبب شده است كه بارندگي ورطوبت متغير بوده وحتي تقريباً بعداز 650 ميلادي درخاور نزديك زمستانها ي كه سال به سال سردتر بوده است ياد شده است در اين زمان سطح درياي سياه دو مرتبه يخ بسته

وهمچنين ميزان بارش بطور متوسط از امروز بيشتر بوده است .

ازنظر پوشش نباتات وجنگل ها در دوره چهارم وسيع تر وانبوه تر از

Daneil B. Krinsley -1  «يك بررسي شكل زميني وآب وهواي باستاني از درياجه هاي نمك ايران

A Geomorphological and paleoclimatological study of playas of Iran

امروز بوده است نقشه ايي كه بوتز در كتاب خود ترسيم كرده بود تقريباً‌تمام سلسله جبال البرز ونيز همه آذربايجان ويك منطقه برآمدگي غرب ايران را بصورت جنگل نشان مي دهد .

صرف نظر از جنگل مازندران وگيلان كه از عهد سوم باستان ضمن نوساناتي توانسته است با استفاده از رطوبت خزري خود راحفظ       كرده اند امروزه تقريباً از جنگل هاي باستاني در قسمت هايي ازشمال وشمال غربي وجنوبي ايران وجود دارد قريب به اتفاق جنگلها در حقيقت بقايايي پيش نيستند كه متاسفانه به سرعت خيلي ريادي در حال نابودي مي باشد .

با در نظر گرفتن اين مسئله واز بين رفتن جنگل ها را در درجه اول مولود خشكسالي ها توام با فرسايش خاك دانست اگر چه مداخله      بي رويه انسانها هم در اين جريان بي تاثير نبوده است . اما بهرحال نوسانات كم وبيش جوي از پايان يخبندان ورم به اين طرف ودر هزارهاي اخير امري است بسيار مهم وپديده هاي جوي وتغييرات كمي وكيفي در روي زمين بجا گذاشته واگرچه رطوبت هواي ايران در ازمنه اخير عهد چهارم كاهش فاحشي پيدا نكرده بهرحال محيط جغرافيايي وآب وهواي ايران درعهد چهارم درحال حشكيدن تدريجي بوده است.       

 

      

     

 

 

آب وهواي گذشته ايران

ايراني كه ما در آن زندگي مي كنيم ، شاهد دگرگونيهاي بي شماري از نظر تغييرات آب وهوايي وحياتي داشته است ، هرتغييري در پارامترهاي اقليمي موجب بروز حوادثي نو گرديده بود تا آنجا كه جلبك هاي استروماتوليت دوران پركامبرين وتريلوبيت ونرم تنان دوران پالئوزوئيك جاي خود را به كيسه تنان دوره سيلورين وپاري آزافوس حيوان علف خوار دوره پرمين وسرانجام به جانوران غول پيكر دوره ژوراسيك دادند.

عامل اين تغييرات وتحولات جانوران را بايستي در تغييرات اقليمي جستجوكرد وجانوران وگياهاني كه خود را با آب وهواي سرد وباراني سازش داده بودند با تغييراقليمي به گرم وخشك يا منقرض شدند ويا نوع مقاومي ازآنها باقي ماندند. زماني بخشي از يك كشور در زير يخچالها پنهان وزماني ديگر همان كشور از گرما مي سوخت . گاهي يك ناحيه بارانهاي سيل آسا مي باريد اما در دوره بعد خشكي حاكم مي شد ، هركدام از اين تحولات اقليمي آثاري به جاي گذاشتند.

 تغييرات اقليمي در يك كشور يا سرزمين در زمانهاي بسيار طولاني مورد نظر كه درشكل زمين وانواع گياهان وحيوانات بوجود آمده است بايستي دو عامل اصلي در اين زمينه كه عبارتست از حركت هاي      قشر زمين وتغييرات آب وهوايي جستجو كرد.

انسان بايستي محيط زندگي خودرا از نظر زمين شناسي وآب وهوامورد بررسي قرار دهد چراكه شرايط آب وهوا در هريك از ازمنه          زمين شناسي چه حيوانات وگياهاني كه رشد ونموكرده اند ويا از بين رفته اند مورد توجه قرار داد واز طريق فسيل شناسي مي توان تغييرات اقليمي وآب وهواي گذشته را مورد بررسي قرار داد. كه دراينجا          به دورانهاي مختلف زمين شناسي وتغييرات آب وهوايي هريك از دورانها مي پردازم.

وضع آب وهواي ايران در دوران پركامبرين

در دوران پركامبرين چون از يك طرف فراواني كربناتها ازقبيل دولوميت ها وساختمانهاي جلبكي احتمالاً معرف آب وهواي گرم واز طرف ديگر وجود تيلت ها وحضور آنها در منطقه استوايي فعلي حاكي از يك زمان يخبندان عمومي است . پركامبرين با يك آب وهواي   گرم ومرطوب با اتمسفر غني از بخار آب پايان پذيرفته است بطوريكه بخارات آب در ارتفاعات مكان مناسب ومطلوب جهت گسترش يخچالها بوده اند ضمناً افزايش تدريجي اكسيژن مي توانسته عامل ظهور جانداران صدف دار واسكلت دار باشد.

آب وهواي ايران در دوران پالئوزوئيك((دوران اول ))

طول دوران پالئوزوئيك 345 ميليون سال تخمين زدند كه به دوره هاي پركامبرين ،اردوويسين، سيلورين ، دوونين ، كربونيفر و پرمين تقسيم مي شود . سيلورين كوتاه ترين وكامبرين طولاني ترين دوره هاي دوران پالئوزوئيك محسوب مي شود.

در ا بتداي دوران پالئوزوئيك هيچ گونه گياهي به غير از جلبك هاي آبي رنگ ،هيچ گونه جانوري به غير از بي مهرگان شناخته نشده است موجودات دوران اول تريلوبيت ها مي باشد آب وهواي دوران اول كاملا متغير ومتفاوت بوده است ودرتمام طول دوران اول طرز قرار گرفتن محور زمين با دوره كنوني تفاوت داشته است محل قطبين دراروپا قرار داشته است و هواي اين منطقه سرد و يخبندان شديد حاكم بوده است و سردي هواي اروپا تاثيربه سزايي در آب وهواي ايران داشته است .

وضع آب وهواي ايران در دوران مزوزوئيك ((دوران دوم))

طول دوران دوم را155 ميليون سال تخمين ميزنند ،دراين دوران محور قطبين كه دراروپا قرار داشته تغيير مكان داده وبا حركت ملايم قطبين دراورپا يا امريكاي شمالي بيش از بيش به محل قرار گرفتن قطبين كنوني نزديك شده وازاين نظر آب وهوا براي نيمكره شمالي از       نيمه قاره اي به معتدل وبراي نيمكره جنوبي آب و هوا ازنيمه استوايي به نيمه قاره اي تبديل گرديده است .

مراحل كوهزايي كالدوونين وهرسي نين كه در دوان اول درشمال اروپا به اتمام رسيده بود. با شروع دوران دوم، چين خوردگيهاي آلپ شروع

شده بود و تريلوبيت ها كه مشخص كننده دوران اول بودند از          بين رفتند.

گروههايي كه دردوران دوم ظاهر شدند به عنوان نمونه ازعالم گياهان نهاند انگان كه اولين نمونه آن دردوره ژوراسيك طاهر شدند پستانداران دردوره ترياس وجانوران دردوره ژوراسيك ظاهر شدند ودربين گياهان بازدانگان بويژه كاج ها وسرودر دوران دوم بوجود آمدندوخزندگان به اندازه غير عادي دردوران دوم ديده شدند .

دوران دوم به سه دوره تقسيم ميشود.

1- ترياس       2- ژوراسيك         3 كرتاسه

ترياس ازنظر آب وهواي شباهت بسيار زيادي به دوران اول دارد و    آب هواي فلات ايران دردوره ترياس سرد بوده است . دوره ژوراسيك  آب وهواي ايران گرم و مرطوب بوده وكم كم آب وهوا حالت اعتدال بخود گرفته بود دركرتاسه به علت اينكه درياي تتيس درجنوب غربي مغرب وجنوب شرقي ايران قرار داشت سرزمين ايران مورد هجوم    آب هواي اقيانوسي تتيس قراربگيرد وباعث شد كه يك دگركوني درآب وهواي دوره كرتاسه بوجود بياييد وكم كم آب هوا ازحالت گرم و مرطوب به حالت اعتدال درآمده البته دربسياري ازقسمتهاي شمال شرقي وجنوب وجنوب غربي مغرب ايران گاه گاهي تحت تاثيرسيكلونهاي گرم ومرطوب درياي تتيس قرار مي گرفت كه شامل همه مناطق ايران نمي شد ولي معذالك هوا نسبت به دوره ژوراسيك حالت اعتدال پيدا نمود.درطول كرتاسه تحتاني تقربيا آب وهوا روبه حالت معتدل گذاشت و اين تشخيص ازروي سنگوارهاي گياهي درميان لايه هاي آهكي قرار داشته مشخص شده است كه دلالت براقليم گرم و نيمه خشك را ميدهد درحوالي اردبيل و تبريز آب وهوا به حالت گرم ونيمه خشك ووجود برخي از شيست ها در منطقه جنوبي درياي خزر و برخي تشكيلات آهكي معرف اقليم معتدل ومرطوب رادراين ناحيه ميرساند .هرچه از طرف شمال به سمت جنوب بياييد بتدريج از ريزش هاي جوي كاسته شده وايران مركزي به حالت       گرم وخشك مشاهده ميشود طبق تحقيقات انجام شده در ناحيه اصفهان پيدا يش ماسه سنگها و آهكهاي سفيدي كه دراثر تغييرات فيزيكي وتغييرات دما تغييرناگهاني كرده اند بيان كننده يك نوع اقليم           گرم و خشك را ميرساند و هرچه ازايران مركزي به طرف غرب وشمال غرب در ناحيه كردستان وباختران پيش ميرويم باتغييررنگ رخساره ها وجود يك نوع اقليم ديگرراميتوان به اثبات رساند .(( نقشه شماره1))

وضع آب هواي ايران در دوره كرتاسه زيرين

در اين دوره درياي تتيس ازناحيه جنوب پيشروي داشته است آب هواي گرم ومرطوب بر نيمي از جنوب كشور حاكم بوده است سنگواره و آهكهاي مطبق و سياه رنگ و شيت هاي ذغالي كه معرف آب هواي گرم و مرطوب ديده شده است در نزديكي اصفهان وجود آهكهاي زرد و سياه رنگ و شيت هاي قيري و سياه رنگ نشان دهنده آب هواي گرم ومرطوب است .

درعرض هاي بالاتر درمحدوده استان آذربايجان غربي به طرف استان تهران و سمنان وجود يك سري رسوبات تبخيري نظير گچ و ژيپس ومارن نمكي آب وهواي گرم ونيمه خشك رااثبات ميرساند و درمنطقه شمالي وجود سنگواره هاي سرخي دلالت بر آب هواي معتدل ومرطوب دارد.  (( نقشه شماره 2 ))

وضع آب وهواي ايران در دوره كرتاسه مياني

در اين دوره درياي تتيس همچنان در ايران پيشروي داشته است ووجود رخساره هاي خاص مناطق گرم وتشكيلات تبخيري نظير گچ ونمك در قسمتهاي اصفهان و استان مركزي ايران ازيك نوع آب وهواي گرم ونيمه خشك را مي دهد در منطقه شمال ايران وقاره اروپا وجود سنگواره هايي نظير شيست قيري رنگ نشان از يك آب وهواي      گرم ومرطوب را مي دهد كه وجود اين نوع آب وهوا باعث پيدايش جنگلهاي انبوهي شده است . بين آب وهواي نيمه خشك مركز ايران وآب وهواي گرم ومرطوب شمال ايران اقليم معتدلي وجود دارد كه مركز البرز ودامنه جنوبي آذربايجان وكردستان را دربرمي گيرد.

اما در كردستان غربي وناحيه باختران ولرستان وپشتكوه وناحيه بختياري وكبيركوه سازند هاي آهكي وشيست قيري ووجود آهكهاي          كبود رنگ همگي بيانگر اقليم گرم ونيمه مرطوب در مغرب ايران از ناحيه پيرانشهر وسقز، سردشت تاكبيركوه مي باشد .

در اين دوره در مشرق ايران نيشاپور ، طبس ونايبند به طرف مشرق مجداً اقليم گرم ونيمه مرطوب مشرق ايران را در اين دوره تحت تاثير قرار داد كه از شمال با اقليم مرطوب هم مرز مي باشد .

يكي از دانشمندان بنام گريشباخ ضمن مطالعه آهكها وسنگواره هاي آهكي داشنه است بيان مي كند :

در دوره كرتاسه مياني درياي تتيس پيشروي چندان نداشته وبه دليل فرسايش شديدي كه برروي آهكها وفسيل ها صورت گرفته است وعدم وجود اين سنگواره ها خبر از عدم پيشروي درياي تتيس را      مي دهد اما مطالعاتي در مرز افغانستان وكنار رودخانه هريرود ، آهكهاي كه در اين منطقه وجود داشته به اثبات رسانده است.

از تربت حيدريه تا بلوچستان ماسه سنگ ومارنهاي كبودرنگ و   شيست هاي سبز محتوي سيليكات آلومنيوم ومس معرف اقليم گرم ونيمه مرطوب ملاحظه شده است در اين دوره فعاليت آتشفشاني بسيار فراوان بوده وگاه در همه نقاط كوهستاني كشور ايران آتشفشانها موادمختلف رابيرون مي ريختند كه گرما وبخار آب حاصل از آن تا حدودي اقليم هرمنطقه را تحت الشعاع قرار مي داد.((نقشه شماره 3))

وضع آب وهواي ايران در كرتاسه روئي از اشكوب سنونين S enonien

ساختارهاي به جاي مانده از اين اشكوب بيانگر معتدل بودن هوا را    مي رساند . شمال ايران وكوههاي خراسان والبرز ،دشت كوير ، دشت مسيله ، شمال كردستان وآذربايجان وكناره هاي درياي خزر راشامل مي شود كه هرچه ازجنوب به طرف شمال بروئيد هوا به سردي تمايل پيدا مي كند وجود رخساه هاي آهكي ودرختاني نظير تبريزي ، بيد ، چنار ، نارون كه نشانگر اقليم معتدل است ديده شده اقليم ناحيه گرگان واستان مازندران وگيلان وآستارا ودشت مغان به دليل وجود دياتومه ها در داخل آهكهاي ضخيم علاوه برمعتدل بودن كمي سردتر از ناحيه البرز ودشت كوير ودشت مركزي گرمسار وكوههاي خراسان وآذربايجان كه معتدل وملايم است مي باشد .

در اين دوره قسمت هاي مختلف فلات ايران در حال فرو رفتن به زير درياي تتيس بوده ولي معذالك قسمتي از مركز رشته كوه البرز خارج ازآب بوده است.

در منطقه آذربايجان ، همدان ، تهران ومشهد وجود سنگواره هاي درختان گوناگون در ناحيه دره گز ودشت مغان نشانگر سرد شدن هوا را مي رساند .

در شرق ايران در مرزايران وافغانستان به دليل مجاورت با درياي تتيس آب وهوا گرم ومرطوب حاكم بوده است . فعاليت هاي آتشفشاني زيادي كه در اين دوره وجود داشته من جمله در البرز از همه مناطق بيشتر بوده ووجود برخي از فسيلهاي گياهي نظير گون دركنار كوههاي آتشفشاني در مناطقي مثل كرمان ويزد نشانگر اقليم گرم وخشك را  مي رساند .(( نقشه شماره 4))

وضع آب وهواي ايران درسنونين مياني Senonien

در اين دوره به جز مركز البرز تمامي نقاط ايران به زير آب فرورفته يعني به تدريج درياي تتيس از مغرب پيشروي خود را آغاز كرده بود در اين اشكوب هرچه از شمال به جنوب واز غرب به شرق نزديكتر شويم به تدريج برگرماي هوا افزوده مي شود وميزان رطوبت نيز كاهش مي يابد ، چنانچه تمامي خطوط ساحلي درياي خزروشمال گرگان وشمال آذربايجان شرقي وتمامي آذربايجان غربي ومغرب كردستان وقسمت اعظم غرب زاگرس داراي آب وهواي معتدل ونيمه مرطوب مي باشد.

وجود سنگواره هاي گياهي وشيل خاكستري ومارن زردرنگ درطول مناطقي مثل البرز ، دشت كوير ، تهران وغيره آب وهواي معتدل ملايم را به اثبات مي رساند ووجود رسوبات تبخيري وفسيل گياهي در مناطقي مثل قم ، ساوه ، طبس ، گناباد وكاشان دليلي براقليم گرم و   نيمه خشك است.

اما به طرف داخل ايران چه از سمت شمال وچه از طرف غرب به تدريج رطوبت هوا كاسته شده واقليم معتدل ملايم جلب نظر مي كند .

درسمت شرق وجنوب شرقي براثركاهش رطوبت وافزايش گرما،  هوا كاملاً گرم وخشك شده چنانچه در ناحيه كرمان وشهداد ، رفسنجان وبافق ويزد وديگر نواحي جنوب شرقي ايران به دليل ضخيم تر شدن رسوبات تبخيري گچ ونمك ووجود فسيل گياهاني چون خارشتر وانواع گياهان وانواع گون وجود سازندهاي رس ومارن سرخ رنگ نشانگر اقليم گرم وخشك مي باشد .  ((نقشه شماره 5))

وضع آب وهواي ايران در دوره ترشياري يا دوره سوم

در اين دوره تغييرات آب وهوايي چندان مشاهده نمي شود وتقريباً از نظر شرايط اقليمي به شكل امروزي شبيه بوده است وتنها در برخي از مناطق مثل اروپا وآمريكا تغييرات آب وهوايي مشاهده شده است وآن هم به خاطر تغييرات كامل قطبين ومحور زمين بوده است به طوري كه در اواخر دوره سوم شكل قاره ها وحوضهاي اقيانوسي تقريباً به صورت كنوني درآمده است براثر فعاليت هاي شديد حركات كوهزايي زمين مخصوصاً از دوره ميوسن به بعد ، رسوبات دريايي تتيس به صورت كوههاي عظيمي چين خورده وبالا آمده وكوههاي البرز وزاگرس در دوره سوم زمين شناسي در كشور ايران به وجود آمده وسنگواره مشخص در دوره سوم نوموليت مي باشد.

تشكيلات نفتي كه در حال حاضر در منطقه خوزستان قرار دارد مربوط به دوره سوم زمين شناسي است وتغييرات زمين زائي در اواخر دوره سوم آب وهواي معتدل را به نيمه معتدل تبديل كرده است وحالت گرمي بيشتري پيدا كرده است . طول دوره سوم زمين شناسي 70ميليون سال تخمين زده شده است

وضع آب وهواي ايران در دوره كواترنري يا دوره چهارم

دوره كواترنري در حقيقت كوتاهترين ادوار معرفه الا رضي محسوب مي گردد كه از لحاظ زمان حدود يك ميليون سال تاكنون طول كشيده است.

 دوره كواترنري به دو عهد قديم وحاضر تقسيم مي شود . عهد قديم را پليستوسن مي گويند كه طولاني تر از عصر حاضر است زمين شناسان عصر حاضر را هولوسن نام گذاري كردند.

دوره چهارم نسبت به دورانهاي ديگر زمين شناسي رجحان وبرتري خاصي دارد كه چندين عامل باعث برتري دوره چهارم شده است كه يكي از اين عوامل پيدايش انسان در روي كره زمين وديگري        (عامل دوم ) سرماي شديد جوزمين كه باعث پيدايش يك دوره يخچالي متناوب در سطح زمين شده است . وعامل سوم پيدايش يك دوره خشكي صحرايي متعاقب هردوره يخچالي بوده است بنايراين اتفاقات حادث دوره چهارم بيشتر به تغييرات آب وهوايي عمده در سطح زمين است.

دوران هاي يخبندان در دوره كواترنري

در عصر چهارم، چهار دوران يخبندان در روي كره زمين روي داده كه در هر مرتبه طبقات عظيم يخ در نواحي قطبي وارتفاعات كره زمين انباشته مي شود وآب وهواي كره زمين تاثير به سزايي داشت . در اين دوره مهمترين حوادث طبيعي دوران زندگي بشر در روي زمين شناخته مي شوند ، ونيز به عنوان عاملي در گسترش بشر وساير موجودات زنده در روي زمين وهمچنين به عنوان عاملي در تحول وتكامل فرهنگ مورد توجه مي باشد . در دوره يخچالي براثر نزول برفهاي سنگين ، يخچالهاي عظيمي بوجود آمد كه در نتيجه اراضي وسيعي از قاره ها را در برگرفت . به عنوان مثال كاناداي كنوني كه در زير قشر يخ به ضخامت 800تا900 متر مستور بوده است . همچنين تمام شبه جزيره اسكانديناوي واسكاتلند شمالي ، روسيه شمالي وسيبري را قشر يخ پوشانده بود . حد اين يخچالها برحسب زمان تغيير كرده است . يعني در چند دوره سرما ، يخچالها گسترش پيدا كرده ودر دوره اعتدال وگرماي هوا يخچالها آب شده اند مثلاً در آن زمان در فلات ايران وكويرها وحوضه هاي داخلي به صورت درياچه هاي وسيعي ديده مي شود .

به طوركلي دوران يخبندان به چهار دوره اصلي تقسيم مي شود :

   1- گنتزGuntz  2- ميندلMindel 3- ريس Riss  4- ورمWurm

بايد متذكر شوم كه هريك از اين دوره هاي يخبندان با يك دوره بين يخبندان Interglacial همراه بوده است كه دوره يخبندان هوا به شدت سرد شده وطبقات يخ برروي هم انباشته مي شود واما در دوره بين يخبندان به تدريج هوا گرم شده ويخچالها آب مي شد ، در دوره يخبندان گونز ارتفاع يخ تا1200 متر بوده است .(1)

واما به دليل وجود فرسايش ، مدت اين دوره كاملاً مشخص نيست . دوره ميندل كه مهمترين دوره يخبندان به شمار مي رود ، كه طول يخ تا ارتفاع 1300 متر گسترش داشته است . دوره يخبندان ميندل بسيار سرد اما دوره بين يخبندان آن هوا بسيار گرم بوده است بعد از دوره يخبندان بسيار طولاني ريس ويخبندان كوتاه ورم بعد از گذشت 20 هزار سال بالاخره طبقه عظيم يخ شكسته شده از قطب شمال به طرف جنوب آمده واين در واقع پايان رسمي دوران يخبندان به حساب مي آيد . البته به دلايلي چون خاصيت افزايش يخچالها ويا پيشروي آنها باعث شده كه تعيين سن آنها مشكل به نظر برسد.

1-يخبندان آلپ ها تحقيقات كم نظير وتاريخي آ. پنكA.penck وا.بروكنر E.Bruckner در منطقه آلپ نشان داده است كه در عهد چهارم يخچال ها چهار مرتبه در اروپاي مركزي گسترش پيدا كرده اند محققين نامبرده هرمرتبه از گسترش يخچالهاي مزبور را (كه در حقيقت مبيّن يك دوران يخبندان در همه اروپاست ) بنام  يكي از رودهاي آلپ بنام هاي گنتز ، ميندل ، ريس و ورم ناميده اند . ازمنه بين دورانهاي يخبندان راكه اصطلاحاُ بين يخبندان ناميده مي شوند گنتز-ميندل ، ميندل ريس ، و ريس ورم مي نامند .

 

  دوران هاي باراني در دوره چهارم  ((كواترنري )) 

پيدايش وتراكم طبقات عظيم يخ در مناطق شمالي طبعاً در آب وهواي مناطق جنوبي تر منجمله فلات ايران ومناطق هم عرض آن نيز تاثير زياد داشته است . در نواحي خشك مناطقي كه در عرض هاي جغرافيايي متوسط وپائين واقع     شده اند در همه قاره ها آثار وعلائمي از درياچه هاي باستاني باقي است كه زماني وجود داشته واز بين رفته اند.  هم چنين شواهد ودلايلي وجود دارد كه پاره اي از درياچه ها ي فعلي سابقاً داراي سطح وعمق بيشتري بوده اند وشواهد نشان مي دهند كه در اين مناطق بارندگي بيشتر وميزان تبخير آب كمتر از حال بوده است . در قاره آسيا واروپا نيز سرگذشت مشابهي تشخيص داده شده است . درياي خزر ودرياچه آرال كه در شرق آن واقع شده است سه مرتبه گسترش پيدا كرده است ومرتباً‌ خشكتر شده اند.

 عقيده بر اين است كه برودت هوا كه در مناطق شمالي موجب پيدايش يخچالها مي شده در مناطق جنوبي تر ودر   عرض هاي پائين موجب گسترش درياچه مي شده است در نتيجه برودت هوا ميزان تبخير نيز كاهش پيدا مي كرده است به تدريج كه طبقات يخ تشكيل شد روي آنها فشارهوا ( براثر برودت ) رو به ازدياد نهاد واين مراكز فشار هوا به نوبه خود سيكلون هاي (Cyclone) متحرك جنوبي را به مناطق جنوبي تر رانده وسيكلونها ميزان بارندگي مناطق مزبور را كه در ازمنه غير يخبندان نيمه بياباني بوده اند افزود ودر نتيجه افزايش باران وكاهش تبخير درياچه ها پيدا شد وگسترش يافت . از آنجائي كه پيدايش وگسترش درياچه ها مولود ازدياد بارندگي بوده مراحل گسترش درياچه ها را« دورانهاي باراني» مي نامند . دكتر ر.گرشمن (1) در كتاب خود به نام ايران ، اوضاع واحوال فلات ايران را در دوران باراني ورم وبعد از آن اين طور بيان مي كند :

«تحقيقات جديد زمين شناسي نشان داده است در زماني كه قسمت اعظم سطح اروپا به وسيله يخچالها پوشيده شده بود فلات ايران يك مرحله باراني را طي مي كرده كه ضمن آن حتي دره ها ي مرتفع در زير آب قرار داشته است . قسمت مركزي فلات كه امروزه يك بيابان  شوره زار عظيمي است درآن زمان يك درياجه وسيع ويك درياي داخلي بوده كه رودخانه ها رااز كوههاي مرتفع به آن مي ريخته است . فسيل ماهيها وگوش ماهي Shellsكه نه تنها در بيابان ، بلكه حتي در دره هاي مرتفع پيدا شده اند وضع جغرافياي طبيعي كشور ايران را در گذشته مشخص مي كند .

اما برطبق مطالعات انجام شده برروي فلات مركزي ايران مشخص

كننده اين مطلب است كه در ايران دوره سرد شدت بيشتري نسبت به دوره هاي باراني داشته به طوريكه رژيم بارندگي كم باعث رشد ونمو

1-Iran by Dr.R.Ghirshman

گلهاي باستاني«1» در جائيكه امروز جنگلهاي بلوط نمو مي كنند شده است. واين مسئله نشان دهنده يك محيط استپي است.«2»

دورانهاي باراني رابطه مستقيم با دوره هاي يخچالي دارد بطوري كه با افزايش دوره هاي يخچالي ميزان بارندگي نيز افزايش يافته است وهرچه از كناره رشته كوههاي زاگرس به داخل فلات پيش رويم از ميزان درياچه ها كم شده وبعد ار دوره ورم به تدريج درجه حرارت بالا رفته ويخچالهاي دائمي جايشان را به يخچالهاي فصلي داده و       درياچه هاي شوري همچون اروميه بتدريج خشكتر شده وتشكيلات نمكي را در اطرافش پديد آورده است واما موقعيت درياچه هاي واقع در دورانهاي سرد بارش وبرف در ايران بخصوص در روي              رشته كوهها يك محيط كاملاً برفي رابوجود آورده به طوريكه پس ازافزايش درجه حرارت  اين برفها آب شده ورودخانه ها درياچه هاي پرآبي راپديد آورده است در دوران يخبندان درياچه هايي كوههاي كوير مركزي را اشغال مي كرد درياچه هايي نيز در دره هايميانكوهي وگوديها بوجود آمده كه بقاياي پاره اي از آنها هنوز موجود است

 

1-در جاهايي كه امروزه جنگل هاي بلوط وجود دارد شواهد ناشي از گردة گلهاي باستاني Pollen  حاكي ازمحيط استپي است.

2-كلمه استپ steppe به جلگه ها يا دشت هاي وسيع علف زار ولي فاقد درخت اطلاق مي شود.   

 

دانيل ب . كرينسلي  در رساله خود (1)گسترش درياچه ها را دربحبوحه يخبندان چنين تعريف مي كند :

درياچه اروميه گسترش زيادي پيدا كرده وعمق آن 55 متر بيشتر از امروز بوده است . درطرف جنوب اين منطقه در كوههاي زاگرس شواهد حكايت از يك هواي خنك ونسبتاً خشك مانند هواي استپي بوده است .

در حوضه كوههاي زاگرس درياچه هاي آب شيرين وجود داشته ((درياچه نيريز )) وسطح آنها بين 2تا3 متر بالاتر ازسطح درياچه هاي شوري كه فعلاً‌ ازآنها باقي است بوده است در حوضه دشت لوت بارندگي كمتر از امروز بوده ولي براثر حرارت كمتر هوا وكاهش ميزان تبخير بايد جريان آب بيشترباشد ودرنتيجه سطح آب زير زميني بالاآمد.

دورانهاي باراني كه در عهد چهارم زمين شناسي بوجود آمده است سبب شده است كه بارندگي ورطوبت متغير بوده وحتي تقريباً بعداز 650 ميلادي درخاور نزديك زمستانها ي كه سال به سال سردتر بوده است ياد شده است در اين زمان سطح درياي سياه دو مرتبه يخ بسته

وهمچنين ميزان بارش بطور متوسط از امروز بيشتر بوده است .

ازنظر پوشش نباتات وجنگل ها در دوره چهارم وسيع تر وانبوه تر از

Daneil B. Krinsley -1  «يك بررسي شكل زميني وآب وهواي باستاني از درياجه هاي نمك ايران

A Geomorphological and paleoclimatological study of playas of Iran

امروز بوده است نقشه ايي كه بوتز در كتاب خود ترسيم كرده بود تقريباً‌تمام سلسله جبال البرز ونيز همه آذربايجان ويك منطقه برآمدگي غرب ايران را بصورت جنگل نشان مي دهد .

صرف نظر از جنگل مازندران وگيلان كه از عهد سوم باستان ضمن نوساناتي توانسته است با استفاده از رطوبت خزري خود راحفظ       كرده اند امروزه تقريباً از جنگل هاي باستاني در قسمت هايي ازشمال وشمال غربي وجنوبي ايران وجود دارد قريب به اتفاق جنگلها در حقيقت بقايايي پيش نيستند كه متاسفانه به سرعت خيلي ريادي در حال نابودي مي باشد .

با در نظر گرفتن اين مسئله واز بين رفتن جنگل ها را در درجه اول مولود خشكسالي ها توام با فرسايش خاك دانست اگر چه مداخله      بي رويه انسانها هم در اين جريان بي تاثير نبوده است . اما بهرحال نوسانات كم وبيش جوي از پايان يخبندان ورم به اين طرف ودر هزارهاي اخير امري است بسيار مهم وپديده هاي جوي وتغييرات كمي وكيفي در روي زمين بجا گذاشته واگرچه رطوبت هواي ايران در ازمنه اخير عهد چهارم كاهش فاحشي پيدا نكرده بهرحال محيط جغرافيايي وآب وهواي ايران درعهد چهارم درحال حشكيدن تدريجي بوده است.       

 

      

     

 

 

 

   

 

      

 

 

   

 

      

 

            فهرست منابع

1- دكتر اسديان  خديجه ، جغرافياي ديرينه ، انتشارات دانشگاه تهران سال1365

2- دكتر جعفر پور  زين العابدين ، مجموعه مقالات سيمنار جغرافيايي شماره 3 سال 1364

3- دكتر جداري عيوضي  جمشيد ، ژئومورفولوژي ايران ، انتشارات دانشگاه پيام نور چاپ اول اردبيهشت 1374

4-  سياه پوش   محمد تقي ، پيرامون آب وهواي باستاني فلات ايران، انتشارات اين سينا سال1352


[ سه شنبه یکم آذر 1390 ] [ 1:54 قبل از ظهر ] [ حسین ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به نام هستي بخش انسان ها
اين وبلاگ در اول دي ماه 1387 توسط مدیر وبلاگ فعال گرديده و سعي دارد مطالبي در خصوص موضوعات علمي ،آموزشی با كار كرد هاي جغرافيايی،تاريخي ،اجتماعي،زمين شناسي و....را به شماخوانندگان ارجمند ارائه نمايد،باشد كه مقبول افتد و مورد رضايت قرار گيرد. انشاا...
در صورت تمایل میتوانید مطالب ارزنده خود را به ایمیل arshia141@Gmail.com ارسال نماييد تا بانام خودتان و در وبلاگ خودتان استفاده شود. . همچنین اگر نظرات خودتان را برایم ارسال کنید خوشحال میشوم . باتشكر


زندگي اطلس جغرافي ماست
که در آن نقشه استان محبت پيداست
جلگه جهد و نمکزار حسد پيدا نيست
کوه چهل چشمه عشق ارتفاعش بسيار
و فلات ايمان حول اين کوه چه وسعت دارد

موضوعات وب
امکانات سایت

آی پی رایانه شما :

 Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
کد جست و جوی گوگل
نام شما :
ايميل شما :
نام دوست شما:
ايميل دوست شما:

Powered by Night-Skin

نایت اسکین ، مرجع قالب و ابزارهای وبلاگ نویسیابزار معرفی وبلاگ به دوستان

پیغام ورود و خروج

Online User

ایران اسکین

[ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ]