قالب وبلاگ


در رهگذر زمان
علمي آموزشي در زمينه ي جغرافيا و برنامه ریزی شهری ،تاريخي , اجتماعي و...  
پيوندهای روزانه

 زلزله

زمين لرزه يكي از وحشتناك ترين پديده هاي طبيعت محسوب مي شود. اغلب زميني را كه روي آن ايستاده ايم، به صورت تخته سنگ هاي صلب و محكمي تصور مي كنيم كه از استحكام زيادي برخوردار است. هنگامي كه زمين لرزه اي روي مي دهد براي لحظه اي اين تصور بر هم مي ريزد، اما طي همان لحظه كوتاه خسارت هاي شديدي وارد مي شود. با توجه به پيشرفت هايي كه در حوزه علوم مختلف صورت گرفته است، دانشمندان توانسته اند نيروهايي را كه باعث زمين لرزه مي شود، شناسايي كنند. علاوه بر آن با استفاده از فناوري هاي نوين مي توان شدت يك زلزله و مكان آن را حدس زد. مهم ترين كار باقي مانده آن است كه راهي براي پيش گويي زمين لرزه بيابيم تا مردم هنگام وقوع آن غافلگير نشوند.

تكان هاي زمين:

زمين لرزه در واقع ارتعاشي است كه در طول پوسته زمين به حركت در مي آيد. اگر يك كاميون بزرگ از نزديكي منزل شما عبور كند، خيابان را به لرزه مي آورد و شما احتمالاً لرزه هاي خانه را احساس مي كنيد، در اين حالت مي توان گفت كه زمين لرزه كوچكي رخ داده است، اما كلمه زمين لرزه معمولي به حوادثي اطلاق مي شود كه در آن منطقه بزرگي همانند يك شهر تحت تأثير اين لرزش قرار گيرد.

براي وقوع يك زمين لرزه چند دليل مي توان ذكر كرد:

- فوران گدازه هاي آتشفشاني

- برخورد يك شهاب سنگ

- انفجارهاي زيرزميني (براي مثال يك آزمايش هسته اي زيرزميني)

- فرو ريختن يك سازه (همانند تخريب يك معدن)


اما اصلي ترين دليل وقوع زمين لرزه را مي توان حركات صفحه هاي  
Plates زمين دانست.هر از گاهي در اخبار مي شنويم كه زمين لرزه اي روي داده است، اما بايد دانست كه زمين لرزه پديده اي است كه هر روز در كره زمين روي مي دهد. براساس تحقيقات جديد هرساله حدود سه ميليون زمين لرزه روي مي دهد، يعني هشت هزار زمين لرزه در روز يا هر 11 ثانيه يك زمين لرزه.

- حركت صفحه ها در خلاف جهت يكديگر و دور شدن از هم.

- ضمن حركت در خلاف جهت به همديگر بمالند.

اگر دو صفحه از يكديگر دور شوند گدازه هايي كه از سنگ هاي مذاب تشكيل شده اند، از بين صفحه هاي پوسته زمين خارج مي شوند (اين عمل اغلب در كف اقيانوس ها روي مي دهد) هنگامي كه اين گدازه ها سرد شوند، سخت شده و به شكل پوسته هاي جديد در مي آيند كه فاصله بين دو صفحه را پر مي كنند. اگر دو صفحه به سمت يكديگر به حركت درآيند، معمولاً يك صفحه به زير صفحه ديگر مي خزد. در بعضي موارد، هنگامي كه دو صفحه به يكديگر فشار مي آورند، براي هيچ كدام از صفحه ها امكان ندارد كه به زير صفحه ديگر برود، در اين صورت اين دو صفحه ضمن فشار آوردن به همديگر يك رشته كوه را به وجود مي آورند. در بعضي مواقع نيز صفحه ها ضمن عبور از كنار يكديگر به همديگر فشار وارد مي كنند. براي مثال تصور كنيد يك صفحه به سمت شمال و ديگري به سمت جنوب حركت كند. در اين صورت اين صفحه ها از محل تماس به يكديگر نيرو وارد مي سازند.

در جايي كه اين صفحات به يكديگر مي رسند، گسل تشكيل مي شود. در حقيقت گسل ترك هايي در پوسته زمين است كه در دو طرف صفحه هايي كه در خلاف جهت يكديگر در حال حركت هستند، مشاهده مي شود. احتمال وقوع زلزله در اطراف خطوط گسل بيشتر از هر جاي ديگر است. گسل ها انواع مختلفي دارند كه براساس موقعيت خط گسل و چگونگي حركت دو صفحه نسبت به هم تقسيم بندي مي شود. در تمام انواع گسل ها، صفحه ها كاملاً به يكديگر فشار وارد مي سازند و در نتيجه هنگام حركت آنها اصطكاك شديدي به وجود مي آيد. اگر نيروي اصطكاك بسيار شديد باشد مانع حركت آنها مي شود در اين حالت فشاري كه باعث ايجاد گسل مي شود افزايش مي يابد. اگر ميزان اين فشار از حد معيني بيشتر شود، بر نيروي اصطكاك غلبه مي كند و صخره ها ناگهان مي شكنند.به عبارت ديگر، هنگامي كه صخره ها به يكديگر فشار وارد مي كنند، انرژي پتانسيل به وجود مي آيد و هنگامي كه صخره ها به حركت درمي آيند، انرژي پتانسيل به جنبشي تبديل مي شود. اغلب زمين لرزه ها در اطراف مرز صفحه هاي زمين ساختي روي مي دهد زيرا در اين منطقه در اثر حركت صفحه ها منطقه گسل به وجود مي آيد كه داراي گسل هاي متعدد و به هم پيوسته اي است. در منطقه گسل، آزاد شدن انرژي جنبشي در يك گسل ممكن است باعث افزايش انرژي پتانسيل در گسل كناري شود كه اين عمل به زمين لرزه ديگري منجر مي شود. به همين دليل است كه گاهي در يك منطقه كوچك زلزله هاي متعددي در فاصله هاي زماني كم روي مي دهد.البته گاهي اوقات زمين لرزه هايي در وسط اين صفحه ها نيز روي مي دهد. يكي از شديدترين زمين لرزه هاي ثبت شده زمين لرزه اي است كه در صفحه قاره اي آمريكاي شمالي در سال
1811 و 1812 اتفاق افتاد. دانشمندان در دهه 1970 دريافتند كه احتمالاً منشاء اين زمين لرزه يك منطقه گسل 600 ميليون ساله است كه زير لايه هاي متعدد سنگ و صخره مدفون شده بود.

امواج زمين لرزه :

درست مثل هنگامي كه درسطح آب اغتشاش روي مي دهد، انرژي آن به صورت امواج منتقل مي شود، وقتي كه شكست يا جابه جايي در پوسته زمين روي مي دهد، انرژي آن به صورت امواج زمين لرزه منتقل مي شود. در هر زمين لرزه اي چند نوع موج مختلف مشاهده مي شود. امواج اصلي از لايه هاي داخلي زمين عبور مي كنند، در حالي كه امواج سطحي از سطح مي گذرند. اغلب ويراني هاي زلزله توسط امواج سطحي - كه امواج
L هم ناميده مي شوند _ به وجود مي آيد، زيرا اين امواج ارتعاشات شديدي را به وجود مي آورند. هنگامي كه امواج اصلي به سطح زمين رسيدند، امواج سطحي را به وجود مي آورند.

امواج اصلي خود به دو گروه مهم تقسيم بندي مي شوند:

امواج اوليه كه امواج
Pسرعت حركت اين امواج به جنس زميني كه اين امواج از آنها عبور مي كنند بستگي دارد. سرعت اين امواج از موج هاي ديگر بيشتر است و بنابراين سريع تر به سطح زمين مي رسند. اين امواج قابليت عبور از جامدات، مايعات و گازها را دارند و به همين دليل به طور كامل از زمين عبور مي كنند. وقتي كه اين امواج از صخره ها عبور مي كنند، در مسير حركت خود به آنها به سمت جلو و عقب فشار وارد مي كنند.

امواج ثانويه امواج
S ناميده مي شوند و مدت كوتاهي بعد از امواج P مي رسند. اين امواج هنگام حركت خود، صخره ها را به سمت بالا فشار مي دهند، يعني ارتعاش صخره ها عمود بر مسير حركت اين امواج است. امواج S برخلاف امواج P نمي توانند در داخل زمين به خط مستقيم حركت كنند. اين امواج فقط از مواد جامد مي گذرند و به همين دليل هنگامي كه در مركز زمين به مايع برسند، متوقف مي شوند.با اين همه هر دو نوع موج از سطح زمين مي گذرند و بنابراين مي توان آنها را در آن سوي نقطه اي كه زمين لرزه روي داده است، شناسايي كرد. در هر لحظه تعداد زيادي امواج زلزله اي ضعيف در قسمت هاي مختلف زمين قابل شناسايي است.

امواج سطحي را مي توان تا حدودي به امواج آب تشبيه كرد. چرا كه امواج سطحي حين حركت، سطح زمين را به سمت بالا و پايين مي رانند. حركت اين امواج باعث ويراني هاي شديدي مي شود، چرا كه صخره ها و پي ساختمان ها را به ارتعاش مي آورد. امواج
L از همه كندتر هستند به همين دليل شديدترين لرزش ها در پايان يك زمين لرزه روي مي دهد.

شناسايي كانون زلزله :

همان طور كه ذكر شد سه نوع مختلف موج زلزله وجود دارد كه هر كدام با سرعت مشخصي حركت مي كند. به رغم آنكه سرعت دقيق امواج
P و S بسته به جنس و نوع ماده اي كه اين امواج از آن عبور مي كنند، متغير است، نسبت سرعت حركت آن دو در تمام زمين لرزه ها تقريباً ثابت باقي مي ماند.معمولاًسرعت امواج P،حدود6/1برابرسرعت امواج S است.

دانشمندان مي توانند با استفاده از اين نسبت، فاصله بين هرنقطه از سطح زمين را با كانون زمين لرزه محاسبه كنند. كانون زلزله مكاني است كه امواج زمين لرزه از آنها شروع شده اند. براي تشخيص كانون زلزله از ابزاري استفاده مي شود كه زلزله نگار ناميده مي شود. زلزله نگار دستگاهي است كه امواج مختلف را ثبت مي كند. براي يافتن فاصله بين زلزله نگار و كانون زلزله، دانستن زمان رسيدن اين امواج نيز ضروري است. با در اختيار داشتن اين اطلاعات، اختلاف زماني بين رسيدن اين امواج محاسبه شده و سپس نمودار ويژه اي رسم مي شود كه در آن فاصله اي را كه موج مي تواند طي مدت اختلاف زماني محاسبه شده طي كند، به دست مي آيد.

اگر اطلاعاتي از اين دست را از سه يا چند نقطه مختلف به دست آوريم، مي توان مكان كانون زلزله را به دست آورد. براي اين كار كافي است كه كره اي فرضي حول هر يك از زلزله نگار ها رسم كرد كه در آن مكان اندازه گيري به عنوان مركز كره و فاصله محاسبه شده تا كانون زلزله به عنوان شعاع كره در نظر گرفته مي شود. پس سطح كره مورد نظر نشان دهنده تمام نقاطي است كه از زلزله نگار به اندازه مورد نظر فاصله دارد. بنابراين كانون زلزله مورد نظر بايد در جايي در سطح اين كره قرار داشته باشد. اگر دو كره را بر اساس اطلاعات به دست آمده از دو زلزله نگار مختلف رسم كنيد، از تقاطع دو كره يك دايره به دست مي آيد. از آنجايي كه كانون زلزله بايد در سطح هر دو كره قرار گرفته باشد، محيط دايره اي كه از تقاطع دو كره به دست مي آيد، نشان دهنده تمام كانون هاي ممكن براي زلزله مورد نظر است.

از تقاطع كره سوم با اين دايره فقط دو نقطه حاصل مي شود كه نشان دهنده كانون هاي محتمل براي زلزله است. از اين دو نقطه يكي در سطح زمين قرار دارد و ديگري در هوا، با توجه به آنكه كانون زلزله هميشه در سطح زمين قرار دارد، نقطه موجود در هوا كنار گذاشته شده و نقطه موجود در سطح زمين نشان دهنده مكان واقعي كانون زلزله است.

درجه بندي دامنه و شدت زلزله :

در هنگام وقوع زلزله بارها با كلمه مقياس ريشتر مواجه مي شويم. شايد كلمه مقياس مركالي هم به گوشتان رسيده باشد هرچند كه كمتر مورد استفاده قرار مي گيرد. اين دو مقياس قدرت يك زلزله را از دو جنبه مختلف بيان كنند.

از مقياس ريشتر براي بيان بزرگي يك زمين لرزه يعني مقدار انرژي آزاد شده طي يك زمين لرزه استفاده مي شود. اطلاعات مورد نياز براي محاسبه بزرگي زمين لرزه را از لرزه نگار به دست مي آورند. مقياس ريشتر لگاريتمي است يعني افزايش يك واحد در مقياس ريشتر نشان دهنده افزايش ده واحدي در دامنه موج است. به عبارت ديگر دامنه موج در زلزله
6 ريشتري ده برابر دامنه موج زلزله 5 ريشتري است و دامنه موج 7 ريشتر 100 برابر زلزله 5 ريشتري است. مقدار انرژي آزاد شده در زلزله 6 ريشتري 7/31 برابر زلزله 5 ريشتري است.

بزرگترين زلزله ثبت شده
5/9 ريشتر شدت داشت، هرچند كه مطمئناً زلزله هاي شديدتري در تاريخ طولاني زمين روي داده است. عمده زلزله هايي كه روي مي دهد كمتر از 3 ريشتر قدرت دارند. زمين لرزه هايي كه كمتر از ? ريشتر شدت داشته باشند، نمي توانند ويراني هاي چنداني به بار آورند. زلزله هايي كه 7 ريشتر يا بيشتر قدرت داشته باشند، زلزله هاي شديدي محسوب مي شوند.مقياس ريشتر فقط يكي از عواملي است كه تبعات يك زلزله را بيان مي كند. قدرت تخريبي يك زلزله علاوه بر قدرت آن به ساختار زمين در منطقه مورد نظر و طراحي و مكان سازه هاي ساخت بشر بستگي دارد. ميزان ويراني هاي به بار آمده را معمولاً با مقياس مركالي بيان مي كنند.دانشمندان مي توانند درجه مقياس ريشتر را درست پس از زمين لرزه و زماني كه امكان مقايسه اطلاعات از ايستگاه هاي مختلف زلزله نگاري به وجود آمده، معين كنند. اما درجه مركالي را نمي توان به اين سرعت مشخص كرد و لازم است كه محققان زماني كافي براي بررسي اتفاقاتي كه حين زمين لرزه روي داده است، در اختيار داشته باشند. هنگامي كه تصور دقيقي از ميزان خسارت هاي وارده به عمل آمد، مي توان درجه مركالي مناسب را تخمين زد.

مقابله با زمين لرزه :
طي پنجاه سال اخير اطلاعات زيادي در مورد زلزله كسب كرده و فرآيند وقوع آن را بهتر از پيش درك مي كنيم، اما هنوز هم براي مقابله با آن كاري نمي توانيم انجام دهيم. زمين لرزه ها توسط فرآيندهاي بنيادين و قدرتمند زمين شناختي كه خارج از حيطه كنترل ما هستند، به وجود مي آيند. اين فرآيندها نسبتاً غير قابل پيش بيني است، بنابراين در حال حاضر اين امكان وجود ندارد كه به مردم گفت دقيقاً چه وقت زلزله روي مي دهد. اين امواج زلزله اي ثبت شده، مي تواند به ما اطلاع دهد كه ارتعاش هاي بسيار قويتري در راه است، اما اين اطلاعات مي تواند فقط چند دقيقه پيش از وقوع زلزله به ما اخطار دهد. دانشمندان مي توانند برپايه حركت هاي صفحه ها در زمين و موقعيت منطقه هاي گسل، پيش بيني كنند كه در كدام مناطق احتمال وقوع زلزله زياد است. همچنين با تحقيق در تاريخ زمين لرزه هاي روي داده در منطقه مورد نظر، زمان احتمالي وقوع زلزله را پيش بيني كنند. با اين همه اين پيش بيني ها معمولاً بسيار ضعيف هستند. اما پيش بيني دانشمندان در مورد پس لرزه ها دقيق تر است. پس لرزه ها، لرزه هايي است كه پس از زلزله اوليه روي مي دهد. اين پيش بيني ها براساس تحقيق هاي بسيار وسيعي كه در مورد الگوهاي پس لرزه ها انجام شده است، صورت مي گيرد.زلزله شناسان در اين مورد كه چگونه زمين لرزه هايي كه از يك گسل شروع شده اند، مي توانند زلزله هاي ديگري را در گسل هاي متصل به يكديگر به وجود آورند، پيش بيني هاي دقيقي انجام مي دهند.

زمينه ديگر تحقيق ارتباط بين بارهاي الكتريكي و مغناطيسي در صخره ها و زمين لرزه است. بعضي از دانشمندان بر اين عقيده اند كه اين ميدان الكترومغناطيسي پيش از زمين لرزه تغيير مي كند. علاوه بر اين زلزله شناسان خروج گاز از زمين و تغيير شكل زمين را به عنوان علائم اخطار دهنده زمين لرزه مي شناسند. با اين همه در بسياري از موارد نمي توان زمين لرزه را با دقت كافي پيش بيني كرد.

پس براي مقابله با زمين لرزه چه كاري مي توان انجام داد؟ عمده پيشرفت هايي كه طي
50 سال گذشته حاصل شده است به آمادگي براي زلزله و مخصوصاً حيطه مهندسي عمران مربوط مي شود. طي چند دهه اخير استانداردهايي براي ساخت ساختمان ها در نظر گرفته شده است تا مقاومت آنها در برابر نيروي امواج زمين لرزه افزايش يابد. از استانداردهاي جديد مي توان به تقويت مصالح اشاره كرد. طراحي بناها به شيوه اي كه از انعطاف پذيري لازم براي جذب ارتعاش ها برخوردار باشند بدون آنكه تخريب شوند،يكي ديگر از اين روش هاست. طراحي ساختمان ها به شيوه اي كه بتوانند اين ضربه ها را بگيرند، مخصوصاً در مناطقي كه زلزله خيز هستند، از اهميت بسياري برخوردار است.يكي ديگر از مولفه هاي آمادگي، آموزش مردم است. امروزه بسياري از سامان هاي دولتي در اغلب كشورها دفترچه هاي راهنمايي منتشر مي كنند كه در آن چگونگي وقوع زلزله، راهنمايي هايي در مورد حفاظت خانه در برابر زلزله هاي احتمالي و فعاليت هايي كه در زمان وقوع زلزله بايد انجام داد، گردآوري شده است.

 

 

 

پایان این بخش

 

 

 

 

مجموعه‌هاي اولترامافيكي منطقه مشهد :

اين مجموعه سنگهاي اولترامافيكي ـ مافيكي توسط دكتر مجيدي بررسي شد. به نطر ميرسد سنگهاي مزبور، به صورت مجموعه خروجي و سنگهاي نيم ژرف اولترامافيكي ـ مافيكي همراه با نهشته‌هاي پالئوزوئيك بالايي جايگزين شده و تحت تاثير فاز زمين‌ساختي هرسي‌نين قرار گرفته است.

   سنگهاي اولترامافيكي ورليتي داراي تركيب نسبتا همگني بوده و تغييرات اكسيدي، دامنه محدودي را نشان ميدهد. مقدار آب موجود در سنگ بالا است و نشانگر پيشرفت پديده سرپانتينيزاسيون در اين سنگهاي اولترامافيكي ميباشد. اين موضوع همراه با آزاد شدن آهن سنگ به صورت كاني‌هاي اكسيدي آهن از جمله مانيتيت است كه بين 5/5 الي 5/8 درصد سنگ را تشكيل ميدهد.

    سنگهاي مافيك به صورت دولوميتي، گروه سنگهاي نيم ژرف را تشكيل ميدهند و سنگهاي خروجي بازالتي، وابسته به فعاليت آتشفشاني محيط ژرف اقيانوسي ميباشند. اين سنگها اساسا ساب آلكالن بوده و جزء سري ماگمائي تولئين هستند .

به نظر ميرسد اين سنگها به گروه اوليوين تولئيت‌ها تعلق داشته باشند كه معمولا در كافت‌هاي ميان اقيانوسي تشكيل ميشوند. نكاتي كه از اين مبحث برداشت ميشود:

1ـ سنگهاي ماگمائي پالئوزوئيك داراي توسعه و گسترش محدودتري نسبت به زمانهاي ماقبل پالئوزوئيك و مابعد هستند.

در خلال پالئوزوئيك، ماگماتيسم داراي شدت و ضعف فراوان بوده و محدودترين فعاليتهاي ماگمايي طي دوره كامبرين ـ اردويسين ـ كربونيفر بوده است در حاليكه در سيلورين ـ دونين بطور نسبي در ارتباط با حركات زمين‌ساختي كالدونين و نيز در دوره پرمين، مرتبط با   هرسي‌نين تظاهرات مگمايي، شايان توجه است.

با توجه به رديفهاي چينه‌نگاري پالئوزوئيك دو وضعيت پارينه جغرافيايي براي تظاهرات ماگمايي اين زمان ميتوان درنظر گرفت.

الف)فعاليت ماگمايي در محيط‌هاي نيمه قاره‌اي ـ دريايي كم عمق و بطور كلي شرايط پلاتفري.

در اين شرايط سنگهاي آتشفشاني نهشته شده، درون واحدهاي رسوبي و ته‌نشست‌هاي مربوط به محيط‌هاي پلاتفري پالئوزوئيك قرار دارند كه بطور نمونه ميتوان از سنگهاي آتشفشاني مافيك درون سازند جيرود در البرز مركزي نام برد.

 ب)فعاليتهاي ماگمايي محيط‌هاي رسوبي ژرف تا نيمه ژرف

در اين شرايط سنگهاي آتشفشاني اپيليتي و مجموعه سنگهاي متامكانيكي و يا رسوبي ـ آتشفشاني دگرگوني گاه همراه با سنگهاي اولترامافيكي ملاحظه مي‌گردد. و جورسنگهاي اولترامافيك ـ مافيكي همراه با ته‌نشست‌هاي پالئوزوئيك بالائي در مناطق شمال شرقي ايران (مشهد و مجاور آن) نيز نشانه شرايط سنگ‌شناسي اسيدي (گرانيتي ـ ريوليتي) ميانه (تراكي آندزيتي ـ آندزيتي) و بازيك (بازالتي، گابرو ـ ديابازي) و حتي اولترامافيكي در طول پالئوزوئيك از طريق مناطق ضعف پوسته و شكستگي‌هاي عميق، به سطح زمين راه يافته و يا درون پوسته جايگزين شده‌اند. فعاليت‌هاي آتشفشاني بازالتي كه ناشي از ذوب بخشي گوشه بالايي بوده است. در اين ميان سهم شايان توجهي دارد.

6)تركيب ژئوشيميايي سنگهاي مافيك (بازالتي) در انواع نيمه قاره‌اي ـ كم عمق و بطور كلي پلاتفرمي، عمدتا آلكالن بوده و در مورد سنگهاي مافيك دولريتي ـ ديابازي و يا بازالتي محيط‌هاي ژرف و احيانا شرايط اقيانوسي، از نوع ساب آلكالن (تولئيتي) است. سنگهاي دروني و توده‌هاي گرانيتوئيدي، بعضا كالكوآلكالن (مانند پاره‌اي از گرانيتوئيدهاي مشهد) و برخي آلكالن (گرانيتهاي اردكان) هستند.

7)حضور پاره‌اي از افقهاي بوكسيتي ـ اوليتي در پالئوزوئيك (به ويژه پرمين) ميتواند در ارتباط با دگرساني شديد سنگهاي ماگمايي (به ويژه سنگهاي ماگمايي بازيك) در شراي آب و هوايي گرم و مرطوب باشد. تمركز عنصر به صورت فسفريت در سنگهاي تخريبي ـ كربناته سازند جيرود كه در يك محيط رسوبي كم ژرف نهشته‌اند، نميتواند بي‌ارتباط با ماگماتيسم بازيك آلكالن پالئوزوئيك كه پرمايه از عناصر ژئوشيميايي ناسازگار (مانند فسفر) است، باشد، كبالت همراه با مس و آهن به صورت ذخاير شايان توجه در بخشهاي آغازي پالئوزوئيك نيز از جمله آثار كاني‌زايي و البته به پالئوزوئيك ميتواند باشد.

 

 

 

زون کپه داغ

مقدمه

پهنه رسوبى – ساختارى کپهداغ شامل کوههاى هزار مسجد در شمال شرقی ایران است که در یک راستاى WNW تا ESE، از شرق دریاى خزر آغاز و پس از عبور از ترکمنستان و ایران، وارد خاک افغانستان میشود. در نتیجه، کپهداغ به عنوان یک میدان گازى بزرگ بین سه کشور ایران، ترکمنستان و افغانستان مشترک است. میدانهاى گازى بسیار عظیم خانگیران در ایران، دولتآباد – دونمز، شاتلیک، گازلى، بایران على و مهرى در ترکمنستان و گوگر در افغانستان، در این حوضه کشف شدهاند .

از نگاه جغرافیایى و کوهنگارى، کپهداغ بخشى از ادامة شرقی کوههاى البرز است، ولى ویژگیهاى زمینشناختى و ساختارى آن نسبت به نواحى مجاور متفاوت است  .
مرز شمالى این پهنه با فلات توران، منطبق بر گسل عشقآباد است که روند N 310 درجه دارد. در باره مرز جنوبى کپهداغ، دیدگاهها متفاوت است، ولى این مرز با رخنمونهاى ناپیوسته منشورهاى برافزایندهتتیس کهن مشخص میشود که در شمال شرقی فریمان (سفیدسنگ) و جنوب غربی مشهد برونزد دارند.

 

ژئومورفولوژی

از نگاه ریختشناسى، کپهداغ منطقهاى کوهستانى است که فازهاى آلپ پایانى در شکلگیرى سیماى امروزى آن نقش اساسى داشتهاند. ریختشناسى منطقه، جوان است و توپوگرافى ناحیه، رابطهاى مستقیم با ساختارهاى زمینشناسى دارد. به طور معمول، تاقدیس‎ها ارتفاعات، و ناودیس‎ها دشتهاى میانکوهى را میسازند و سازندهاى کربناتى مزدوران (ژوراسیک بالایى) و تیرگان (کرتاسه پایینى) واحدهاى سیما ساز منطقه هستند. دشتهاى سرخس، گرگان، مشهدقوچان و شیروان – بجنورد از نواحى فروافتاده کپهداغاند.

ویژگیهای تکتونیکی-رسوبی

جدا از میدانهاى عظیم گازى، جاى گیرى پهنة کپهداغ در فصل مشترک دو ابرقارة اوراسیا و گندوانا سبب شده تا این پهنه مورد توجه خاص زمینشناسان باشد. گریسباخ (1881)، شرکت نفت امیرانین (1938)، کلاپ (1940)، گانسر (1951)،‌گُلدشمیت (1952)، پَرَن (1335)، انصارى (1340) و از 1341 به بعد افشار حرب، پژوهشگرانى هستند که به زمینشناسى کپهداغ پرداختهاند که از آن میان افشار حرب بیشترین سهم را دارد.

شرایط رسوبگذارى و رخدادهاى زمینساختى حاکم بر پهنه کپهداغ شباهت به پهنه زاگرس دارد که از آن جمله میتوان به زمان چینخوردگى نهایى، روند عمومى چینها، نبود تکاپوهاى ماگمایى، یکسان بودن رژیمهاى فشارشى و 000 اشاره کرد.



موقعیت ساختارى کپهداغ

اگرچه در بسیارى از گزارشهاى زمینشناسى، کپهداغ را لبه جنوبى ورق توران و بخشى از ابرقاره اوراسیا دانستهاند، ولى در حال حاضر در بارة جایگاه این پهنه دو دیدگاه متفاوت زیر وجود دارد.

الف) نظریة اوراسیایى: بر پایه این نظریه که طرفداران فراوان دارد، در ناحیة آقدربند نهشتههاى لیاس با دگرشیبى آشکار بر روى ردیفى از نهشتههاى آذرآوارى با ساخت پیچیده و به سن تریاس میانى – بالایى جاى دارند. ردیفهاى تریاس میانى – بالایى، خود بر روى ضخامت زیادى از آواریهاى سُرخرنگ نشستهاند که ظاهرى شبیه به مولاسهاى پرمین بالایى – تریاس زیرین فلات توران دارند و به طور دگرشیب، پیسنگ هرسینین را میپوشانند و با رخسارههاى کربناتى – سکوى دیگر نواحى ایران تفاوتدارند. بدینسان، این گروه از زمینشناسان، کپهداغ را بخشى از ابرقاره اوراسیا و سنگهاى اولترامافیک ناحیه مشهد را بقایاى اقیانوسى میدانند که دو صفحه توران (اوراسیا) و ایران (گندوانا) را از یکدیگر جدا و به سوى شرق، در امتداد گسل هرات، تا هندوکش ادامه داشته است.
ب) نظریة گندوانایى: بر خلاف طرفداران نظریة اوراسیایى، افتخارنژاد (1370) سنگهاى پرکامبرین پسین – پالئوزوییک ناحیه رباط قرهبیل را همسان سنگ نهشتههاى همزمان در ایران مرکزى و البرز شرقی میداند و بر این باور است که سکوى اپى کاتانگایى پالئوزوییک صفحة ایران در سرتاسر و یا بخشى از کوههاى کپهداغ وجود دارد. در ضمن رخسارة سنگهاى دونین و کربنیفر پنجره فرسایشى آقدربند را همسان سازندهاى جیرود و مبارک البرز مرکزى میداند و بدینسان نتیجه میگیرد که پیسنگ پهنه کپهداغ متعلق به هرسینین توران (اوراسیا) نیست، بلکه دنبالهاى از پیسنگ آفریقا – عربستان است و لذا مرز میان سکوى ایران و پهنه هرسینین توران را در شمال کوههاى کپهداغ و در خارج از ایران میداند.

جدا از دو نظریة اوراسیایى و گندوانایى، وجود توربیدیتهاى دانه ریز، رادیولاریت ، چرت ، روانههاى بالشى و سنگهاى اولترامافیک شرق روستاى سفیدسنگ واقع در جنوب شرقی مشهد، به سن پرمین پسین و گاهى پرمین میانى، نشان میدهد که در اواخر کربنیفر و اوایل پرمین، در بخش شمال خاورى ایران، یک کافت درون قارهاى به وجود آمده و دست کم از آن زمان به بعد، کپهداغ به عنوان یک حوضه رسوبى مستقل، شرایط رسوبى و زمینساختى ناهمسانى با ایران مرکزى و البرز خاورى داشته است.

 

 

 

سنگ شناسي:
  
مجموعة شاندرمن - اسالم از نوع سنگهاي شيستي و گنايسي، متوسط دانه، به رنگ خاكستري - سبز است كه همراهاني از اولترامافيك هاي متورق دارد.
  
از نگاه سنگ شناختي مجموعة مورد سخن بيشتر از نوع شيست هاي حاوي اكتينوت، گرونا، زوئيزيت و مسكويت و يا گنايس هاي دانه ريز با مقدار ناچيز كوارتز و آلبيت است. شيست هاي سريسيت مسكويت دار نقره اي رنگ و سنگهاي حاوي ديوپسيد و كلريت، به مقدار بسيار ناچيز، از ديگر سنگهاي اين مجموعه هستند. گاهي، به ويژه در پهنه هاي برشي، پديده دگرگوني بازگشتي موجب پيدايي كلريت سبز و رگه هاي كلسيت و جايگزين شدن آنها به جاي گرونا و اكتينوت گرديده است.
  
بر پاية داده هاي كاني شناسي و همچنين نشانه هاي بافتي، به نظر مي رسد كه نخسيتن سنگهاي اين مجموعه نوعي سنگهاي آواري آهك دار و ته نشست هاي توفي با ميان لايه هايي از سنگهاي آتشفشاني بازيك، سنگهاي منيزيم دار و پليتهاي خاكستري رنگ بوده اند كه در رخساره مابين شيست سبز و آمفيبوليت دگرگون شده اند.
  
همراهان اولترامافيكي اين مجموعه بيشتر از نوع سرپانتينيت هاي سرپوفيت و آنتيگوريت هستند. با وجود اين، در پيرامون روستاي لاچدر، اولترامافيك هاي كمتر دگرسان شده، خاستگاهي از سنگهاي مافيك اوژيت دار تا اولترامافيك دارند. رودنگيت از جمله سنگهايي است كه به صورت دايكهاي سفيد رنگ در پيكر سرپانتينيت ها ديده مي شود.
  
گفتني است كه بهترين رخنمون افيوليتي از مجموعة شاندرمن - اسالم را ميتوان در دره رود لُمير ديد.
  
  
ضخامت:
  
قرارگيري در زونهاي گسليده سبب گرديده تا مجموعة شاندرمن - اسالم ساختار آميزه گون داشته باشد به همين رو برآورد ستبراي اين واحد سنگي ناممكن بوده است.
  
   حد پاييني و بالايي:
  
حد پاييني مجموعة شاندرمن - اسالم محدود به گسلهاي برگشته با زاويه بلند است. اين مجموعه با سنگهاي كرتاسه و يا با رديفي از شيل و سنگ ماسه هاي تيره رنگ پوشيده شده است كه با سازند شمشك، به سن لياس، همانند است.
  
سنگواره و سن:
  
فقرداده هاي ديرينه شناسي و همچنين دگرگون بودن مجموعة شاندرمن - اسالم سبب گرديده تا كلارك و همكاران (1975) اين مجموعه را به سن پركامبرين بدانند.
  
مطالعات سيستماتيك نقشة خلخال (افتخارنژاد و همكاران، 1371) نشانگر نتايج نويني از سن اين مجموعه بود.
   6
نمونه مطالعه شده توسط بزرگ نيا به لحاظ داشتن سنگواره هاي Fusulinids, Paleotextularia sp. ،Kahlerina sp. Schwagerina sp.، Staffella sp. ، Climacammina sp. ،Neoendothyra sp. ،Bisphaera sp. به سن پرمين (مرغابين) و دو نمونه نيز كه داراي روزنداران Endothyria Spposita con L& lys ، Dainella chomatia ، Diplasphaerina sp. Asteroarhaediscus sp. بودند متعلق به كربنيفر دانسته شده اند.
  
يافته هاي ديرينه شناسي ياد شده مي تواند نشانگر يك اشتقاق، به سن كربنيفر - پرمين در شمال ايران باشد كه در سرآغاز ترياس پسين و همزمان با رخداد سيمرين پيشين سرانجام گرفته است.
  
  
گسترش جغرافيايي:
  
گسترش اين مجموعه محدود به نقشه زمين شناسي 1:250،000 بندرانزلي است. دامنة شمال خاوري كوه هاي بقروداغ به ويژه باختر رودخانة شاندرمن، رودخانه هاي لمير، سياه بيل و همچنين رود غروباز مناطقي هستند كه مي توان برونزدهاي اين مجموعه را ديد.
  
  
مقايسه و هم ارزي:
  
تنها واحد سنگي در خور قياس با مجموعة شاندرمن- اسالم، سنگهاي دگرگون و همراهان اولترامافيكي جنوب مشهد است كه در حال حاضر معرف پوسته هاي اقيانوسي تتيس كهن اند.
  
بخشي از دگرگونه هاي جنوب گرگان (شيست هاي گرگان) و همچنين دگرگونه اي كوه الله يارلو در ناحيه اهر ممكن است با مجموعة شاندرمن - اسالم در خور قياس باشند.

 

 

پایان این بخش

 

 

 

.سمنان از جمله استان هايي است كه اولويت‌هاي مطالعاتي آن كه در دستور كار سازمان زمين‌شناسي قرار داشته است به همين دليل بررسيهاي انجام شده سابقه ديرين داشته و از نظر كمي و كيفي درخور توجه ميباشند.
  
بررسيهاي انجام شده در استان سمنان از دو نوع زمين‌شناسي و اكتشافي زير است.
   1- بررسيهاي زمين‌شناسي
   الف : بررسيهاي زمين‌شناسي به مقياس 1:250.000
  
استان سمنان زير پوشش ده چهارگوش 1:250.000 بنامهاي آران، ساري ، سمنان، كوه گوگرد، گرگان، ترود، جندق، جاجرم، توران و چاه سرب (شيرگشت) است. تحقيقات زمين‌شناسي مربوط به كليه چهارگوشهاي فوق خاتمه يافته و در حال حاضر اين نقشه‌هاي زمين‌شناسي در بسياري از برنامه‌هاي اقتصادي ـ عمراني استان سمنان مورد استفاده قرار ميگيرند.
   ب: بررسيهاي زمين‌شناسي به مقياس 1:100.000
   تمام استان سمنان با حدود 37 برگ نقشه زمين‌شناسي به مقياس 1:100.000 پوشيده مي شود . نواحي گسترده‌اي از استان سمنان از جمله مناطق كويري كشور هستند كه از نظر مطالعات زمين‌شناسي ـ اكتشافي در اولويت هاي مطالعاتي قرار ندارند. معهذا، بخش درخور توجهي از استان از جمله نواحي پرتوان معدني است كه از گذشته مورد توجه بوده و به همين دليل، مطالعات زمين‌شناسي، معدني لازم ، به مقياس 1:100.000 در آنها صورت گرفته است.
  
نقشه زمين‌شناسي 1:500.000 ، استان سمنان تلفيقي از نقشه‌هاي زمين‌شناسي 1:100.000 و 1:250.000 است كه در چارچوب يك پروژه تحقيقاتي معدني صورت گرفته است. اين نقشه ميتواند نشانگر خاصه‌هاي ساختاري بويژه پراكندگي سنگها و منابع معدني استان سمنان باشد و لذا در بسياري از برنامه هاي عمراني ـ اقتصادي بويژه اكتشاف منابع معدني كاربرد دارد.
   ج ـ زمين‌شناسي موضوعي
  
جدا از مطالعات سيستماتيك مربوط به تهيه نقشه‌ها و گزارشهاي زمين‌شناسي، در استان سمنان چند مورد مطالعات زمين‌شناسي موضوعي زير صورت گرفته است:
  
ـ بررسي زمين‌شناسي مهندسي در محل سد آستانه دامغان
  
ـ مطالعات مقدماتي زمين‌شناسي به مقياس 1:200.000 در محل احداث سد دامغان رود
  
ـ بررسي جنبشهاي كوهزايي كالدونين در منطقه گرگان و شاهرود و تاكيدي بر وجود اثار فاز تاكونين در شمال شاهرود
  
ـ انجام بررسيهاي زمين‌شناسي در ناحيه صنعتي سمنان
  
ـ مطالعات هيدرولوژي و ژئوفيزيك در معدن پشته سمنان
  
  
  
ـ پژوهش و بررسي نو زمينساخت كاربردي و خطر زمينلرزه ـ گسلش در چهارگوش سمنان، كه به لحاظ استعداد لرزه‌زايي بالا، افزايش جمعيت شهري، ايجاد سازه‌هاي بزرگ و كوچك و گسترش فعاليت صنعتي و سرمايه‌گذاري صورت گرفته است.
  
عناوين كامل مطالعات زمين‌شناسي موضوعي در فهرست گزارشهاي استان سمنان بيان شده است.
   2 - بررسيهاي اكتشافي
  
بخش درخور توجهي از مطالعات اكتشافي انجام شده در استان سمنان بروش ژئوشيميايي است كه به طور عموم در مقياس ناحيه اي و در چارچوب نقشه‌هاي زمين‌شناسي به مقياس 1:100.000 صورت گرفت. افزون بر آن ميتوان به اكتشافات موضوعي نيز اشاره داشت.
   الف ـ اكتشافات ناحيه اي
  
فعاليتهاي اكتشافي ناحيه اي انجام شده توسط سازمان زمين‌شناسي با استانداردهاي مطالعاتي جهاني هماهنگ بوده و به دو روش اكتشافات چكشي، نمونه برداري از آبراهه‌ها مي‌باشد.
  
براي كليه مناطق كانه‌دار، پيشنهادات اكتشافي لازم تهيه و ارايه گرديده است كه از آنجمله ميتوان به منطقه طلادار معلمان و گندي اشاره كرد كه در حال حاضر عمليات اجرائي اكتشافات نيمه تفصيلي و تفصيلي در دست انجام مي‌باشد. به عبارت بهتر، برپايه اطلاعات حاصل از اكتشافات ژئوشيميايي ناحيه اي استان سمنان، كليه برنامه‌هاي اكتشافي آتي تدوين گرديده تا تا تكرار و دوباره كاريهاي اكتشافي پرهيز گردد.
  
بررسيهاي ژئوشيميايي استان سمنان شامل 16 برگ نقشه به نامهاي فيروزكوه، سمنان، جام، معبد، خورس، رزوه، دره‌دائي، ابريشم رود، احمدآباد، دارين، درونه، مري، معلمان، كلاته، سرخه، كهن‌آباد، است كه حدود50000 كيلومتر مربع از سطح استان را زيرپوشش دارند.

 

 

 

 

 

 

 

 

آتشفشان

 

 

 

 

آشفشان يکي از پديده هاي طبيعي و دائمي زمين شناسي است که در طول تاريخ زمين شناسي نسبتا بدون تغيير باقي مانده و در ايجاد، تحول و تکامل پوسته و گوشته زمين نقش اساسي داشته و دارد.

توليد مواد آتش فشاني و پديده هاي مؤثر در ايجاد آتشفشان از پرکامبرين تا عهد حاضر تغيير چنداني نداشته است و آنچه در اين راستا تغيير کرده است، نوع دانسته ها، چگونگي انديشيدن و نحوه بهره گيري از آنهاست.

آتشفشانها پديده هاي جهاني هستند و در ساير کرات منظومه شمسي به ويژه سيارات مشابه زمين يک پديده عادي محسوب مي شود و آتشفشان بي شک در کيهان نيز رخ مي دهد.

همچنين پوشش سطحي ماه اغلب با سنگ هاي آتشفشاني پوشيده شده است و بارزترين ارتفاعات مريخ توسط آتش فشانها ساخته شده است.

فوران هاي فومرولي در برخي کرات مانند قمر آيو در سياره مشتري يک پديده عادي مي باشد.

زبانه هاي آتش و لکه هاي خورشيدي را جدا از ماهيتشان، مي توان نوعي فوران آتش فشاني در خورشيد تلقي نمود.

علم آتشفشان شناسي به مباحثي نحوه تشکيل و تحول ماگما، چگونگي جابجايي و حرکت انواع مواد، گدازه ها و ماگماها و نيز تحولات آنها در اتاقک هاي ماگمايي، چگونگي فعاليت آتش فشان ها و گسترش مواد آتشفشاني در سطح زمين، چگونگي تحول مواد آتشفشاني و ... اشاره مي کند.

علم آتشفشان شناسي از برخي علوم زمين چون پترولوژي، تکتونيک جهاني، ژئوشيمي، چينه شناسي، رسوب شناسي، ژئوفيزيک، کيهان شناسي و برخي ديگر از علوم تجربي مانند شيمي، فيزيک، آمار و رياضي کمک مي گيرند.

آگاهي از علم آتشفشان شناسي و شناخت آتشفشان ها در بسياري از موارد نظري و کاربردي اهميت شايان توجهي دارد که از آن جمله:

1- با کمک علم آتشفشان شناسي مي توان تا حدودي از ساختمان و ترکيب داخلي زمين (حداقل پوسته و گوشته فوقاني) اطلاعاتي را کسب نمود.

2- هر چند مواد آتشفشاني که به سطح زمين مي رسند، نماينده واقعي قسمت ذوب شده آن نيستند (به دليل ذوب درصدي، تفريق، آلايش و...) ولي بخشي از انکلا وهاي موجود در آنها که قطعاتي از سنگ هاي ذوب نشده قسمت هاي ژرف هستند و توسط آتشفشان ها به سطح زمين مي رسند، مي توانند نماينده قسمت ذوب شده باشند.

بررسي اين سنگهاي بيگانه Olistolite و مواد آتشفشاني ما را در شناخت درون زمين ياري مي دهد.

3- امروز استفاده از انرژي ژئوترمال در بسياري از کشورها مرسوم است و جزء انرژي هاي ارزان محسوب مي شود.

سرزمين هاي نزديک به آتشفشان هاي فعال، نيمه فعال و جوان که به تازگي آرامش يافته اند، داراي منابع انرژي خوبي هستند. اين انرژي همچنين بعنوان يک منبع تجديدپذير و بدون آلودگي زيست محيطي در واقع يکي از اميدهاي بشري است. در کشور ما نيز منابع زمين گرمايي غيرعادي بسياري وجود دارد که توجه به شناخت و چگونگي استفاده از انرژي آنها راهي است که به تازگي آغاز شده است و با کمي حفاري و ايجاد تاسيسات نسبتا ارزان مي توان به منابع انرژي ارزشمندي دست يافت.

4- با عنايت به علم آتشفشان شناسي درباره فعاليت مجدد آتشفشان ها و خطرات احتمالي آنها آگاهي کافي در اختيار مجامع قرار مي گيرد.

5- شناخت مسائل وابسته به آتشفشان هاو سنگ هاي آتشفشاني نظير تفريق ماگمايي در آشيانه ماگمايي و محلول هاي گرمابي وابسته، جايگاه سنگ هاي آتشفشاني و خاستگاه آنها بسياري از مسائل ژنتيکي کانه ها را حل مي کند زيرا بسياري از کانسارهاي فلزي و غير فلزي بطور مستقيم يا غيرمستقيم حاصل آتشفشان ها هستند.

پراکندگي آتشفشان هاي جهان براساس موقعيت و نوع مخروط آنها شامل:

1- نواحي آتشفشاني اروپا تا قفقاز

2- نواحي آتشفشاني آفريقا و درياي سرخ

3- نواحي آتشفشاني خاور ميانه و اقيانوس هند

4- نواحي آتشفشاني زلاندنو تا فيجي

5- نواحي آتشفشاني مالزي و استراليا

6- نواحي آتشفشاني اندونزي و جزاير آندامان

7- نواحي آتشفشاني فيليپين و آسياي جنوب شرقي

8- نواحي آتشفشاني ژاپن، تايوان و جزاير ماريان.

9- نواحي آتشفشاني کوريل، کامچاتکا و سرزمين اصلي آسيا.

10-نواحي آتشفشاني آلاسکا

11- نواحي آتشفشاني کانادا و آمريکاي غربي

12- نواحي آتشفشاني هاوايي و اقيانوس آرام

13- نواحي آتشفشاني امريکاي مرکزي و مکزيک

14- نواحي آتشفشاني امريکاي جنوبي

15- نواحي آتشفشاني درياي کارائيب يا هند غربي

16- نواحي آتشفشاني ايسلند و اقيانوس منجمد شمالي

17- نواحي آتشفشاني اقيانوس اطلس

فوران آتش فشان:

فورانهاي آتشفشاني معمولا براساسي شکل دهانه اي که از آن فوران صورت مي گيرد، محل قرار گيري دهانه در کوه آتشفشان، شکل و نوع مخروط آتشفشاني و بالاخره خصوصيات عمومي فوران (آرام يا شديد – انفجاري يا غير انفجاري) طبقه بندي مي شوند.

گدازه هاي اسيدي به علت درصد Sio2 بالايي و درجه حرارت نسبتا پايين داراي گرانروي (ويسکوزيته) بالا و سياليت پائين و در نتيجه به صورت انفجاري همراه با مواد پرتابي مي باشد.

اما در گدازه هاي بازيک به علت درصد Sio2 پائين و درجه حرارت نسبتا بالا، گرانروي پائين بوده و سياليت افزايش مي يابد و در نتيجه مواد پرتابي با مقدار کم و فوران آرام انجام مي شود

 

انواع فوران

1-نوع هاوايي:

اين نوع آتشفشان به شکل گنبدي مي باشد و بيشتر مخروط آن از گدازه رقيق با ضخامت زياد و گسترش کم است. ارتفاع اين نوع آتشفشان نسبتا کم است.

از دهانه آن اغلب گدازه هاي بازيک با سياليت بالا و مواد پرتابي کم، بيرون مي ريزد.

به علت وجود ميزان کم گاز در گدازه اين نوع آتشفشان، فوران جرياني در آن ديده مي شود.

ماگمايي که به سطح مي رسد، معمولا به صورت فواره يا چشمه هاي گدازه اي خارج مي شود. اين نوع آتشفشان در جزاير هاوايي به تعداد زياد يافت مي شود.

در جزيره ايسلند نيز از اين نوع آتشفشان يافت مي شود.

2- نوع استرومبولي:

در آتشفشان هاي نوع استرومبولي ماگماي نسبتا رقيق با تركيب بازيك و مواد پرتابي كم تا زياد مي باشد كه مواد پرتابي به صورت ريتمي از اسكوري هاي ملتهب، لاپيلي و بمب مي باشد.

عمده فعاليت اين نوع آتشفشان در ساحل غربي ايتاليا ديده شده است.

فعاليت هاي آرام استرومبولي از دهانه هاي باز صورت مي گيرد و گدازه هاي نسبتا سيال در افق هاي بالايي مجراي آتشفشان وجود دارند.

به علت گرانروي بالاي ماگما، خروج گاز زيادتر از انواع ماگماهاي سيال نوع هاوايي صورت مي گيرد.

فوران هاي طولاني مدت استرومبولي مي تواند مخروطهاي مختلط را تشكيل دهد، در حالي كه فوران هاي كوتاه مدت معمولا مخروط هاي اسكوري دار را تشكيل مي دهند.

خاكستر در اين نوع آتشفشان كم بوده و به هنگام انفجار توليد ابرهاي سبك وزني را مي كند.

شيب مخروط اين نوع آتشفشان از شيب آتشفشان نوع هاوايي خيلي بيشتر است.

 

3- نوع وولكانو:

در نوع وولكانو، گدازه هاي خميري شكل، دهانه آتشفشان را مسدود مي كند و مانع خروج گازها و بخارات مي شود. پس از آن كه فشار گازها و بخارات بر اثر تراكم زياد شد، توليد انفجارات شديد مي كند. بر اثر انفجار، ذرات مواد مذاب با فشار به خارج رانده شده و بر اطراف پرتاب مي شوند و توليد ابرهاي ضخيم و وسيعي از خاكستر را مي كنند.

اين ذرات خاكستر، پس از سرد شدن در اطراف دهانه آتشفشان ريخته شده و توليد مخروطي از خاكستر مي كند. اين نوع مخروط آتشفشاني اغلب داراي دو شيب است كه يكي به طرف دهانه و ديگري به طرف خارج است گدازه مذاب در آن ها به صورت روانه، خيلي كم و نسبتا محدود است.

يك كوه آتشفشان ممكن است مدتي به شكل يك نوع و مدتي ديگر به شكل نوعي ديگر آتشفشاني مي كند. چنان كه آتشفشاني كوه وزوو و اتنا. گاهي از نوع استرومبولي و زماني از نوع وولكانو مي باشد

سري ماگمايي آتشفشاني نيز شامل سري تولئيتي، كالكوآلكالن، آلكالن يا شولقرنيتي مي باشد.

- سري تولئيتي شامل بازالت تولئيتي، سنگ هاي حدواسط و اسيدي مي باشد. لري تولئيتي از نظر سديم و پتاسيم و ديگر عناصر آلكالن و همچنين عناصر خاكي نادر و سيليس غني مي باشد كه در مناطق سازنده و در داخل صفحات و گاهي در مناطق در حال فرورانش يافت مي شوند.

- سري كالكوالكالن يا سري هيپرستن كه مانند سري تولئيتي غني از سيليس است و درصد Al2O3 آن بيش از 17% است و در مناطق فرورانش ديده مي شود.

- سري آلكالن: فقير از سيليس، عناصر آلكالن، عناصر خاكي نادر، مواد فرار، ارتوپيروكسن و پيژونيت و حاوي اليوين پايدار و بدون حاشيه واكنشي و داراي فلدسپاتوئيد ( نفلين – آناليسم، لوسيت ) مي باشد و در داخل صفحات قاره اي و اقيانوسي ديده مي شوند.

- سري شوشونيتي: داراي پتاسيم زياد م نسبت 1= Kzo/ NazO مي باشد.

و در مناطق در حال فرورانش فراوان است ولي مانند كالكوآلكالن نمي تواند شاخص خوبي براي اين مناطق باشد، زيرا سري شوشونيتي در داخل صفحات قاره اي نيز ديده مي شود.

فعاليت هاي آتشفشاني كواترنر در حقيقت ادامه فعاليت هاي ترشياري در ايران است و در مناطقي كه آتشفشانهاي كواترنر فعاليت داشته اند، عموما آتشفشانهاي ترشياري نيز با شدت بيشتري فعال بوده اند.

آتشفشان هاي جوان فعاليت خود را از ميوسن به ويژه ميوسن بالايي و يا ميوپليوسن شروع كرده اند و تا كواترنر ادامه يافته اند. مهمترين مناطق آتشفشاني نئوژن – كواترنر در ايران به صورت ذيل مي باشد:

1- آتشفشان دماوند:

مخروط آتشفشاني دماوند در شرق تهران و 60 كيلومتري ( فاصله هوايي ) آن با مختصات "24 ‘06 520 طول شرقي و "05 ‘57 350 عرض شمالي واقع شده است.

نزديكترين شهرها به اين آتشفشان به ترتيب عبارتند از: رينه (در دامنه جنوبي) ، پلور، دماوند و فيروزكوه ( در شرق ).

گسترش گدازه ها و مواد آذر آواري در دماوند در حدود 400 كيلومتر مربع و در محدوده اي به طول

‘18 520 تا ‘59 510 و عرض "30 ‘04 360 تا "38 ‘48 350 را شامل مي شود.

ارتفاع قله آتشفشاني دماوند از سطح دريا 5610 متر مي باشد. 2 مسير براي صعود به قله وجود دارد:

مسير اول جنوب شرق كه مسير نسبتا آساني است و مسير ديگري مسير شمالي كه صعود از طريق آن بسيار مشكل و خطرناك است.

زمستان هاي منطقه دماوند بسيار سرد همراه با يخبندان و تابستانهاي آن معتدل مي باشد.

در بيشتر ماه هاي سال قله آتشفشاني دماوند پوشيده از برف است و مناسبترين ماه براي صعود به قله، مرداد ماه مي باشد.

بخشي از سنيدي قله دماوند كه در مرداد ماه قابل مشاهده است، متعلق به گوگردهاي متصاعد شده از دهانه مخروط مي باشد. مخروط آتشفشاني دماوند در شرق البرز مركزي قرار دارد. اگر البرز غربي و شرقي را امتداد دهيم، در محل دماوند اين دو امتداد از هم دور مي شوند.

آتشفشان البرز مربوط به ولكانيسمي است كه در كواترنر در البرز مركزي رخ داده است.

تمامي ساختمانهاي تكتونيكي از جمله: گسل ها، تراست ها، چين هاي البرز مركزي كه در منطقه دماوند وجود دارند، زماني كه به محدوده گدازه ها مي رسند، محو مي شوند.

آتشفشان دماوند به صورت مخروط نامتقارني است كه در قسمت جنوب غرب آن گدازه ها گسترش بيشتري دارند.

ريفت مخروط آتشفشاني بيان در اين موضوع است كه فعاليت اين آتشفشان محضر به دهانه مركزي نبوده است بلكه دهانه هاي جانبي نيز در ايجاد مخروط نقش داشته اند. تعدادي دهانه جانبي در ارتفاعات بالاي مخروط در سمت جنوب غرب و شمال شرق قرار دارند اما فعاليت اصلي اين آتشفشان از دهانه مركزي آن صورت مي گيرد.

در تركيب سنگ شناسي آتشفشان دماوند بر اساس ميزان Sio2 و تركيب كاني شناختي آن 3 گروه سنگي قابل تفكيك هستند:

الف – سنگ هاي بازيك كه اين سنگ ها در محدوده پلور و رينه و پل وركوه ديده مي شوند. اين سنگ ها نسبت به ديگر سنگ هاي دماوند قديمي تر مي باشند. زيرا بر روي سنگ هاي بازيك منطقه پلور مقدار كمي گدازه هاي حدواسط (تراكي آندزيت) مشاهده مي شود. اين گدازه ها تنها در دامنه هاي كم شيب دماوند مشاهده مي شوند و مقدار آنها از ساير سنگ ها كمتر است.

اين گدازه ها به علت درصد Sio2 پائين و سياليت بالا داراي وسعت بيشتري است.

ب – سنگ هاي حدواسط كه حجم اصلي سنگ هاي آتشفشاني منطقه را دارا است شامل گدازه ها و سنگ هاي آذرآواري مي باشد و تركيب كاني شناختي تراكي آندزيت و تراكيت دارند.

تغييرات سنگ شناسي و ژئوشيميايي تراكي آندزيت ها و تراكيت ها تدريجي بوده و انواع حدواسط بين اين دو فراوانند.

ج – سنگ هاي اسيدي كه مرز بين سنگ هاي اسيدي و حدواسط در سنگ هاي آتشفشاني دماوند تدريجي است. اين سنگ ها در دامنه قله شمالي كوه هاره و با ضخامت حدود 100 متر بر روي آهك هاي لار قرار گرفته اند.

اين گدازه ها به طور متناوب همراه با مواد توفي به شدت دگرسان شده مي باشند.

اين گدازه ها متراكم و قرمز رنگ بوده و فنوكريست هاي پلاژيوكلاز و هورنبلند در آنها قابل تشخيص است.

د- سنگ هاي ولكاني كلاستيك كه در بخشهاي جنوبي، شرقي و غربي دماوند بيشتر ديده مي شود و در بخشهاي شمالي كاهش مي يابد.

سنگ هاي ولكانو كلاستيك به 2 دسته پيروكلاستيك و اپي كلاستيك تقسيم مي شوند:

برش پيرو كلاستيك(Pyroclastic Breccia):

سنگي است كه ميانگين اندازه قطعات آن بيش از 64 ميلي‌متر و قطعات سازنده آن زاويه دار باشند. ضمناً سنگي كه بيش از 75 درصد حجم آن از پيروكلاست تشكيل شده باشد به آن رسوبات پيروكلاستي مي‌گويند.

Pyroclastic Breccia: A kind of vlcanosedimentary rock pertaining to fragmented material (clastic material>64 mm) formed by a volcanic explosion or ejection from a volcanic vent. Once deposited, the ash, pumice, and rock fragments (>75%) may deform (flatten) and weld together because of the intense heat and the weight of the overlying material.

ماگماي حد وسط (midding magma) به ماگمايي گفته مي‌شود كه بين 62 تا 63 درصد سيليس داشته باشد و اختصاصات فيزيكي آن حد واسط بين ماگماي اسيدي و بازيك است. سنگ شاخص اين ماگما آندزيت است.

Midding magma: Magma is molten or partially molten rock beneath the Earth's surface. Intermediate-composition magmas will crystallize to produce the rock andesite.

نهشته هاي پيروكلاستيك شامل انواع توف هاي آتشفشاني دماوند شامل:

1– توف هاي شيشه اي دره هزار، توف تراكيتي جنوب قله دماوند، توف شيشه اي شمال دماوند و توف شيشه اي پوميسي رينه.

2– برش آتشفشاني دماوند.

3– نهشته هاي ريزشي پوميسي.

4– نهشته هاي جرياني پيروكلاستيك غرب دماوند و بالاي روستاي آبگرم.

5– نهشته هاي جرياني بلوك و خاكستر.

6– نهشته هاي اپي كلاستيك كه در بخشهاي جنوبي و شرقي دماوند قابل مشاهده است.

در ارتباط با نحوه تشكيل آتشفشان دماوند نظريات مختلفي ارائه شده است كه در ذيل به آنها اشاره خواهد شد:

- اوسينيكو ( 1930 ) معتقد است كه منطقه گسل دار اسك و آبگرم باعث بالا زدن گدازه ها شده است.

- كريستا ( 1940 )، يك خمش در كمان البرز را مسبب تشكيل آتشفشان دماوند دانسته است.

- آلن باخ ( 1966 )، معتقد است كه گسل هاي تشكيلات رسوبي موجب صعود گدازه ها به سطح زمين گشته اند.

- جانگ و همكاران ( 1975 )، با اعتقاد بر برخورد صفحات عربستان و اورازيا، فرورانش صفحه عربستان در امتداد سطح بينوف و ذوب اين صفحه در اعماق و ايجاد ماگماي آتشفشاني، علت پيدايش نمونه هاي كالكوآلسكالن ايران مركزي را مربوط به عمق زياد اين منطقه ذوب مي دانند كه در نتيجه دور بودن از تراست و عمق زياد ذوب، سنگ هاي آتشفشاني آلكالن آشكار شده اند.

- بروس و همكاران ( 1977 ) با توجه به تركيب شيميايي گدازه هاي دماوند آن را آتشفشان ويروس و دور از زاگرس در نظر گرفته و تشكيل آن را مرتبط با برخورد صفحه عربستان و اورازيا و فرورانش نوع خاص و ذوب پوسته اقيانوسي مي دانند.

1. a. Ovcinnikow (1930)

2. E. christa (1940)

3. Allenbach

- علي درويش زاده (1364) عقيده دارد كه آخرين حركت كمپرسيوني (فشارشي) كه فلات ايران را تحت الشعاع قرار داده و سبب چين خوردگي، بالا زدگي و جمع شدن پوسته قاره اي ايران گرديده، محل تاشدگي البرز را هم تحت فشار قرار داده است و اين فشار موجب فعال شدن شكستگي هاي عميق و خروج مواد مذاب گرديده است.

- نوگل سادات (1985) معتقد بود كه حركت گسل هايي كه داراي خميدگي هستند، باعث ايجاد يك منطقه كشش در محل خميدگي گشته و آتشفشان دماوند نيز اثر چنين پديده اي است.

- ايران نژاد (1370) معتقد است كه گسل هاي عميق منطقه مي توانند شرايطي را ايجاد كنند كه از طريق آن ماگماي آلكاسن به سطح زمين برسد.

گسل هاي اسك، بايجان، نوا، سفيدآب، شاهان دشت و ورارود در منطقه شناخته شده و تا زير دماوند ادامه دارند.

2- آتشفشان سهند:

اين آتشفشان در 40 كيلومتري جنوب تبريز با ارتفاع حداكثر 3710 متر واقع شده است.

يعقين سن مطلق گدازه هاي مختلف آن سن 12 تا 140 هزار سال را نشان مي دهد (1356).

سن به عقيده معين وزيري فعاليت هاي آتشفشاني سهند در چندين مرحله صورت گرفته اند و در بين اين مراحل آرامش نسبي وجود داشته است. وفور خاكستر به همراه قطعات يوميسي تا فواصل دور پراكنده شده اند كه نشان گر انفجارات شديد آتشفشان سهند است.

بلندترين قله، مجموعه متناوبي از برش، پيروكلاستيك ها و آهك سيليسي است كه طي دو مرحله فعاليت به وجود آمده اند. مرحله اول به صورت انتشار روانه هاي برشي و مرحله دوم شامل خروج گدازه هاي داسيتي است. تركيب سنگ شناختي سهند شامل آندزيت، داسيت، ريوداسيت و ريوليت به همراه مواد آذرآواري فراوان مي باشند. ماگماي تشكيل دهنده اين سنگ ها اشياع از سيليس بوده و داراي آلومينيوم زيادي است.

مطالعه اين آتشفشان نشان مي دهد كه ولكانيسم در آب صورت گرفته و آثار انواع ماهي در مناطق اطراف توده سهند بيان گر آن است كه سهند را دريايي كم عمق فرا گرفته است. با آغاز فعاليت اين آتشفشان در اواسط ميوسن و ايجاد شرايط نامطلوب، گروهي از پستانداران به صورت دسته جمعي از بين رفته اند كه آثار اين جانوران در حوضه هاي رسوبي اطراف مشهود است.

توده آتشفشاني سهند در واقع يك استراتوولكان شامل پيروكلاست ايگنمبريت و گدازه است كه توسط دودكش هاي مختلف و پراكنده در يك منطقه وسيع بيرون ريخته شده اند.

در فاصله دوره هاي آتشفشاني سهند، رسوبات سيلابي – رودخانه اي و يخچالي تشكيل شده اند كه غالبا تا شعاع چندين ده كيلومتري اطراف مراكز آتشفشان گسترش يافته اند.

توده آتشفشاني سهند به وسعت بيش از 3000 كيلومتر مربع، رسوبات دوره ميوسن و قديمي تر را پوشانده است.

تشكيلات ولكانو سديمنت آن به شعاع چند ده كيلومتر از دامنه هاي سهند به طرف جلگه هاي اطراف گسترش يافته اند.

3- آتشفشان سبلان:

اين آتشفشان در باختر شهر اردبيل به ارتفاع 4811 متر قرار دارد كه در واقع خط تقسيم حوضه هاي آبريز اروميه و رودخانه ارس به شمار مي رود.

رشته كوه آتشفشاني خاموش سبلان از دره قره سو در شمال غرب اردبيل شروع و در جهت شرقي – غربي به طول 60 كيلومتر و عرض تقريبي 48 كيلومتر تا كوه قوشاداغ در جنوب اهر ادامه مي يابد.

مخروط آتشفشاني سبلان از نوع چينه اي است كه گدازه هاي آن سطحي معادل 1200 كيلومتر مربع را اشغال كرده اند.

مخروط سبلان ساختمان مركزي عظيمي است كه بر روي يك سيستم هورست با روند شرقي – غربي قرار گرفته است.

ديدون و ژرمن ( 1976) سن اين آتشفشان را پليوكواترنر مي دانند.

اما باباخاني، سكويه و ريو (1369) اظهار مي دارند كه نخستين جريان گدازه سبلان بر روي توف ها و كنگلومرا هاي الوار ق رار دارند كه از نهشته هاي كواترنر پيشين حوضه مشكين شهر هستند.

ديدون و ژرمن فعاليت آتشفشاني سبلان را به 3 بخش تقسيم مي كنند:

الف – جريانات گدازه اي سبلان كهن كه بيشترين بخش كوه سبلان را در بر ميگيرد و شامل آندزيت هاي زيرين و مياني و جريان گدازه داسيتي است.

ب – فرونشست كه بخش مركزي ساختمان پيشين گسيخته شده كه نتيجه آن ايجاد يك فرورفتگي دايره اي به قطر 20 كيلومتر است و همزمان با فرونشست كالدار، فوران هاي انفجاري نيز روي داده است و از مواد آذرآواري تشكيل شده است.

ج – گنبدها و جريانات گدازه اي سبلان جوان كه پس از فروريزش كالدار، فوران مواد آتشفشاني صورت گرفته كه بلندترين بخش هاي مركزي آتشفشان را تشكيل مي دهند.

لازم به ذكر است كه فعاليت هاي آتشفشاني سبلان از نوع آلكالن سريك است.

4- آتشفشان تفتان:

تفتان يك آتشفشان جوان و نيمه فعال به سن پليوسن – كواترنر در بلوچستان و 50 كيلومتري شهر خاش قرار دارد. ارتفاع اين آتشفشان از سطح دريا 4050 متر و از دشت هاي اطراف 2000 متر است. اين آتشفشان در روي فيليش هاي كرتاسه بالايي و ائوسن بنا شده است. اولين فوران تفتان شامل گدازه ها و سنگ هاي پيروكلاستيك با تركيب داسيت و ريوداسيت در 20 كيلومتري غرب – شمال غرب قله فعلي شروع شده است ( گانسر 1966 ).

فعاليت مجدد تفتان شامل:

گدازه هاي داسيتي و آندزيتي متعلق به اواخر پليوسن در 10 كيلومتري شمال غرب پس از يك آرامش منجر به تشكيل طبقات اگلومرا، يك انفجار مهم در 2 كيلومتري جنوب قله امروزي به وقوع پيوسته كه اثر آن امروزه به صورت گودال فرسايشي ديده مي شود.

يكي از ويژگي هاي جالب در تفتان، ناهماهنگي كاني شناسي و تحول معكوس كاني ها در آندزيت هاي كواترنر اين آتشفشان ديده مي شود.

در گدازه هاي تفتان سنگ هاي بازيك مشاهده نمي شود.

سنگ هاي آذرآواري و توف هاي پوميسي بخش وسيعي از شرق و جنوب غرب آتشفشان تفتان را مي پوشانند كه اين سنگها عمدتا از پوميس و پرميسيت تشكيل شده اند.

5-آتشفشان بزمان:

سنگ هاي آتشفشاني – نفوذي شمال گودال جازموريان مجموعه سنگ هاي ماگمايي بزمان را شكل مي دهند. اين كمپلكس ماگمايي جزء زون ماگمايي اروميه – دختر محسوب مي شوند.

سنگ هاي نفوذي منطقه بزمان از گرانيت آلكالن پورفيري با فلدسپات هاي پتاسيم دانه درشت، گرانيت هاي دورنيلنددار، گرانوديوريت تا كوارتز ديوريت تشكيل شده اند كه داراي 64 تا 74 ميليون سال سن مي باشند.

سنگ هاي خروجي اين منطقه شامل سنگ هاي داسيتي، آندزيت – داسيتي و بندرت ريوليت، ايگنمبريت و توف هاي شيشه اي متبلور تشكيل مي دهند كه در جنوب شرق آتشفشان بزمان رخنمون دارند.

سنگ هاي آتشفشاني بزمان عمدتا آندزيت، بازالت و كمي اليوسن بازالت مي باشند.

آتشفشان داراي ساختمان استراتوولكان پيچده اي مي باشد و انواع گدازه هاي آندزيتي، داسيتي و ريوداسيتي در دامنه شرقي آن زيادتر است.

مخروط اصلي اين آتشفشان از اجتماع برش هاي ايگنمبريتي، پرميس و گدازه تشكيل شده كه به طور متناوب قرار گرفته اند.

 

رنوايگنمبريت :(Rneo-ignimbrite)

اين اصطلاح زماني بكار مي‌رود كه پهنه ايگنمبريتي از شيب تندي سرازير شود و مانند جريان گدازه شروع به حركت ميكند. در اين حالت ديگر اثري از جوش خوردگي در آن ديده نمي‌شود.

Reno-ignimbrite: A kind of ignimberite loosing its special welded layered texture by flowing from high slop land.

رنودايك (Rneo-dyke):

اين واژه زماني بكار مي رود كه مواد و سيالات از قاعده رنوايگنمبريت ها به بخش فوقاني صعود كند در نتيجه مانند وايك در بخش هاي فوقاني تزريق مي‌شود اين دايك ها بدون ريشه بوده و به آنها رنودايك گفته مي‌شود.

Rneo-dyke: Uprooter dykes originating from fluid and gases of rneoignimbrite.These pesododykes penetrate the ignimberite.

 

6-آتشفشان آرارات:

آرارات يك آتشفشان استراتوولكان است كه وسعتي در حدود يك هزار كيلومتر مربع را اشغال كرده است.

اين آتشفشان در محل تلاقي شكستگي هاي بزرگ با جهت شرقي – غربي و غربي – جنوب شرقي قرار گرفته است.

در منطقه آرارات، بر روي رسوباتن كواترنر، توف هاي قرمز تحتاني و سپس گدازه هاي آندزيتي، داسيتي و ريوداسيتي ريخته شده اند و در پايان نيز روانه هاي بازالتي منطقه را مي پوشانند.

سنگ هاي آتشفشاني آرارات (به غير از بازالت ها) به دو سري غني از ايتريم و فقير از ايتريم تقسيم مي شوند كه هر دو سري شامل آندزيت، داسيت و ريوداسيت است اما بازالت ها به طوور كلي فقير از ايتريم مي باشند.

نسبت استرانسيم راديوپنيك در داسيت ها و آندزيت ها بين 0.70420.7055 است كه نشان منشاء گوشته اي آنهاست.

لامبر و همكاران ولكانيسم آرارات را در نتيجه شكستگي هاي بزرگ ليتوسفري و حركات ميكروبلوك ها مي داند و نظريه فرورانش را در مورد آرارات صادق نمي داند

[ یکشنبه پانزدهم فروردین 1389 ] [ 9:43 بعد از ظهر ] [ حسین ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به نام هستي بخش انسان ها
اين وبلاگ در اول دي ماه 1387 توسط مدیر وبلاگ فعال گرديده و سعي دارد مطالبي در خصوص موضوعات علمي ،آموزشی با كار كرد هاي جغرافيايی،تاريخي ،اجتماعي،زمين شناسي و....را به شماخوانندگان ارجمند ارائه نمايد،باشد كه مقبول افتد و مورد رضايت قرار گيرد. انشاا...
در صورت تمایل میتوانید مطالب ارزنده خود را به ایمیل arshia141@Gmail.com ارسال نماييد تا بانام خودتان و در وبلاگ خودتان استفاده شود. . همچنین اگر نظرات خودتان را برایم ارسال کنید خوشحال میشوم . باتشكر


زندگي اطلس جغرافي ماست
که در آن نقشه استان محبت پيداست
جلگه جهد و نمکزار حسد پيدا نيست
کوه چهل چشمه عشق ارتفاعش بسيار
و فلات ايمان حول اين کوه چه وسعت دارد

موضوعات وب
امکانات سایت

آی پی رایانه شما :

 Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
کد جست و جوی گوگل
نام شما :
ايميل شما :
نام دوست شما:
ايميل دوست شما:

Powered by Night-Skin

نایت اسکین ، مرجع قالب و ابزارهای وبلاگ نویسیابزار معرفی وبلاگ به دوستان

پیغام ورود و خروج

Online User

ایران اسکین

[ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ]